در نشست بازخوانی کتاب غربزدگی مطرح شد:
تبیین دوگانگی سنت و مدرنیته و نقد مبانی فکری غرب
مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه کردستان در نشست هماندیشی علمی با موضوع بازخوانی کتاب "غربزدگی" به بیان تقابل دوگانگی سنت و مدرنیتە و نقد مبانی فکری غرب پرداخت.
حجتالاسلام والمسلمین عابدین رستمی در نشست هماندیشی علمی کە روز یکشنبە ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ کە با حضور اساتید دانشگاە کردستان برگزار شد، با اشاره به مسئله دوگانگی میان سنت و مدرنیته اظهار کرد: معیار سنجش در هر زمانی، سازوکار خاص خود را دارد و در همان چارچوب عمل میکند.
وی با بیان اینکه تجدد یا مدرنیته صرفاً به سبک زندگی مادی محدود نمیشود، افزود: در مقایسه میان کشورها، صرف شاخصهای اقتصادی نمیتواند معیار کامل توسعهیافتگی یا مدرنیتە باشد و باید به مجموعهای از مبانی فکری و نظری نیز توجه کرد.
حجتالاسلام رستمی با اشاره به برخی مؤلفههای مدرنیته غربی تصریح کرد: پوزیتیویسم به عنوان اثباتگرایی افراطی، ماتریالیسم یا مادیگرایی، سکولاریسم به معنای جدایی دین از عرصههای اجتماعی، و لیبرالیسم به عنوان تأکید بر فردگرایی، از جمله ارکان این منظومه فکری هستند.
به گفته این مقام مسئول، یکی از اصول مهم مدرنیته، پوزیتیویسم یا اثباتگرایی افراطی است که بر اساس آن تنها دادههای قابل مشاهده با حواس پنجگانه معتبر شناخته میشوند و سایر حوزههای معرفتی نادیده گرفته میشوند.
حجتالاسلام رستمی همچنین ماتریالیسم، سکولاریسم، لیبرالیسم، اومانیسم، راشنالیسم و عقلگرایی در مقابل وحی و شهود را از دیگر مؤلفههای منظومه فکری مدرنیته برشمرد و تأکید کرد: این مجموعه در کنار یکدیگر چارچوبی را شکل میدهند که در گفتمان عمومی از آن با عنوان غربگرایی یاد میشود.
مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه کردستان در دانشگاه کردستان با اشاره به مفهوم پلورالیسم گفت: بر اساس این دیدگاه، حقیقت میتواند متکثر و به تعداد انسانها متفاوت باشد، در حالی که این نگاه در اندیشههای سنتی و دینی پذیرفته نیست.
حجتالاسلام رستمی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نقدهای جلال آلاحمد نسبت به تحولات مشروطه گفت: وی به اختلاف میان مشروطهخواهان غربگرا و مشروطهخواهان مسلمان اشاره و همچنین به کاهش نقش روحانیت در برخی مقاطع تاریخی پس از مشروطه پرداخته است.
وی افزود: بر اساس این نگاه، تمرکز مراکز اصلی دینی در نجف، کربلا و سامرا از جمله عواملی بوده که در کاهش نقش مستقیم روحانیت در تحولات سیاسی داخل ایران مؤثر بوده است؛ با این حال پس از انقلاب اسلامی این نقش بار دیگر احیا شد.
