Assistant Professor
Update: 2026-01-19
زانیار نقشبندی
زبان و ادبیات / زبان و ادبیات کردی
Master Theses
-
ساخت اسنادی شده در کردی سورانی
هدف اصلی این پژوهش پاسخ دادن به این پرسشها است که آیا ساخت اسنادی شده در کردی سورانی وجود دارد و در صورت وجود دارای چه انواعی است، آیا ساخت اسنادی شده در این زبان با ساختهای متناظر در دیگر زبانها از لحاظ معنایی و نحوی کاملا منطبق هستند یا خیر و ویژگیهای نحوی، معنایی و گفتمانی این ساختها کدامند. در قسمت گردآوری و تحلیل معنایی دادهها از دانش زبانی نگارنده بعنوان گویشور بومی کوردی سورانی بهرهگرفته شده و در مرحله تحلیل نحوی جملات اسنادی شده، از برنامه کمینهگرا و نقشهنگاری و برای تحلیل معنایی از معناشناسی گزینهها استفاده شده است. ویژگیهای اطلاعی، نحوی و معنایی با استفاده از چارچوب نظری مذکور تحلیل و توصیف شدهاند و در ادامه نشان داده شده که ویژگیهای کارکردی و گفتمانی این ساختها حاصل عواملی مستقل از ساز و کارهای نحوی و معنایی در ساختهای مذکور است. در دیگر دست مشخص شد که ساختهای اسنادی شده در کوردی سورانی شامل انواع اسنادی شده، شبه اسنادی شده و شبه اسنادی شده معکوس است. با توجه به هدف اصلی این پایاننامه که تحلیل ساختهای اسنادی شده است به یک معرفی و تحلیل کوتاه از دو گونه دیگر بسنده شده است. با این توضیح سه ویژگی مهم تفسیری این ساختها در کوردی سورانی بررسی شده است که شامل تاکید، پیشانگاشت و انحصار است. در نهایت مشخص شد که ویژگیهای نحوی چهار عنصر اصلی تشکیل دهنده این ساختها شامل ضمیر اسنادی، فعل اسنادی، عنصر اسنادی شده و بند اسنادی است. نهایت فرایند اشتقاق بند اسنادی و جمله اسنادی شده کردی سورانی و مطابقه فعل اسنادی و فعل داخل بند اسنادی نیز تحلیل شده است. بر این اساس و در نتیجۀ تحلیل و بررسیهای انجام شده میتوان به مرجع بند اسنادی ضمیر اسنادی اشاره کرد که در نقش حرف تعریف عمل کرده و توانایی ایجاد مطابقت بر روی فعل بند اسنادی ندارد، زیرا این حرف تعریف دارای مشخصههای فای غیر تعبیری است. در نتیجه مطابقه توسط عنصر اسنادی شده انجام میشود. پس اشتقاق بند اسنادی ساختهای اسنادی شده کانونی مشابه بندهای موصولی هستهمند معمول است با این تفاوت که مرجع اسمی حذف شده است.
-
تحلیل تطبیقی اشتقاقات در گویش بادینی زبان کُردی و زبان فارسی
زایایی زبان یکی از مهم ترین خصوصیاتِ موجود در زبان بشری است که از طرق مختلف از جمله واژه سازی پدیدار می شود. واژه سازی به عنوان نشانۀ مهم زایایی در سطح صرفی زبان، اشکال و انواع گوناگونی را شامل می شود که اشتقاق یکی از آن ها است. اشتقاق یکی از فرایندهای پرکاربرد در واژه سازی در زبان های مختلف است. این فرایند، در زبان فارسی و زبان کُردی لهجۀ بادینی نیز بسامد بسیاری دارد. با توجّه به اهمیّت این فرایند در واژه سازی و نیز کاربرد آن در گونه های مختلف زبان فارسی و زبان کُردی، نگارندۀ این پژوهش، تحقیقات خود را بر این حوزه متمرکز کرده است تا از جنبه های پنهان اشتقاق با استفاده از داده های پژوهشی و در چارچوب یک پژوهش تطبیقی، پرده بردارد. داده های پژوهش حاضر از طریق بررسی و نمونه برداری از فرهنگ فارسی معین و فرهنگ کرمانجی ـ انگلیسی چایت بدست آمده است، و برپایۀ رویکرد دستور نویسان فارسی و کردی تشریح گردیده است. نتایج پژوهش حاضر از الگوی دقیق به کارگیری وندها در زبان فارسی و زبان کُردی لهجۀ بادینی خبر می دهند، کُردی بادینی و فارسی از وندهای مشترکی برای فرایند اشتقاق در واژه سازی بهره می برند، هم چنین هر یک از دو گونۀ یادشده، وندهای خاص خود را دارند. زبان کُردی لهجۀ بادینی و زبان فارسی به طور کلی از جمله گونه هایی هستند که به صورت مشخصی تمایل به پسوند محور بودن، دارند از این رو کاربرد پسوند در این دو گونه بیش از پیشوند است. هم چنین کاربرد میان وند در دو گونۀ بادینی و فارسی بسیار اندک است، از این رو می توان سهم اصلی اشتقاق را در واژه سازی به پسوندها و پیشوندهای موجود در این دو گونه نسبت داد.
-
ساخت های کنایی در گویش هورامی
رساله ی حاضر به بررسی ساخت های کنایی در گویش هورامی می پردازد. گویش هورامی همچون سایر گویش های کردی تنها در ساخت های زمان گذشته ی ساده از الگوی حالت کنایی گسسته بهره می گیرد. این گویش علاوه بر استفاده از سازوکار مضاعف سازی واژه بست برای نشان دادن الگوی حالت کنایی، از سازوکار دیگری نیز بهره می گیرد که منحصر به این گویش است و در سایر گویش های کردی مشاهده نمی شود. در ساخت های برآمده از سازوکار دوم بیانِ الگوی کنایی (که در این رساله ساخت های کنایی نشان دار نامیده می شوند)، سازه ها ی فاعل و مفعول مستقیم به ترتیب دستخوش فرایندهای تاکید و مبتداسازی می شوند؛ بدین ترتیب این ساخت ها نسبت به ساخت هایی که از سازوکار مضاعف سازی واژه بست بهره می گیرند واجد خوانش معنایی نشان دار هستند. ترتیب سازه های بکار رفته در ساخت های کنایی نشان دار همواره ثابت است: سازه ی مفعول مستقیم در موضع آغازین این ساخت ها ظاهر می شود، در جایگاه بعدی سازه ی فاعل که همواره میزبان تکواژ حالت نمای غیرفاعلی است قرار می گیرد و نهایتاً جایگاه پایانی جمله را فعل گذشته ی ساده ازآن خود می کند. هرگونه تغییر در این ترتیب سازه ای منجر به غیردستوری شدن ساخت حاصل می شود. این پژوهش می کوشد تا ضمن توصیف ویژگی های ساخت های کنایی(اعم از ساخت های نشان دار و بی نشان)، با بهره گیری از مفاهیم نظری برنامه ی کمینه گرا نظیر فرضیه ی گروه متمم ساز گسسته و فرافکن های بیشینه ی تاکید و مبتدا تبیینی صوری از فرایند اشتقاق ساخت های کنایی نشان دار و نیز ترتیب سازه ایِ الزاماً ثابت این ساخت ها بدست دهد. در رویکرد پیشنهادی حرکت گروه های اسمی فاعل و مفعول به جایگاه مشخص گر گروه های تاکید و مبتدا موجب بازبینی و حذف مشخصه های قوی و تعبیرناپذیرِ حاضر بر روی هسته ی این فرافکن های بیشینه و تبیین ترتیب سازه ای الزاماً ثابت در این ساخت ها می شود.