داریوش شیخ الاسلامی وطنی

استاد

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/02/12

داریوش شیخ الاسلامی وطنی

علوم انسانی و اجتماعی / علوم ورزشی

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. اثر هشت هفته تمرین هوازی همراه با مکمل ویتامین D بر مسیر ضد آپوپتوزی وابسته به miR-31a-5p در بافت پروستات موش‌های مبتلا به سرطان پروستات
    1404
    مقدمه: هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی همراه با مکمل ویتامین D بر مسیر ضد آپوپتوزی وابسته به miR-31a-5p در بافت پروستات موش‌های مبتلا به سرطان پروستات بود. روش‌ها: این تحقیق از نوع تجربی بوده و به صورت پس آزمون همراه با گروه کنترل و شم اجرا شد. جامعه آماری تحقیق حاضر را موش‌های صحرایی نژاد ویستار با محدوده سنی 6-10 ماهه مرکز پرورش و تکثیر حیوانات آزمایشگاهی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت تشکیل دادند. موش‌ها به مدت هفت روز در محیط آزمایشگاه برای سازگاری با محیط نگهداری شدند. در ادامه تعداد 50 موش‌های صحرایی مبتلا به سرطان پروستات به طور تصادفی به گروه‌های (1) کنترل، (2) گروه شم (حلال ویتامین D/ روغن کنجد)، (3) مکمل ویتامین D، (4) تمرین (5) تمرین + ویتامین D تقسیم شدند. همچنین برای بررسی اثر القا سرطان پروستات بر متغیرهای تحقیق تعداد 10 سر موش صحرایی سالم در گروه کنترل سالم قرار گرفتند. برای القا سرطان پروستات در موش‌های صحرایی ابتدا رده سلولی LNCaP و TSP-1-EnSCs تحت شرایط استاندارد و محیط کشت مناسب که دارای تمام مواد مغذی برای حیات سلول باشد از مرکز انستیتو پاستور ایران سفارش داده شد. در ادامه سلول‌ها در 1640 RPMI مکمل با 5 درصد FBS تکثیر و نگهداری شدند. موش‌های صحرایی با استفاده از ترکیب کتامین و زایلوزین بی‌هوش شدند. یک برش عرضی در پایین حفره شکمی ایجاد شد و پس از برش عضلات سطحی و عمقی عضلات ناحیه شکم سوسپانسیون تهیه شده به داخل فضای زیرپوستی سمت راست پروستات تزریق شد. موش‌های صحرایی مبتلا به سرطان پروستات روزانه و برای مدت هشت هفته و هفته‌ای پنج جلسه 60 دقیقه با سرعت 15 متر بر دقیقه در شیب 15 درجه دویدند. برای رعایت اصل اضافه بار تمرینات در هفته اول تا چهارم 30 دقیقه بود و از هفته چهارم تا هشتم زمان به 60 دقیقه رسید. ویتامین D تهیه شده به دلیل عدم انحلال‌پذیری در مواد غیرچربی، با روغن کنجد حل شد؛ و روزانه IU /kg 1000 ویتامین D به موش‌های صحرایی به صورت صفاقی تزریق شد. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی و در حالت 12 ساعت ناشتایی موش‌های صحرایی بی‌هوش و بافت پروستات آن‌ها استخراج شد. مقادیر miR-31a-5p با استفاده از روش qReal Time PCR اندازه‌گیری شد. برای اندازه‌گیری متغیرهای SIRT1، Bcl-2 و Bax از کیت‌های الایزا استفاده شد. از آزمون‌های t وابسته، آنالیز واریانس یک‌راهه و آزمون تعقیبی توکی برای تحلیل داده‌ها ستفاده شد. یافته‌ها: نتایج آزمون آنالیز واریانس یک راهه نشان داد تفاوت معنی‌داری در مقادیر ویتامین D (001/0=P و 66/11=F)، Sirt1 (001/0=P و 19/17=F)، Bax (001/0=P و 31/32=F)، BCL-2 (001/0=P و 36/14=F)، Bax/BCL-2 (001/0=P و 76/34=F)، بیان ژنی miR-31a-5p (001/0=P و 98/54=F)، بیان ژنی FasL (001/0=P و 03/51=F) و بیان ژنی Cas3 (001/0=P و 11/41=F) مشاهده شد. یافته‌‌های این مطالعه نشان می‌دهد که هشت هفته تمرینات هوازی و مکمل ‌دهی ویتامین D چه به صورت مستقل و چه ترکیبی - تاثیر مثبتی بر نشانگرهای کلیدی مرتبط با مسیر ضد آپوپتوز وابسته به miR-31a-5p در بافت پروستات موش‌های مبتلا به سرطان پروستات داشته است. به طور مشخص، تمام مداخلات منجر به افزایش معنی ‌دار سطح ویتامین D (001/0P= ) و Sirt1 (001/0= P) شده و در عین حال نشانگرهای پیش ‌آپوپتوزی مانند Bax (001/0P = )، FasL(001/0P =)، کاسپاز-3 (001/0=P )، و نسبت Bax/Bcl-2 (001/0P=) را کاهش داده‌‌اند. همچنین این مداخلات باعث افزایش 2Bcl- (001/0= P) یک پروتئین ضد آپوپتوز شده‌‌اند. نکته قابل توجه این است که ترکیب ورزش و ویتامین D اثر سینرژیستیک و برتری در کاهش بیان miR-31a-5p (001/0P=) داشته که نشان‌دهنده ارتباط مکانیسمی احتمالی با تنظیم بهبودیافته آپوپتوز در بافت سرطانی پروستات است. نتیجه‌گیری: یافته‌‌ها به ‌طور کلی نشان می‌دهند که تمرین هوازی و مکمل ‌دهی ویتامین D، چه به ‌تنهایی و چه در ترکیب با هم، می‌توانند بطور موثری مسیرهای آپوپتوز و ضد آپوپتوز را در بافت پروستات تنظیم کنند و بطور بالقوه به بهبود نتایج مدیریت سرطان پروستات کمک نمایند.
  2. اثر هشت هفته تمرین تناوبی شدید همراه با اسید گالیک بر مسیر استرس اکسیداتیو و عملکرد شناختی بر موش‌های صحرایی در معرض کادمیوم
    1403
    مقدمه: قرار گرفتن در معرض فلزات سمی و به ویژه کادمیوم عوارض جبران ناپذیری بر سیستم عصبی و شناختی دارد. از طرفی نقش ورزش و آنتی اکسیدان ها بر سلامت مغز نشان داده شده است. با این حال اطلاعات در ارتباط با اثر همزمان آنها محدود است. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر هشت هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT) همراه با مکمل گالیک اسید (Ga) بر مسیر استرس اکسیداتیو با تاکید بر نقش miR-133a و عملکرد شناختی موشهای صحرایی در معرض کادمیوم (Cd) انجام شد. روش‌ها: در این مطالعه تجربی تعداد 35 سر موش صحرایی نر نژاد اسپراگو-داولی با محدوده وزن 220-250 گرم و سن 8-10 هفته به طور تصادفی به گروه های (1) کنترل، (2) مصرف کادمیوم (Cd)، (3) Cd+Ga، (4) Cd+HIIT و (5) Cd+HIIT+Ga تقسیم شدند. گروه های تمرین به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته و هر جلسه تمرین HIIT را در تناوب های دو دقیقه ای با شدت 80 تا 110 درصد حداکثر سرعت دویدن انجام دادند. همچنین گروه های مصرف Ga روزانه mg/kg 20 به صورت خوراکی مصرف نمودند. در ادامه متغیر های اکسیدان-آنتی اکسیدانی با استفاده از کیت های الایزا، متغیر های نوروتروفینی با استفاده از روش qReal Time PCR در بافت هیپوکامپ و همچنین حافظه احترازی و فضایی ارزیابی شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آنالیز واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد (05/0≥P). نتایج: در گروه های Cd+HIIT و Cd+HIIT+Ga مقادیر GPx، BDNF، TrkB، miR-133a بالاتر از گروه cd بود. همچنین در گروه های تمرینی، تاخیر در ورود به خانه تاریک و درصد تناوب های غیر تکراری به طور معنی داری بیشتر از گروه Cd بود. در حالی که مقادیر MDA در گروه Cd+HIIT و Cd+HIIT+Ga کمتر از گروه Cd بود (05/0≥P). در گروه Cd+Ga مقادیر BDNF، TrkB و miR-133a به طور معنی داری بیشتر و مقادیر MDA و تعداد ورود به خانه تاریک کمتر از گروه Cd بود (05/0≥P). در گروه Cd+HIIT+Ga تعداد ورود به خانه تاریک و مدت زمان ماندن در خانه تاریک به طور معنی داری کمتر از گروه Cd بود (05/0≥P). در گروه Cd+HIIT+Ga مقادیر BDNF، TrkB، miR-133a، تاخیر در ورود به خانه تاریک و درصد تناوب های غیر تکراری به مراتب بیشتر و مقادیر MDA کمتر از گروه Cd+Ga و Cd+HIIT بود (05/0≥P). نتیجه‌گیری: به طور کلی به نظر می رسد اگرچه هم تمرین و هم مکمل گالیک اسید از مسیر های مجزایی بر بهبود سیستم –اکسیدان آنتی اکسیدانی و نروتروفینی بر بهبود حافظه در موش های صحرایی در معرض کادمیوم نقش دارند؛ با این حال در ترکیب این دو مداخله با هم تاثیرات مطلوب تری در این نشانگر ها مشاهده می شود.
  3. مقایسه تاثیر هشت هفته تمرین هوازی تناوبی و کیک بوکسینگ بر برخی شاخص های عملکرد ریوی در دانشجویان دختر غیرفعال
    1402
    عملکرد دستگاه تنفسی یکی از عوامل پر اهمیت آمادگی جسمانی است و با سلامت عمومی جامعه ارتباط مستقیم دارد و در پیشگیری بسیاری از مشکلات و بیماری‌های تنفسی نقش مهمی را ایفا می‌کند. در این جریان کارکرد عضلات تنفسی نقش اساسی و اثر گذاری را ایفا می‌کند و یکی از راهکارهای پیشگیری و درمان مشکلات تنفسی است. هدف: هدف تحقیق حاضر مقایسه تاثیر هشت هفته تمرینات هوازی تناوبی و کیک بوکسینگ بر برخی شاخص‌های عملکرد ریوی (ظرفیت حیاتی اجباری، حجم بازدمی با فشار درثانیه اول، نسبت حجم هوای بازدمی اجباری در یک ثانیه به ظرفیت حیاتی اجباری، اوج جریان بازدمی و متوسط جریان بازدمی)، عملکرد استقامتی و ترکیب بدنی در دانشجویان دختر غیرفعال بود. مواد و روش‌ها:جامعه‌‌ی تحقیق حاضر را کلیه دانشجویان دختر غیرفعال حاضر در دانشگاه‌های سطح شهرستان ملایر تشکیل دادند. از بین افراد داوطلب و دارای معیارهای ورود به تحقیق، به صورت تصادفی 30 دانشجوی دختر غیرفعال انتخاب شدند. و به طور تصادفی در سه گروه 10 نفری هوازی (سن: 31/2±70/20 سال، قد: 05/0±63/1 سانتی متر، وزن: 40/9±76/64 کیلو گرم)، کیک‌بوکسینگ (سن: 57/1±60/20 سال، قد: 06/0±62/1 سانتی متر، وزن: 80/13±60/66 کیلو گرم) و کنترل (سن: 82/1±30/21 سال، قد: 04/0±62/1 سانتی متر، وزن: 15/6±74/62 کیلو گرم) قرار گرفتند. گروه تمرین هوازی هر هفته سه جلسه و هر جلسه به مدت 60 دقیقه با شدت 70 الی 80 درصد حداکثر ضربان قلب بیشینه دویدند. گروه تمرین کیک بوکسینگ هر هفته سه جلسه و هر جلسه به مدت 60 دقیقه به اجرای برنامه‌-ی تعیین شده پرداختند. آزمودنی‌های گروه کنترل نیز در هیچ گونه برنامه‌ی منظم ورزشی شرکت نداشتند. نتیجه‌گیری: به طور کلی نتایج نشان می‌دهد در گروه‌های پژوهشی برخی شاخص‌های ریوی مانند: FVC، FEV1، PEF در گروه کیک بوکسینگ و FVC و PEF در گروه هوازی افزایش معناداری پیدا کرده است (p<0/05). همچنین، عملکرد هوازی، وزن بدن، شاخص توده بدن و درصد چربی بدن در هر دو گروه تمرینی پس از 8 هفته تمرین بهبود یافت (p<0/05). در نتیجه، یافته‌های مطالعه حاضر بیانگر آن است که اجرای هشت هفته تمرینات کیک بوکسینگ یا هوازی باعث بهبود برخی شاخص‌های عملکرد ریوی، استقامت قلبی-تنفسی و ترکیب بدنی دانشجویان دختر غیر فعال می‌گردد.
  4. تاثیر یک دوره مصرف مکمل آب چغندر بر برخی شاخص‌های آسیب عضلانی تکواندوکاران
    1402
    مقدمه: افزایش نیاز‌های بدنی در ورزش‌های رزمی ورزشکاران را ملزم به انجام تمرین نزدیک به حداکثر توان می‌کند و باتوجه به جنبه رقابتی و مبارزه مستقیم و مداوم باعث می‌شود که ورزشکاران بیشتر در معرض آسیب قرار گیرند.آسیب عضلانی ناشی از ورزش(EIMD) در طی مسابقات ورزشی و برنامه‌های تمرینی رخ می‌دهد که یک موضوع رایج در پزشکی ورزشی می‌باشد. ورزشکاران اغلب پس از شروع یک تمرین جدید یا با افزایش شدت تمرین،EIMD را تجریه می‌کنند که باعث درد و تورم، ناتوانی و کاهش موقت عملکرد و کیفیت تمرین و افزایش رادیکال‌های آزاد می‌گردد. در مورد مصرف مکمل آب چغندر قرمز مطالعات متناقضی وجود دارد. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر مصرف 2 هفته مکمل آب چغندر قرمز بر شاخص‌های سرمی ( کراتین کیناز، لاکتات دهیدروژناز و میوگلوبین) تکواندوکاران بود. روش‌ها: از میان تکواندوکاران مرد، 20 نفر با میانگین سنی174/4 ± 95/21 به صورت هدفمند انتخاب و سپس به شکل تصادفی به دو گروه 10 نفری تمرین-مکمل آب چغندر و تمرین-دارونما تقسیم شدند. آزمودنی‌ها مکمل آب چغندر را به مدت 2 هفته، روزانه در 2 وعده 150 میلی‌لیتری مصرف کردند. گروه دارونما به همان میزان از ترکیب آب و 3 گرم در هرلیتر عصاره چغندر قرمز همراه رنگ خوراکی استفاده کردند. پروتکل تمرینی در طول دوره مکمل یاری شامل سه جلسه در هفته تمرینات روتین باشگاهی بود ، سپس یک جلسه تمرینات منتخب پژوهشگر را در 3 ست با 15 تکرار و 1 دقیقه استراحت در بین هر ست انجام دادند. برنامه منتخب شامل: 10 دقیقه گرم کردن عمومی( متشکل از حرکات پویا،دویدن آهسته و تمرینات کششی)، پرش سارجنت، شنای کوهنوردی، پرش جفت پا روی سکو، حرکت برپی، شکم دوچرخه و میت زنی سرعتی در بین هر ست بود. خون‌گیری در 3 نوبت، 48ساعت قبل شروع تحقیق،2 ساعت و 48 ساعت بعد از جلسه تمرینی منتخب و بعد از 8-10 ساعت ناشتایی به منظور ارزیابی شاخص‌های کراتین کیناز، لاکتات دهیدروژناز و میوگلوبین اخذ شد. یافته‌ها: در گروه تجربی پس از مداخله،کراتین کینازدر 2 ساعت (007/. P₌) و 48 ساعت( 019/. (P₌ پس از آزمون نسبت به گروه دارونما کاهش معنادار داشت.همچنین کاهش معنادار لاکتات دهیدروژناز(023/.P₌ ) در 48 ساعت پس از پروهش در گروه با مصرف مکمل آب چغندر نسبت به پیش آزمون گردید و همچنین میوگلوبین در2 ساعت (011/.P₌ ) و 48 ساعت (033/.(P₌ پس از آزمون بطور معناداری در گروه مکمل کاهش یافت. اما در گروه دارونما این شاخص‌ها تغییرات معناداری نداشتند (05/. P₌˂ ). نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر نشان داد که انجام برخی فعالیت های شبیه سازی شده رشته تکواندو باعث آسیب عضلانی می‌گردد و مصرف مکمل آنتی اکسیدانی آب چغندر قرمز می‌تواند باعث کاهش شاخص‌های سرمی آسیب عضلانی ناشی از ورزش نظیر کراتین کیناز، لاکتات دهیدروژناز و میوگلوبین گردد.
  5. اثر هشت هفته تمرین تاباتا به‌همراه مصرف مکمل سیاه‌دانه بر پروفایل لیپیدی، گلوکزخون ناشتا، انسولین و مقاومت به انسولین در مردان چاق
    1402
    هدف‌: ورزش و فعالیت‌های بدنی همراه با مصرف مکمل‌های گیاهی از جمله سیاه‌دانه می‌تواند اثرات مفیدی بر چاقی داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر هشت هفته تمرین تاباتا بر پروفایل لیپیدی، گلوکز خون ناشتا، انسولین و مقاومت به انسولین در مردان سالم چاق شهر سنندج بود. روش: این پژوهش از نوع تجربی و شامل پیش‌آزمون و پس‌آزمون بود.‌ نمونه‌ی آماری از بین افراد داوطلب‌ و دارای معیار ورود به‌ 40 نفر از افراد با30BMI> در‌ این تحقیق شرکت داده شدند. آزمودنی‌‌‌ها به‌صورت تصادفی به 4 گروه 10 نفری تقسیم شدند.‌ گروه کنترل، گروه سیاه‌دانه، گروه تمرین تاباتا و گروه تمرین تاباتا همراه با مصرف مکمل سیاه‌دانه. قبل از شروع تمرینات خون‌گیری مرحله‌ی اول (پیش آزمون‌)‌ پس از 8-10‌ ساعت ناشتایی شبانه از افراد گرفته شد. پروتکل تمرین شامل 8 هفته تمرین تاباتا ‌(از نوع HIIT)، 3 جلسه در هفته، هر جلسه شامل 30 دقیقه بود. بعد از اتمام تمرینات خون‌گیری مرحله‌ی دوم (پس‌آزمون) از افراد مشابه پیش‌آزمون گرفته شد. گروه‌های دریافت‌کننده‌ی مکمل سیاه‌دانه، آزمودنی‌ها روزانه دو قرص 1000 میلی‌گرمی قبل از نهار و قبل از شام مصرف کردند. یافته‌ها: پس از هشت هفته مداخله، یافته‌های درون‌گروهی نشان داد در گروه‌های تمرین (۰.۰۰۱=P)، تمرین+ سیاه‌دانه (۰.۰۰۱=P) و سیاه‌دانه (۰.۰۰۱=P) کاهش معناداری در پس‌آزمون نسبت به پیش‌آزمون در وزن، BMI و پروفایل لیپیدی مشاهده گردید. همچنین در هیچ‌کدام از گروه‌های تمرین (۰.۲۳۸=P)، تمرین + سیاه‌دانه (۰.۲=P)، سیاه‌دانه (۰.۵۲۳=P) و کنترل (۰.۷۳۵=P) تغییر معناداری در پس‌آزمون نسبت به پیش‌آزمون در سطح سرمی گلوکز ناشتایی، انسولین، مقاومت به انسولین مشاهده نگردید. نتایج تغیرات بین گروهی نیز حاکی از آن بود که در پس‌آزمون وزن، BMI و پروفایل لیپیدی تفاوت معناداری بین گروه تمرین + سیاه‌دانه با گروه‌های کنترل (۰.۰۰۰=P)، گروه سیاه‌دانه (۰.۰۰۰=P) و گروه تمرین (۰.۰۱۴=P) مشاهده گردید؛ به‌‌طوری‌که وزن، BMI، پروفایل لیپیدی در پس‌آزمون در گروه تمرین + سیاه‌دانه نسبت به این گروه‌ها کمتر بود. درحالی‌که سطح سرمی گلوکز ناشتایی، انسولین، مقاومت به انسولین بین گروه‌ها در هیچ‌کدام از مراحل پیش‌آزمون و پس‌آزمون بین اختلاف معنا‌داری نداشت. نتیجه‌‌گیری: تحقیق حاضر نشان داد که 8 هفته تمرینات HIIT نوع تاباتا و مصرف مکمل سیاه‌دانه (دو گرم در روز) به‌تنهایی باعث بهبود چربی‌های خون، وزن و شاخص توده‌ی بدن در چاق شد؛ هرچند در شرایطی که آزمودنی‌ها هر دو مداخله را دریافت کردند (گروه تمرین+ مکمل سیاه‌دانه) اثرات هم‌افزایی دیده شد. اما هیچ یک از مداخلات، تاثیری بر انسولین، مقاومت به انسولین و گلوکز ناشتا نداشتند.
  6. اثر هشت هفته تمرین هوازی همراه با مکمل ویتامین E بر مقادیر PI3K و NRF2 در بافت مغز موش های صحرایی مبتلا به پارکینسون
    1402
    مقدمه: بیماری پارکینسون، یک اختلال عصبی شایع است با شیوع صد و شصت میلیون نفر در اروپای غربی که در میان افراد بالای 80 سال حدود 4 درصد افزایش داشته است. با پیر شدن جمعیت، احتمالا اهمیت مدیریت بیماری پارکینسون و هزینه خدمات درمانی آن برای متخصصین مغز و اعصاب و پزشکان عمومی رو به افزایش است. مشخص شده است که این بیماری با مرگ زیر مجموعه خاصی از نورون های تولید کننده دوپامین ارتباط دارد. در برخی مطالعات مشخص شده است که مصرف برخی از ویتامین ها و همچنین انجام تمرینات بدنی می تواند تاثیرات سودمندی در کاهش مشکلات ناشی از ابتلا به بیماری پارکینسون داشته باشد. به همین دلیل در پژوهش حاضر به بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات هوازی همراه با مکمل ویتامین E بر بیماران پارکینسونی پرداخته ایم. روش ها: در این تحقیق تعداد 48 سر موش صحرایی نر سالمند با سن تقریبی بالای 14 ماه از بین موش های موجود در مرکز پرورش و تکثیر حیوانات آزمایشگاهی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت انتخاب شد. وزن تقریبی این موش ها بین 250 تا 270 گرم بود. موش ها از نژاد اسپراگو-داولی بودند. تعداد 8 سر موش صحرایی سالم به عنوان گروه کنترل سالم (HC) در نظر گرفته شد و تعداد 40 سر موش صحرایی نیز در حالت 12 ساعت ناشتا و بی هوشی نگهداری شدند که این بیهوشی از طریق تزریق کتامین و زایلوزین انجام گرفت. به منظور القاء بیماری پارکینسون به موش ها میزان 2 میلی گرم بر کیلوگرم رزرپین حل شده در نرمال سالین تزریق شد. سپس موش های صحرایی مبتلا به این گروه ها تقسیم شدند: (1) رزرپین (RES)، (2) شم (Sh/حلال ویتامین E)، (3) تمرین هوازی (AT)، (4) ویتامین E (VE) و (5) تمرین هوازی+ویتامین E (AT+VE). تجزیه و تحلیل یافته‌های تحقیق با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS نسخه 22 انجام شد (05/0≥P). نتایج: نتایج نشان داد سطوح NRF2 وPI3K در گروه های At و Res+ At+ Ve به طور معناداری بالاتر از گروه SH بود (سطح معنی داری 05/0> (p . نتایج نشان داد که مقادیر NRF2 و PI3K در گروه کنترل به شکل معناداری از گروه شم بالاتر بود (سطح معنی داری 05/0> p). نتایج نشان داد که القای پارکینسون موجب کاهش معنی دار مقادیر NRF2 و PI3K در گروه شم شده است (سطح معنی داری 05/0> p). نتیجه گیری: از آنجا که انجام تمرینات هوازی به همراه مصرف ویتامین E در افزایش متغیرهای NRF2 و PI3K نقش قابل توجهی داشت، می توان گفت انجام تمرینات هوازی همراه با مصرف ویتامین E ممکن است در کاهش مشکلات حرکتی بیماران پارکینسونی نقش داشته باشد. با این حال جهت تعیین شدت و مدت زمان دقیق تمرینات هوازی و همچنین میزان دقیق مکمل ویتامین E انجام آزمایشات گسترده تری لازم است.
  7. آثار تمرین HIIT و مکمل ویتامین E بر استرس اکسایشی، دفاع آنتی اکسیدانی و عملکرد شناختی رت های آلزایمری شده
    1402
    مقدمه: با افزایش سن و تسریع استرس اکسیداتیو خطر ابتلا به بیماری آلزایمر (AD) نیز افزایش می‌یابد. اگرچه اثرات مطلوب تمرینات ورزشی و مکمل‌های آنتی اکسیدانی در بیماری‌های سیستم عصبی گزارش شده است، اما اثر تعاملی آنها هنوز به خوبی شناخته نشده است. لذا هدف این مطالعه بررسی آثار تمرین تناوبی شدید (HIIT) و مکمل ویتامین E (VE) بر مسیر آنتی اکسیدانی وابسته به PI3K/NRF2 در بافت هیپوکامپ و عملکرد شناختی موش‌های صحرایی مسن آلزایمری شده با تری‌متیل-تین (TMT) بود. روش‌ها: در این مطالعه تجربی و از نوع بنیادی که با طرح پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام شد، تعداد 50 سر موش صحرایی مسن (سن 22 تا 24 ماهه، وزن 300-350 گرم) آلزایمری شده با تزریق صفاقی mg/kg 10 تری متیل تین (TMT) به گروه‌های (1) TMT، (2) شم/حلال ویتامین E (Sham)، (3) VE، (4) HIIT و (5) HIIT+VE تقسیم شدند. تعداد 10 سر موش صحرایی سالم برای بررسی اثر TMT بر متغیرهای تحقیق در گروه کنترل سالم قرار گرفتند. تمرینات HIIT به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته و هر جلسه با شدت 90 تا 95 درصد حداکثر سرعت دویدن انجام شد و ویتامین E برای این مدت با دوز mg/kg 30 به صورت خوراکی به موش‌های صحرایی خورانده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد در گروه HIIT، VE و HIIT+VE آمیلوئید بتا کمتر از گروه TMT بود (05/≥P). همچنین در گروه HIIT و HIIT+VE مقادیر NF-kB کمتر از گروه TMT بود (05/≥P). در گروه‌های HIIT، VE و HIIT+VE سطوح SOD بالاتر و سطوح MDA پایین‌تر از گروه TMT بود (05/≥P). همچنین در گروه HIIT+VE مقادیر PI3K، NRF2 و Cat بالاتر از گروه TMT بود. در گروه HIIT+VE تراکم مویرگی در ناحیه 1 بالاتر از گروه TMT و VE بود (05/≥P). همچنین در گروه HIIT، VE و HIIT+VE درصد تناوب‌های غیر تکراری به طور معنی داری بالاتر از گروه TMT بود. علاوه بر این در گروه‌های HIIT و HIIT+VE تاخیر در ورود به خانه تاریک بیشتر از گروه TMT بود در حالی که در این دو گروه زمان سپری شده در خانه تاریک و تعداد ورود به خانه تاریک به طور معنی داری کمتر از گروه TMT بود (05/≥P). نتیجه‌گیری: به طور کلی به نظر می‌رسد تمرین HIIT و ویتامین E اثر معنی داری بر مسیر PI3K/NRF2 دارند. همچنین ترکیب تمرین تناوبی شدید و ویتامین E موجب افزایش مقادیر PI3K و NRF2 در بافت هیپوکامپ رت‌های آلزایمری شده گردید. همچنین تمرین تناوبی شدید و ترکیب تمرین تناوبی شدید همراه با ویتامین E موجب کاهش مقادیر NF-kB در بافت هیپوکامپ و بهبود حافظه رت‌های آلزایمری شده گردید.
  8. تاثیر تمرینات پلایومتریک و تاباتا بر قدرت انفجاری، توان بی‌هوازی و قدرت پای مردان کاراته‌کار
    1402
    زمینه و هدف: کاراته یکی از رشته های رزمی پر طرفدار است که قدرت و توان بی هوازی دو فاکتور مهم و بنیادی آن است که برای بهبود این فاکتورها اغلب از تمرینات پلایومتریک استفاده می شود اما اخیرا یک روش تمرینی به نام تاباتا که یک تمرین اینتروال با شدت بالا است و هدف آن بهبود ظرفیت هوازی و بی هوازی در ورزشکاران است، محبوبیت بیشتری پیدا کرده است لذا هدف این پژوهش بررسی و مقایسه دو نوع تمرین پلایومتریک و تاباتا بر قدرت انفجاری، توان بی هوازی و قدرت پای مردان کاراته کار شهر سنندج بود. روش کار: بدین منظور ۳۰ مرد کاراته کار واجد شرایط (میانگین سن: 23.7± 1.4 سال، قد: 1.75 ± 0.05 متر، وزن: 63.3 ± 1.60 کیلوگرم و شاخص توده بدن: 20.51 ± 0.33 کیلوگرم بر مترمربع) بصورت تصادفی در سه گروه ۱۰ نفری شامل: گروه تمرینی پلایومتریک (سه جلسه در هفته تمرینات کاراته + سه جلسه در هفته تمرینات پلایومتریک)، گروه تمرینی تاباتا (سه جلسه در هفته تمرینات کاراته + سه جلسه در هفته تمرینات تاباتا) و یک گروه کنترل (سه جلسه در هفته تمرینات کاراته) قرار گرفتند و به مدت هشت هفته به فعالیت پرداختند. اندازه‌گیری‌ متغیرهای مورد نظر شامل قد، وزن، شاخص توده بدن، توان بی هوازی (با آزمون رست)،قدرت انفجاری پاها (با پرش طول سارجنت) و قدرت عضلانی پایین تنه (با آزمون اسکات) در دو مرحله پیش‌آزمون و پس آزمون انجام شد. نتایج: بعد از هشت هفته تمرین افزایش معناداری در قدرت انفجاری پا، توان بی هوازی و قدرت پا در گروه‌های کاراته + پلایومتریک و کاراته + تاباتا نسبت به پیش‌آزمون مشاهده گردید(p≤0.05) اما در گروه کنترل (کاراته) تفاوت معناداری در هیچکدام از این متغیرها نسبت به پیش‌آزمون (p≥0.05) مشاهده نشد. نتایج آزمون بین گروهی نشان داد که قدرت و قدرت انفجاری پا در گروه پلایومتریک بطور معناداری بیشتر از گروه‌های تاباتا و کنترل بود (p≤0.05) اما توان بی هوازی در گروه تاباتا بطور معناداری بیشتر از گروه‌های پلایومتریک و کنترل بود(p≤0.05). نتیجه‌گیری: در کل بر اساس یافته های حاضر، انجام تمرینات پلایومتریک و تاباتا باعث ایجاد سازگاریهای مطلوبی در قدرت پا، قدرت انفجاری پا و توان بی هوازی مردان کاراته کار می‌شود.
  9. اثر هشت هفته تمرین هوازی همراه با مصرف ژل رویال و بره موم بر محور RANKL/RANK/OPG ، بیان استئوکلسین و bALP در بافت استخوان ‌موش‌های صحرایی اورکتومی شده مبتلا به دیابت نوع 2
    1402
    مقدمه: یائسگی یکی از‌ مهم‌ترین دوران زندگی زنان است که با افزایش ریسک ابتلا به بیماری‌های مختلف از جمله بیماری‌های مرتبط با استخوان وبیماری‌های متابولیکی مانند دیابت همراه است. با وجود اثبات نقش مثبت ورزش و استفاده از مکمل‌هایی مانند ژل رویال و بره موم، تحقیقات زیادی در ارتباط با تاثیرات این مداخلات بر فاکتورهای مرتبط با سلامت استخوان در یائسگی و دیابت انجام نشده است. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی همراه با مصرف ژل رویال و بره موم بر محور RANKL/RANK/OPG و بیان استئوکلسین و bALP در بافت استخوان ‌موش‌های صحرایی اورکتومی شده مبتلا به دیابت نوع 2 بود. روش کار: 54سر موش صحرایی ماده نژاد اسپراگوداولی با سن تقریبی 12 تا 16 هفته به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در ادامه ‌موش‌های صحرایی اورکتومی شده دیابتی به گروه‌های (1) کنترل سالم (C-H)‌‌، (2) اورکتومی دیابتی که هیچ گونه فعالیت و مصرف مکمل نداشته‌‌اند (OVX)‌‌، (3) گروه شم اورکتومی دیابتی که نرمال سالین یا حلال ژل رویال و بره موم دریافت کرده‌‌اند. (sham) (4) مصرف ژل رویال (RJ) (5) تمرین هوازی (ET) (6) تمرین هوازی + ژل رویال (RJ+ET) (7) مصرف بره موم (BR)‌‌، (8) گروه تمرین هوازی + بره موم (BR+ET)‌‌، (9) تمرین هوازی + بره موم + ژل رویال + (BR + RJ + ET) تقسیم شدند. تمرینات هوازی به مدت 8 هفته و هر هفته 5 جلسه با شدت متوسط انجام شد. گروه‌های مصرف ژل رویال به مدت هشت هفته روزانه 100 میلی‌گرم به ازای هر کیلو‌گرم از وزن بدنشان ژل رویال را به صورت صفاقی دریافت کردند. گروه‌های مصرف بره موم به مدت هشت هفته روزانه 100 میلی‌گرم به ازای هر کیلو‌گرم از وزن بدنشان بره موم را به صورت صفاقی دریافت کردند. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی در حالت 16 ساعت ناشتایی، ‌موش‌های صحرایی در تمام گروه‌های تحقیق با ترکیب کتامین و زایلوزین بی هوش شدند و بافت استخوان آنها توسط متخصصین آزمایشگاه به دقت جدا شده تا اندازه‌گیری متغیرها در بافت استخوان انجام شود. به منظور تجزیه‌و‌تحلیل آماری داده‌ها از آزمون آنالیز واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی و سطح معنی داری 05/0استفاده شد. نتایج: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها حاکی از تاثیر معنی دار مکمل دهی ژل رویال و بره موم و تمرینات استقامتی بر سطوحRANKL بود. همچنین نشان داده شد که تمرین به تنهایی و در ترکیب با مکمل دهی ژل رویال و بره موم و همچنین مصرف ژل رویال و بره موم به تنهایی منجر به افزایش معنی‌دار BMD ‌‌می‌شود. از طرفی، مصرف مکمل‌ها در این پژوهش به تنهایی و در ترکیب با تمرینات استقاتی منجر به تغییر معنی داری در مقادیر OPG نسبت به گروه OVX شد. از طرفی دیگر، سطوح استئوکلسین در گروه‌های مکمل و تمرین استقامتی و همچنین تمرین استقامتی همراه با مکمل بره موم تغییر معناداری نسبت به گروه OVX نداشت. همچنین نتایج حاکی از تاثیر معنی دار مداخلات صورت گرفته به جز مصرف مکمل بره موم به تنهایی در کاهش سطوح bALP بود. نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر می‌توان بیان کرد که استفاده از مداخلات تمرینات هوازی و مکمل دهی ژل رویال و بره موم به تنهایی و همراه با تمرین به شکل هم افزایی با یکدیگر نقش موثری در بهبود سلامت استخوان در یائسگی و دیابت نوع 2 ایفا ‌می‌کنند.
  10. بررسی و مقایسه ترکیب بدنی، دانش تغذیه‌‌‌‌‌‌ای، کیفیت زندگی و آمادگی جسمانی در دانش آموزان خوابگاهی و غیرخوابگاهی متوسطه دوم شهرستان سقز
    1402
    خوابگاه‌ها علیرغم اهمیت بالایی که در نظام‌آموزشی به خود اختصاص می‌دهند بعنوان یکی از نمونه‌های حوزه رفاه و نیازهای دانش‌آموزان نیز تلقی می‌گردد و می‌تواند بطور مستقیم روی آگاهی و کیفیت زندگی و همچنین وضعیت ترکیب‌بدنی و آمادگی جسمانی نوجوانان تاثیر بگذارد. از اینرو هدف از مطالعه حاضر بررسی و مقایسه ترکیب‌بدنی، دانش ، کیفیت زندگی و آمادگی جسمانی در دانش‌آموزان خوابگاهی و غیرخوابگاهی متوسطه دوم شهرستان سقز می‌باشد. در این پژوهش پرسشنامه‌ها بین نمونه مورد بررسی که شامل 92 نفر از دانش‌آموزان خوابگاهی و غیرخوابگاهی متوسطه دوم شهرستان سقز در سال تحصیلی97-98 بودند، توزیع شد. دانش‌آموزان در دو گروه خوابگاهی و غیرخوابگاهی تقسیم شدند. جهت اندازه‌گیری کیفیت زندگی از پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی(SF-36) واروشربون(1992) استفاده شد. جهت اندازه-گیری دانش ی از پرسشنامه آزمون نگرش به تغذیه کارنر و همکاران (EAT-26) (1979) استفاده شد. نتایج مطالعه نشان داد که وزن و دور کمر دانش‌آموزان خوابگاهی بطور معنی‌داری بیشتر از دانش‌آموزان غیرخوابگاهی بود. در حالی که دور باسن و نسبت دور کمر به دور باسن در دو گروه خوابگاهی و غیرخوابگاهی تفاوت معناداری نداشت. در حالیکه نمره کل دانش در دانش‌آموزان خوابگاهی بطور معنی-داری بالاتر از دانش‌آموزان غیرخوابگاهی بود که نشان می دهد اختلالات خوردن و بی‌اشتهایی عصبی در دانش‌آموزان خوابگاهی بالاتر از غیرخوابگاهی است. همچنین میانگین مقادیر مربوط به کارکرد جسم و سلامت عمومی در دانش‌آموزان خوابگاهی بطور معنی‌داری پایین‌‌تر از دانش‌آموزان غیرخوابگاهی بود که نشان از سلامت جسمی پایین‌تر دانش‌آموزان خوابگاهی دارد. در بخش سلامت روانی نیز تفاوت بین میانگین مقادیر انرژی/خستگی، بهزیستی هیجانی و کارکرد اجتماعی بین دو گروه از نظر آماری معنی‌دار بود. که نشان می‌دهد سلامت‌روانی در دانش‌آموزان خوابگاهی پایین‌تر از غیرخوابگاهی است. میزان چابکی و قدرت در دانش‌آموزان خوابگاهی بیشتر از دانش‌آموزان غیرخوابگاهی بود اما این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار نبود. با توجه به نتایج مطالعه حاضر می‌توان نتیجه گرفت که سطح کیفیت زندگی، میزان شاخص‌های آنتروپومتریک و برخی از فاکتورهای آمادگی‌جسمانی و همچنین دانش دانش‌آموزان خوابگاهی نسبت به دانش‌آموزان غیرخوابگاهی تفاوت معنی‌داری دارد. بنابراین خوابگاه‌ها ی دانش‌آموزی باید از لحاظ رفاهی، تفریحی و همچنین توجه خاصی به آن شود تا دانش‌آموزان بتوانند سلامت جسمانی و روانی خود را بهبود ببخشند و همچنین وجود برنامه‌های ورزشی منظم در خوابگاه‌ها ی دانش‌آموزی اهمیت بیشتری پیدا کند.
  11. تاثیر هشت هفته تمرینات تناوبی و تداومی بر محتوای پروتئین هایPKC، AKT، Glut4، سرامید سنتاز1، سرامیدها و مقاومت به انسولین در موشهای مبتلا به دیابت نوع 2
    1402
    مقدمه: اگرچه نقش ورزش بر بهبود مقاومت به انسولین در بیماران دیابتی شناخته شده است، اما، تاثیر شدت و نوع فعالیت ورزشی بر سرامید‌ها و نقش آن در متابولیسم سلول هنوز به خوبی شناخته نشده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر هشت هفته تمرین تداومی (MCT) و تناوبی با شدت متوسط (MIIT) بر مقاومت به انسولین با تاکید بر نقش سرامیدها در عضله خم کننده طویل انگشت شست (FHL) موش‌های صحرایی دیابتی شده با استروپتوزتوسین انجام شد. روش‌ها: در این طرح تجربی 21 سر موش صحرایی نژاد ویستار (محدوده وزنی 250-270 گرم؛ محدوده سنی 8-10 هفته) دیابتی شده با تزریق صفاقی mg/kg 55 استروپتوزتوسین به 3 گروه( گروه‌های 7 تایی)شامل گروههای کنترل دیابتی (CD)، گروه دیابتی-MCT و گروه دیابتی- MIIT تقسیم شدند. همچنین، تعداد 7 سر موش صحرایی سالم جهت بررسی اثرات القا دیابت بر متغیرهای تحقیق در گروه کنترل سالم (HC) قرار گرفتند. گروه دیابتی-MCT به مدت هشت هفته 10-25 دقیقه با سرعت 60 تا 80 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه با شیب ثابت صفر درجه و گروه دیابتی-MIIT به مدت هشت هفته، در 2-3 تناوب با شدت60 تا 80 درصد VO2max در شیب 0-5+ به تمرین پرداختند. در پایان دوره نمونه خونی و بافت عضله FHL جهت اندازهگیری متغیرها استخراج گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده‌های تحقیق حاضر از آزمون آنالیز واریانس یک راهه استفاده شد. یافته ها: سطوح سرمی قند خون P=0.001))، (TG (P=0.005 و غلظت پروتئینی سرامید سنتاز-1 (CS1) (P=0.006) در گروه MCT پایینتر از گروه CD بود. غلظت GLUT4 (P=0.03) در عضله FHL در گروه MCT به طور معنی داری بالاتر از گروه CD بود. غلظت GLUT4 (P=0.001)، (pAKT (P=0.001، نسبت AKT/pAKT (P=0.001)، PKC (P=0.001)، CS1 (P=0.001)و توتال سرامید (P=0.001) در عضله FHL گروه MIIT بالاتر از گروه CD و سطوح سرمی کلسترول (P=0.02)، LDL (P=0.04)، TG (P=0.005) و غلظت پروتئینی TNF-α (P=0.001)در عضله FHL در گروه MIIT بالاتر از گروه CD بود. نتیجه گیری: به نظر می‌رسد هر دو نوع تمرین تمرینات ورزشی در بهبود متابولیسم کربوهیدراتها، لیپیدها و کاهش عوامل التهابی موثر باشند، اما در مکانیسم مقاومت به انسولین تمرینات MIIT مطلوبتر از تمرینات MCT می‌باشند.
  12. آثار دو پروتکل تمرین مقاومتی و بی ‎تمرینی بر هایپرتروفی عضلانی، تغییرات هورمونی و عملکردی ورزشکاران رشته دو و میدانی
    1402
    زمینه و هدف: شیوه های تمرینی مختلف می‌تواند اثر متفاوتی بر میزان سازگاریهای ناشی از تمرین داشته باشد. تمرینات مقاومتی یک محرک برای ایجاد سازگاری های هورمونی، ساختاری و عملکردی در ورزشکاران به شمار می‌آید و تغییر در یک یا چند مورد از این متغیرها اثرات متفاوت بر سازگاری ناشی از تمرین دارد. لذا هدف از انجام این پژوهش بررسی آثار ۱۲ هفته تمرین مقاومتی و بی‌تمرینی با دو پروتکل مختلف بر هایپرتروفی، تغییرات هورمونی و عملکردی ورزشکاران مرد در رشته دو و میدانی بود. روش کار: بدین منظور ۴۵ مرد دونده ی سرعت واجد شرایط (میانگین سن: 18.7 سال، قد: 1.73 ± 0.05 متر، وزن: 67.5 ± 4.35 کیلوگرم و شاخص توده بدن: 22.52 ± 0.85 کیلوگرم بر مترمربع) بصورت تصادفی در سه گروه ۱۵ نفری شامل: گروه تمرینی با بار پائین (۳۰-۵۰ درصد یک تکرار بیشینه)، گروه تمرینی با بار بالا (۸۰-۷۰ درصد یک تکرار بیشینه) و یک گروه کنترل قرار گرفتند. روش تمرینی برای دو گروه تمرینی علاوه بر تمرینات هفتگی دو و میدانی شامل هفت حرکت تمرین مقاوتی: پرس سینه با هالتر، پرس پا، پرس شانه ایستاده با هالتر، پشت پا ماشین، زیر بغل سیم کش، جلو بازو هالتر، و پشت بازو ماشین را بصورت ( هر حرکت سه ست با تعداد تکرار تا حد خستگی، زمان استراحت ۹۰ ثانیه بین حرکات و ست ها، سه جلسه در هفته و به مدت سه ماه) و برای گروه کنترل فقط تمرینات دو و میدانی بود. چهار هفته بی تمرینی (فقط انجام تمرینات دو و میدانی) متعاقب آخرین جلسه فعالیت برای همه گروه‌ها در نظر گرفته شد. اندازه‌گیری‌ متغیرهای مورد نظر شامل قد، وزن، شاخص توده بدن، درصد چربی بدن، قدرت و استقامت عضلات دوسر بازو و چهارسر ران، ضخامت عضلات دوسر بازو و پهن جانبی و سطح سرمی هورمونهای تستوسترون، IGF-1، کورتیزول و نسبت تستوسترون به کورتیزول در پنج مرحله پیش‌آزمون، یک ساعت بعد از یک جلسه تمرین، یک ساعت بعد از ۱۲ هفته تمرین، ۲۴ ساعت بعد از ۱۲ هفته تمرین و ۲۴ ساعت بعد از چهار هفته بی تمرینی انجام شد. نتایج: بعد از یک جلسه تمرین افزایش معناداری در سطح سرمی هورمون‌های تستوسترون، IGF-1 ، کورتیزول و نسبت تستوسترون به کورتیزول در هر دو گروه تجربی نسبت به پیش آزمون مشاهده شد اماتفاوتیدر وزن، شاخص توده بدن، درصد چربی بدن، ضخامت عضلانی، قدرت و استقامت عضلات دوسر بازو و چهار سر ران نسبت به پیش آزمون مشاهده نگردید. یک ساعت بعد از ۱۲ هفته تمرین مقاومتی افزایش معناداری در سطح سرمی هورمونهای تستوسترون، IGF-1، کورتیزول، نسبت تستوسترون به کورتیزول، ضخامت عضلانی، قدرت و استقامت عضلات دوسر بازو و چهارسر ران نسبت به پیش آزمون مشاهده گردید. همچنین، افزایش معناداری در ضخامت عضلات، قدرت و استقامت عضلات دوسر بازو و چهارسر ران، و کاهش در درصد چربی بدن و عدم تغییر در سطح سرمی هورمونهای تستوسترون، IGF-1 ، کورتیزول، نسبت تستوسترون به کورتیزول، وزن و شاخص توده بدن در ۲۴ ساعت بعد از ۱۲ هفته تمرین نسبت به پیش آزمون مشاهده گردید. نتایج آزمون بین گروهی تفاوت معناداری را در دو گروه تجربی نسبت به گروه کنترل و همچنین در گروه تمرینی با بار بالا نسبت به گروه تمرینی با بار پایین (به نفع گروه تمرینی با بار بالا) در تمامی مراحل نشان داد. چهار هفته بی تمرینی باعث کاهش معنادار سازگاریهای ناشی از تمرین (بجز ضخامت، قدرت و استقامت عضلات چهار سر ران) در هر دو گروه تمرینی نسبت به آخرین جلسه تمرین شد. نتیجه گیری: در کل بر اساس یافته های حاضر، انجام تمرین مقاومتی با شدت بالا و پایین باعث ایجاد سازگاریهای مطلوبی در دوندها می‌شود بطوریکه تمرین مقاومتی با بار بالاتر سازگاری بیشتری نسبت به بار پایین ایجاد می‌کند، اما پس از چهار هفته بی‌تمرینی بسیاری از سازگاری‌های ایجاد شده ناشی از تمرین از بین می‌رود.
  13. اثرات حاد مکمل سدیم بی کربنات و زمانبندی مصرف آن بر توان بی هوازی ، قدرت و استقامت عضلانی در کاراته کاهای تمرین کرده
    1401
    مقدمه: ورزشکاران در رشته های مختلف ورزشی، تمرین های شدیدکوتاه مدت و با سرعت را برای اجرای مطلوب و موثر توان ورزشکار در برنامه های خود قرار داده اند. انجام تمرینات قدرتی ، استقامتی ، توانی و مصرف مکمل سدیم بی کربنات تاثیر مثبتی بر عملکرد ورزشی دارد، در همین راستا هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر زمانبندی مصرف حاد مکمل سدیم بی کربنات بر شاخص های عملکردی (توان بی هوازی ، قدرت و استقامت عضلانی) می باشد. روش شناسی پژوهش: طرح این تحقیق نیمه تجربی (پیش آزمون ، پس ازمون) می باشد. ابتدا تعداد 14 نفر منتخب به دو گروه 7 نفره ( 7 نفر گروه مکمل و 7 نفر دیگر نیز به عنوان گروه دارونما) تقسیم شدند. مصرف مکمل یک ساعت قبل از اجرا و یا بلافاصله پس از اجرای دوم وینگیت بود. سپس 50 دقیقه در همان وضعیت در حال استراحت باقی ماندند. اجراهای وینگیت(4 اجرا) با فواصل 15 دقیقه استراحت اجرا شد. در پایان اجراهای وینگیت، بلافاصله تست های قدرت، توان بی هوازی و استقامت عضلانی اندازه گیری شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مصرف مکمل سدیم بی کربنات باعث افزایش قدرت عضلانی آزمودنی ها شده است، جلسه دوم، سوم و چهارم( 05/0=P، 025/0=P و 012/0=P). بین توان بی هوازی آزمودنی های 2 گروه تنها در جلسه اول تفاوت محسوسی مشاهده شده است(003/0=P). همچنین بررسی تفاوت های بین گروهی نشان داد که مصرف مکمل سدیم بی کربنات بر استقامت عضلانی آزمودنی ها تاثیر داشته است(014/0=P ، 006/0=P، %011 =P، 009/0=P). در هر حال در هیچ یک از متغیرها، زمان مصرف مکمل (قبل از اولین اجرا یا مابین اجراها) تاثیری بر عملکرد آزمودنی ها نداشته است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش حاکی از آن بود که مصرف مکمل سدیم بی کربنات موجب بهبود شاخص های عملکردی استقامت و قدرت عضلانی می شود، هرچند اختلافی بین زمانبندی مصرف مکمل دیده نشد.
  14. اثرات کوتاه مدت و بلند مدت یوگا و موسیقی بر سطوح پلاسمایی بتا اندورفین و سروتونین، ترکیب بدن، اضطراب، افسردگی، عزت نفس، کیفیت زندگی و سلامت عمومی زنان چاق غیر فعال
    1401
    هدف از تحقیق حاضر بررسی اثرات کوتاه مدت و بلند مدت یوگا و موسیقی بر سطوح پلاسمایی بتا اندورفین و سروتونین، ترکیب بدن، اضطراب، افسردگی، عزت نفس، کیفیت زندگی و سلامت عمومی زنان چاق غیر فعال می باشد. تحقیق حاضر از نوع تجربی با پیش آزمون، پس آزمون اول و پس آزمون دوم در سال ۱۴۰۱ بر روی ۲۸ زن چاق غیرفعال در شهر سقز انجام شد. افراد به ‌صورت نمونه‌گیری تصادفی در چهارگروه، گروه تمرینات یوگا همراه با موسیقی(n=8)، گروه تمرینات یوگا بدون موسیقی(n=8)، گروه موسیقی بدون تمرینات یوگا(n=8) و گروه کنترل(n=4) تقسیم شدند. پروتکل تمرین یوگا( با و بدون موسیقی) برای گروه اول و دوم، شش هفته(سه جلسه در هفته و هر جلسه 90 دقیقه) تمرینات آسانا و شاواسانا بود، به صورتی که مربی 15 دقیقه را به گرم کردن عمومی بدن، سپس 15 تا 30 دقیقه حرکات آساناها(حرکات بدنی)، پرانایاما(تمرینات تنفسی) و در نهایت 15 دقیقه، مراقبه یا شاواسانا(آرام سازی) انجام شد. طبق اصل اضافه بار، هر هفته یک سیکل به تمرینات کششی(حرکت سلام بر خورشید) و 10 ثانیه به مدت تمرینات آساناها و پرانایاما، بر ماندگاری روی حرکات اضافه شد و فواصل استراحت به صورت غیر فعال(حرکت کودک) بود. البته با این تفاوت که انجام تمرینات یوگا برای گروه اول همراه با موسیقی و برای گروه دوم بدون پخش موسیقی صورت گرفت. در مورد موسیقی، گروه سوم(موسیقی بدون انجام تمرینات یوگا) برای مراحل گرم کردن و آساناها از سمفونی های آرام بخش کلاسیک، آثار باخ(Ave maria به مدت 45 دقیقه) و برای مراحل پرانایاما و مدیتیشن هم یک قطعه از آثار سانتانا(صدای پیانو و طبیعت به مدت 45 دقیقه)، استفاده شد. همچنین برای سنجش تغییرات روحی/ روانی آزمودنی ها از پرسشنامه های(سلامت عمومی(General Health Questionnaire)، عزت نفس آیزینگ(Eysenck self- esteem Questionnaire)، SF-36، افسردگی بک، اضطراب بک) در دو نوبت، پیش آزمون و پس آزمون دوم استفاده گردید. در تحقیق حاضر برای اندازه گیری ترکیب بدن از دستگاه آنالیز امپدانس بیو الکتریک(BIA) استفاده شد. نمونه های خونی در سه نوبت، پیش آزمون، پس آزمون اول(48 ساعت بعد) و پس آزمون دوم(شش هفته بعد) جمع آوری و به منظور بررسی تغییرات سطوح پلاسمایی بتا اندورفین و سروتونین مورد بررسی قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل آماری یافته های تحقیق حاضر، برای توصیف داده ها از آمار توصیفی(انحراف معیار + میانگین) استفاده شد. جهت بررسی نرمال بودن توزیع داده ها از آزمون شایپرو – ویلک استفاده گردید و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر (ANOVA with repeated measure) استفاده شد، همچنین در صورت معنی دار بودن اثر تعاملی(زمان*گروه) از آزمون های t همبسته و سپس تعقیبی توکی استفاده شد. سطح معنی داری 0.05 در نظر گرفته شد و تجزیه و تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار spss نسخه 23 انجام گرفت. یافته های تحقیق حاضر نشان داد که مداخله کوتاه مدت و بلند مدت یوگا و موسیقی بر سطوح پلاسمایی بتا اندورفین(0.219) و سروتونین(0.179)، وزن(0.156)، (0.118)BMI ، درصد چربی(0.164)، اضطراب(0.440) و افسردگی(0.440) در زنان چاق غیر فعال، اثرات معنی‌داریی نداشت. از طرف دیگر، اثرات بلند مدت یوگا و موسیقی بر نسبت دور کمر به لگن(0.049)، عزت نفس(0.012)، کیفیت زندگی(0.031) و سلامت عمومی(0.025) در زنان چاق غیر فعال دارای تغییرات مثبت معنی داری بود و باعث بهبود این شاخص ها در بین هر سه گروه مداخله گردید، هر چند اثرات هم افزایی یوگا و موسیقی ملاحظه نشد.
  15. تاثیر هشت هفته تمرین هوازی به همراه مصرف ژل رویال بر سطوح BDNF، TrkB، گلوکز و انسولین در بافت مغز موش‌های صحرایی اورکتومی شده مبتلا به دیابت
    1400
    مقدمه: اختلالات شناختی متعاقب اختلال متابولیکی در شرایط یائسگی و دیابت یکی از مهمترین علل مرگ و میر در سالمندان است. اگرچه نقش مطلوب تمرینات ورزشی و استفاده از آنتی اکسیدان‌های طبیعی در این زمینه گزارش شده است؛ با این حال اثر همزمان این دو مداخله بر برخی نروتروفین‌ها و متابولیسم بافت مغز هنوز به خوبی شناخته نشده است. از این رو هدف مطالعه حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی به همراه مصرف ژل رویال بر سطوح BDNF،TrkB ، گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین در بافت مغز موش‌های صحرایی اورکتومی شده مبتلا به دیابت بود. روش‌ها: 35 سر موش صحرایی ماده نژاد اسپراگوداولی با وزن حدود 220-250 گرم با سن تقریبی 12-16 هفته اورکتومی و دیابتی شده با 55 میلی گرم استروپتزوتوسین به گروه‌های (1) کنترل اورکتومی شده مبتلا به دیابت (OVX+DM)، (2) شم (Sham)، (3) تمرین هوازی (ET)، (4) مصرف ژل رویال (RJ)، (5) تمرین هوازی +ژل رویال (RJ+ET) تقسیم شدند همچنین برای بررسی اثر القا اورکتومی و دیابت بر متغیر‌های تحقیق تعداد 7 سر موش صحرایی سالم در گروه کنترل سالم (HC) قرار گرفتند. گروهای 3 و 5 به مدت هشت هفته، پنج جلسه در هفته و هرجلسه 20 تا 60 دقیقه با 55 تا 75 درصد سرعت بیشینه بر روی نوار گردان دویدند و گروه‌های 4 و 5 روزانه (mg/kg 100) ژل رویال را به صورت حل شده در نرمال سالین و به صورت صفاقی دریافت کردند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون آنالیز واریانس یک راهه همراه با آزمون تعقیبی توکی در نرم افزار SPSS نسخه 22 انجام و سطح معنی‌داری 05/0 استفاده شد. نتایج: در گروه اورکتومی دیابت مقادیر بیان ژنی BDNF، TrkB و مقادیر انسولین به طور معنی داری کمتر و مقادیر گلوکز به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل سالم بود (05/0≥P). در گروه‌های ژل رویال (05/0≥P) و تمرین+ژل رویال (05/0≥P) مقادیر بیان ژنی BDNF، TrkB و مقادیر انسولین به طور معنی داری بالاتر و مقادیر گلوکز پایین‌تر از گروه‌های اورکتومی دیابت و شم بود. مقادیر گلوکز در گروه تمرین نسبت به گروه اورکتومی دیابت و شم کمتر بود (05/0≥P). در گروه تمرین+ژل رویال مقادیر بیان ژنی BDNF، TrkB بالاتر از گروه ژل رویال بود (05/0≥P). همچنین مقادیر انسولین تنها در گروه تمرین+ژل رویال بالاتر از گروه اورکتومی دیابت بود (05/0≥P). نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد تعامل تمرین و مصرف ژل رویال مطلوب تر از اثر هر کدام بر شاخص‌های گلایسمیک و بیان BDNF و TrkB در بافت مغز موش‌های صحرایی اورکتومی شده مبتلا به دیابت است. از این رو استفاده از تعامل این دو در بهبود نروتروفین‌ها و متابولیسم گلوکز در بافت مغز پیشنهاد می‌گردد.
  16. اثرشش هفته تمرین مقاومتی همراه با مکمل دهی آب چغندر بر بیان ژنی FasL و Caspase3 در هیپوکامپ موش‌های صحرایی نر در معرض استانوزولول
    1400
    مقدمه: یکی از مهمترین اثرات سوء در ارتباط با مصرف دوز فوق‌فیزیولوژیک استروئیدهای آنابولیک- آندروژنیک (AAS) تاثیر منفی بر هیپوکامپ و فعالیت‌های عصبی است که با پیشرفت تخریب عصب و اثرات آپوپتیک همراه است. استانوزولول یکی از محبوب‌ترین اعضای خانواده AASها است که توسط ورزشکاران در دوزهای جهت اثرات آنابولیک و بهبود ظاهر جسمانی استفاده می‌شود. از سویی اثرات مطلوب آب چغندر قرمز و فعالیت‌های ورزشی در محافظت از سیستم عصبی به اثبات رسیده است. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر شش هفته تمرین مقاومتی (RT) همراه با مصرف مکمل آب چغندر قرمز بر بیان ژن‌های FasL و کاسپاز-3 بافت هیپوکامپ موش‌های صحرایی نر در معرض استانوزولول (S) انجام شد. روش‌ها: در این مطالعه‌ی تجربی تعداد 30 سر موش صحرایی با وزن تقریبی 208 تا 237 گرم به طور تصادفی به گروه‌های 6 سری شامل (1) شم (Sh)، (2) مصرف استانوزولول (S)، (3) استانوزولول و تمرین مقاومتی (S+RT)، (4) استانوزولول و آب چغندر قرمز (S+BJ) و(5) استانوزولول، تمرین مقاومتی و آب چغندر قرمز (S+RT+BJ) تقسیم شدند. در ادامه گروه‌های 3 و 5 به مدت شش هفته، سه جلسه در هفته تمرینات مقاومتی را با استفاده از نردبان با شدت 50 تا 100 درصد وزن بدن انجام دادند. گروه‌های 4 و5 آب چغندر قرمز را با دوز 10 میلی لیتر به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن به صورت خوراکی روزانه دریافت نمودند. تجزیه و تحلیل یافته‌های تحقیق با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS نسخه 25 انجام شد (05/0≥P). نتایج: سطوح بیان ژن FasL و کاسپاز -3 در گروه S به طور معناداری بالاتر از گروه SH بود(05/0≥P). سطوح بیان ژن FasL و کاسپاز-3 در گروه‌های SH، S+RT و S+RT+BJ به طور معناداری پایین تر از گروهS بود(05/0≥P). سطوح بیان ژن کاسپاز-3 در گروه‌های SH، S+RT و S+RT+BJ به طور معناداری پایین تر از گروه S+BJ بود(05/0≥P). نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد شش هفته مصرف استانوزولول باعث افزایش آپوپتوز در بافت هیپوکامپ می‌شود. همچنین با احتیاط می‌توان گفت تمرین مقاومتی نسبت به مصرف آب چغندرقرمز اثرات مطلوب تری بر کاهش نشانگرهای مسیر خارجی آپوپتوز در بافت هیپوکامپ دارد. از طرفی با احتمال زیاد می‌توان گفت انجام تمرین مقاومتی همراه با مصرف آب چغندرقرمز تاثیر چشمگیری بر کاهش نشانگر‌های مسیر خارجی آپوپتوز در بافت هیپوکامپ دارد.
  17. مقایسۀ تاثیر سه سطح تمرینی مختلف بر عملکرد سرعت، چابکی و توان انفجاری در دوندگان سرعتی
    1400
    مقدمه: یکی از عوامل محیطی که بر عملکرد ورزشی تاثیر گذار است، سطحی است که ورزشکاران بر روی آن ورزش می کنند؛ بر این اساس هدف این تحقیق بررسی و مقایسۀ تاثیر سه سطح تمرینی کفپوش، آسفالت و تارتان بر عملکرد سرعت، چابکی و توان انفجاری در دوندگان سرعتی بود. روش‌شناسی: نمونه های تحقیق تعداد 16 نفر از پسران ورزشکار دوندۀ سرعتی شهرستان سنندج با میانگین و انحراف استاندارد؛ سن 73/1±75/16 سال، قد 47/11±174 سانتی متر، وزن 98/93±11/57 کیلوگرم، شاخص توده بدنی 85/2±95/ 18کیلوگرم بر متر مربع بودند که به روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس به عنوان نمونه در پژوهش شرکت نمودند. پروتکل تحقیق در طی سه جلسه غیرمتوالی انجام شد، به نحوی که آزمون های ارزیابی عملکرد سرعت با تست میدانی 20 متر سرعت، ارزیابی عملکرد چابکی با آزمون میدانی (تست T)، ارزیابی توان با آزمون پرش طول جفتی و ارزیابی توان انفجاری با آزمون پرش عمودی در هر جلسه بر روی یک سطح مجزا اعمال شد. برای اندازه‌گیری تفاوت‌های درون ‌شرایطی از آزمون‌ های فریدمن و آنالیز واریانس با اندازه‌گیری مکرر و آزمون تعقیبی مناسب در سطح معنی داری(05/0(p≤ استفاده شد. یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان داد که بین سه سطح تارتان، آسفالت و کفپوش به لحاظ عملکرد سرعت (001/0=p) اختلاف معناداری وجود دارد و میانگین عملکرد سرعت به ترتیب در سطوح تارتان و آسفالت بالاتر از سطح کفپوش می باشد. همچنین بین سه سطح تارتان، آسفالت و کفپوش به لحاظ عملکرد پرش عمودی (001/0= p) اختلاف معناداری وجود دارد و میانگین عملکرد پرش عمودی به ترتیب در سطوح تارتان و کفپوش بالاتر از سطح آسفالت می باشد اما به لحاظ عملکرد چابکی (549/0= p) و عملکرد پرش طول (273/0=p) در دوندگان سرعتی اختلاف معناداری وجود ندارد. نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج می توان گفت که سطوح تارتان و آسفالت تاثیر بیشتری بر عملکرد سرعت و سطوح کفپوش و تارتان اثر بیشتری بر عملکرد پرش عمودی در دوندگان سرعتی دارند.
  18. تاثیر۱۲ هفته تمرین تناوبی با شدت بالا و پایین بر ترکیب بدنی و حداکثر اکسیژن مصرفی در مردان چاق غیر فعال
    1400
    هدف این پژوهش بررسی و مقایسه دو نوع تمرین تناوبی با شدت بالا و پایین بر ترکیب بدنی و حداکثر اکسیژن مصرفی در مردان چاق غیر فعال بود. بدین منظور ۴۵پسر واجد شرایط (میانگین سن: ۲۳/۴سال، قد: ۳± ۱۷۴ سانتی متر، وزن: ۲/۷ ± ۹۵/۵۳ کیلو گرم و شاخص توده بدن: ۰/۶۰ ± ۶۹/۳۱ کیلوگرم بر مترمربع) بصورت تصادفی در سه گروه ۱۵ نفری ( دو گروه تجربی و یک گروه کنترل) قرار گرفتند. طرح تحقیق به صورت پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل در یک دوره‌ی سه ماهه ( ۱۲ هفته) بود. پروتکل تمرینی برای گروه تمرینی با شدت بالا شامل (۴ تناوب ۴ دقیقه‌ای با شدت ۸۰-۹۵ درصد ضربان قلب بیشینه و وهله‌های ۳ دقیقه‌ای استراحت فعال با شدت ۶۰-۷۰ درصد ضربان قلب بیشینه دویدن روی تردمیل) و برای گروه تمرینی با شدت پایین شامل (۴ تناوب ۴ دقیقه‌ای باشدت ۴۰-۶۰ درصد ضربان قلب بیشینه و وهله‌های ۲ دقیقه‌ای استراحت فعال با شدت ۳۰-۲۰ درصد ضربان قلب بیشینه دویدن روی تردمیل) بود. اندازه‌گیری‌ متغیرهای مورد نظر شامل قد، وزن، شاخص توده بدن، نسبت دور کمر به دور باسن، درصد چربی بدن و بیشینه اکسیژن مصرفی (با استفاده از آزمون بروس) در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون (۴۸ ساعت قبل از شروع اولین جلسه و ۴۸ ساعت بعد از آخرین جلسه تمرینی) انجام شد. نتایج نشان داد که۱۲ هفته تمرین تناوبی باعث کاهش معناداری در وزن (۰/۰۰۰P= و ۰/۰۰۰P=)، شاخص توده بدن (۰/۰۰۰P= و ۰/۰۰۰P=)، نسبت دور کمر به دور باسن (۰/۰۰۰P= و ۰/۰۰۰P=)، درصد چربی بدن (۰/۰۰۰P= و ۰/۰۰۰P=) و بیشینه اکسیژن مصرفی (۰/۰۰۰P= و ۰/۰۰۰P=) بترتیب در دو گروه تمرینی با شدت بالا و پایین نسبت به پیش آزمون شد. نتایج تفاوت بین گروهی نشان داد که در گروه های تمرینی با شدت بالا و پایین نسبت به گروه کنترل (به ترتیب) بعد از ۱۲ هفته تمرین تناوبی میانگین وزن (۰/۰۰۰P= و ۰/۰۱۳P=)، شاخص توده بدن (۰/۰۰۰P= و ۰/۰۰۰P=)، نسبت دور کمر به دور باسن (۰/۰۰۰P= و ۰/۰۰۰P=)، درصد چربی بدن (۰/۰۰۰P= و ۰/۰۰۴P=) بطور معناداری کمتر و بیشینه اکسیژن مصرفی (۰/۰۰۰P= و ۰/۰۰۰P=) بطور معناداری بیشتر بود. همچنین میانگین وزن (۰/۰۱۹P=)، شاخص توده بدن (۰/۰۰۱P=)، نسبت دور کمر به دور باسن (۰/۰۰۰P=)، درصد چربی بدن (۰/۰۱۸P=) در گروه تمرینی با شدت بالا نسبت به گروه تمرینی با شدت پایین بطور معناداری کمتر و بیشینه اکسیژن مصرفی (۰/۰۰۰P=) بطور معناداری بیشتر بود. بنابراین فعالیت تناوبی با شدت بالا و پایین باعث تغییر در ترکیب بدنی و شاخص فیزیولوژیکی (بیشینه اکسیژن مصرفی) در مردان چاق غیرفعال می‌شود، طوریکه فعالیت تناوبی با شدت بالا تاثیر بیشتری نسبت به فعالیت تناوبی با شدت پایین بر این متغیرها دارد.
  19. تاثیر تمرین هوازی تناوبی با و بدون مصرف مکمل ویتامین D بر بیان ژن های Drp-1 ,Mfn-1 ,Pgc-1α و ظرفیت تام آنتی اکسیدانی در بافت قلبی موش های مدل سرطان پستان
    1400
    فعالیت ورزشی منظم و مصرف ویتامین D هر دو برای بیماران مبتلا به سرطان مفید است. این مطالعه اثرات تمرینات ورزشی تناوبی و/یا مکمل ویتامین D را بر بیان ژن های درگیر در عملکرد میتوکندری بافت قلب، اندازه تومور و ظرفیت تام آنتی اکسیدانی در موش های مدل سرطان پستان بررسی کرد. در این تحقیق 40 موش سوری ماده با سن تقریبی 5-4 هفته با میانگین وزنی 1/4±20 گرم از نژاد NMRI بطور تصادفی به پنج گروه مساوی(8=n) تقسیم شدند. گروه ها شامل؛ گروه کنترل سالم، گروه کنترل سرطان، گروه سرطان با ویتامین D، گروه سرطان با ورزش، و گروه سرطان با ورزش همراه با مصرف ویتامین D بودند. بدنبال 6 هفته تمرین هوازی تناوبی و مکمل ویتامین D و 48 ساعت پس از مداخلات درمانی، حیوانات را بیهوش کرده و برای مطالعات بیشتر، بافت قلب و سرم خون جداسازی شد. نتایج نشان داد که کمترین میانگین وزن بدن در پایان مداخله مربوط به گروه کنترل سرطان بود (001/0=P). اعمال مداخله ویتامین D به تنهایی رشد حجم تومور را نسبت به گروه کنترل سرطان تقریباً 23٪ افزایش داده است. در مقابل، در مقایسه با گروه کنترل سرطان مداخلات همزمان تمرین ورزشی تناوبی و ویتامین D رشد تومور را تقریباً 12٪ در موش ها کاهش داد(001/0=P). سطوح ظرفیت تام آنتی اکسیدانی در گروهی که ویتامین D و تمرین ورزشی دریافت کرده بودند بیشتر از سایر گروه های مداخله بود(001/0=P). همچنین، در بافت قلب، درمان با ویتامین D باعث افزایش قابل توجه بیان ژن های Pgc-1α ، Mfn-1 و Drp-1 در سطح mRNA شد(001/0=P). این مطالعه بیش بیانی ژن ها ناشی از مداخله ویتامین D در موش های ماده و اثرات هم افزایی تمرین ورزشی تناوبی همراه با ویتامین D بر کنترل کاهش وزن، ضد تومورزایی، بهبود دفاع آنتی اکسیدانی و تعدیل بیان ژن را نشان داد. پاسخ های هم افزایی احتمالاً با افزایش همجوشی میتوکندری و ظرفیت تام آنتی اکسیدانی برای کنترل استرس اکسیداتیو همراه بود. توصیه می شود مطالعات بیشتری در مورد پویایی میتوکندری و بیوژنز با تمرکز بر عوامل خطر بیماری-های قلبی عروقی (CVD) در بیماران مبتلا به سرطان پستان(BC) انجام شود.
  20. تاثیر هشت هفته تمرین هوازی بر برخی از micro RNAs مرتبط با ناهنجاری‌های عروقی و مقاومت به انسولین در مردان مبتلا به دیابت نوع دو
    1400
    مقدمه: دیابت شایع‌ترین بیماری غدد در جهان و مسئول حدود 4 میلیون مرگ در سال است. پژوهش حاضر با هدف، تاثیر هشت هفته تمرین هوازی بر برخی از micro RNAs مرتبط با ناهنجاری های عروقی و مقاومت به انسولین در مردان مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد. روش شناسی تحقیق: 40 مرد مبتلا به دیابت نوع دو (با میانگین سن 1.2 ± 2.49 سال) شهر کرمانشاه به عنوان نمونه در نظر گرفته شده و به صورت تصادفی در دو گروه تمرین هوازی و کنترل قرار گرفتند. برنامه تمرین هوازی به صورت تناوبی فزاینده به مدت 8 هفته و هر هفته 3 جلسه و با شدت 60 تا 70درصد ضربان قلب بیشینه اجرا شد (خونگیری 48 ساعت پیش از اولین جلسه تمرین و 48 ساعت پس از اتمام جلسات تمرینی انجام گرفت(. سطوح پلاسماییMIR-222 ، MIR-221، MIR-21 از طریق روش PCR-Realtime اندازه گیری شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های تی وابسته و تی مستقل در سطح 05.0≥p انجام گرفت. نتایج: هشت هفته تمرینات هوازی تاثیر معنی‌داری بر سطوح mir-221 (p=0.001) mir-222(p=0.001)، (p=0.003) mir21- مردان مبتلا به دیابت نوع دو گردید. همچنین، تفاوت معناداری بین میانگین تغییرات دو گروه در خصوص هر سه متغیر به نفع گروه تجربی وجود داشت (در هر سه مورد، p=0.001). نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که هشت هفته تمرین هوازی باعث افزایش عوامل آنژیوژنز در مردان مبتلا به دیابت نوع دو می گردد.
  21. تاثیر بازه های زمانی دو، چهار و شش ماهه تمرین مقاومتی و بی تمرینی بر هورمون های تنظیم کننده اشتها در مردان چاق
    1400
    چاقی به عنوان یک اپیدمی جهانی شناخته شده و تعامل بین ورزش وکنترل اشتها به عنوان یک استراتژی برای کنترل وزن بطور مستقیم با نوع و مدت زمان ورزش ارتباط دارد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر بازه های زمانی دو، چهار و شش ماهه تمرین مقاومتی و دو هفته بی تمرینی متعاقب آن بر هورمون های تنظیم کننده اشتها در مردان چاق غیرفعال بود. بدین منظور 30 مرد غیرفعال (سن: 21±1.7 سال، قد: 1.73±0.07 متر، وزن: 95.75±5.35 کیلوگرم و شاخص توده بدن: 31.70± 0.64 کیلوگرم بر متر مربع) بصورت تصادفی در دو گروه 15 نفره گروه تجربی و گروه کنترل قرار گرفتند. گروه تجربی تمرینات مقاومتی را بصورت (هفت حرکت، چهار ست هشت تکراری با شدت 80 درصد یک تکرار بیشینه، سه جلسه در هفته و به مدت شش ماه) انجام دادند. نمونه گیری در حالت ناشتایی در شش مرحله پیش آزمون، 48 ساعت بعد از یک جلسه، دو، چهار و شش ماه از تمرینات مقاومتی و به دنبال دو هفته بی تمرینی انجام گرفت. تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد یک جلسه فعالیت تاثیری بر متغیرهای تحقیق ندارد. غلظت پلاسمایی گرلین آسیل دار (P=0.024،P=0.001 و P=0.000)، انسولین (P=0.009، P=0.000 و P=0.000)، LDL (P=0.004، P=0.001 و P=0.000)، TG (P=0.020، P=0.012 و P=0.002)، درصد چربی بدن (P=0.000، P=0.000 و P=0.000)، وزن (P=0.000، P=0.000 و P=0.000)، BMI (P=0.000، P=0.000 و P=0.000) و WHR(P=0.000، P=0.000 و P=0.000) به ترتیب در مراحل دو، چهار و شش ماه تمرین، اورکسین (P=0.019 و P=0.005) و TC(P=0.025 و P=0.002) به ترتیب پس از چهار و شش ماه فعالیت در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل کمتر بود. PYY بعد از چهار (P=0.001) و شش ماه (P=0.001) فعالیت و HDL پس از دو (P=0.001)، چهار (P=0.001) و شش ماه (P=0.001) فعالیت در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل بالاتر بود. دو هفته بی تمرینی باعث افزایش معنادار اورکسین (P=0.000)، انسولین (P=0.000)، وزن (P=0.031)، درصد چربی بدن (P=0.028)، BMI (P=0.043)، WHR (P=0.002)، TG(P=0.006) و کاهش معنادار PYY (P=0.000) و HDL (P=0.000) نسبت به آخرین جلسه فعالیت گردید. انجام فعالیت مقاومتی علاوه بر تاثیر بر هورمون های وابسته به اشتها باعث بهبود وزن و نیمرخ چربی در مردان چاق شده و متناسب با طول دوره تمرینی، سازگاری ها محسوس تر بود. هرچند این سازگاری ها با بی تمرینی تضعیف شدند.
  22. آثار دو شیوه ی تمرین تداومی و تناوبی بر بیان ژن های MCT1 ، MCT4، PGC-1α و HIF-1α در عضلات اسکلتی موش های نر صحرایی
    1400
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر 8 هفته تمرین تداومی با شدت متوسط (MICT) و تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر بیان ژن های ناقل های مونوکربوکسیلات 1 (MCT1) و 4 (MCT4)، هم فعال گر گیرنده ی گاما ی فعال شده توسط تکثیرگر پروکسیزوم-1 آلفا (PGC-1α) و عامل قابل القای هایپوکسی-1 آلفا (HIF-1α) در عضلات اسکلتی نعلی و بازکننده ی طویل انگشتان (EDL) رت ها بود. به این منظور، 30 رت نر نژاد اسپراگ-داولی با دامنه ی وزنی 300-250 گرم به طور تصادفی به 3 گروه کنترل، MICT و HIIT تقسیم شدند. پروتکل های تمرینی ایزوکالریک به مدت 8 هفته و 5 جلسه در هفته بر طبق اصل اضافه بار اجرا شدند. 48 ساعت پس از آخرین جلسه ی برنامه ی تمرینی، عضلات نعلی و EDL حیوانات استخراج و سنجش بیان ژن با استفاده از شیوه ی PCR Real- timeصورت گرفت. داده‎ﻫﺎ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از آزﻣﻮن ﺗﺤﻠﯿﻞ وارﯾﺎﻧﺲ ﯾﮏ طرفه (one-way ANOVA)، آزمون تعقیبی توکی و ضریب همبستگی پیرسون در سطح معنی داری 05/0 بررسی شدند. یافته های مطالعه نشان داد که در گروه MICT، تنها سطح HIF-1α mRNA عضله ی EDL به طور معنی داری بالاتر از گروه کنترل بود (05/0P <). در حالیکه در گروه HIIT، سطوح mRNA MCT4، PGC-1α و HIF-1α در هر دو عضله به طور معنی داری بالاتر از گروه کنترل بود (05/0P <). هرچند، تفاوت بین سایر سطوح mRNA گروه های تمرینی در مقایسه با گروه کنترل معنی دار نبود (05/0P >). مقایسه ی بین دو شیوه ی تمرینی نشان داد که سطوح بیان ژن MCT4 عضلات نعلی و EDL، PGC-1α عضله ی نعلی و HIF-1α عضله ی نعلی در گروه HIIT در مقایسه با گروه MICT به طور معنی داری بالاتر بود (05/0P <). علاوه بر آن، همبستگی مثبت معنی داری بین هر یک از سطوح HIF-1α mRNA و MCT4 متناظر آن، وجود داشت (05/0P <). به طور خلاصه، نتایج پژوهش نشان داد که اجرای پروتکل HIIT در مقایسه با MICT، موجب پاسخ مثبت بیشتری در بیان ژن های MCT4، PGC-1α و HIF-1α گردید.
  23. تاثیر زمان های استراحتی متفاوت حین اجرای فعالیت های مقاومتی بر حجم تمرین
    1399
    هدف تحقیق: هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر زمان های استراحتی متفاوت حین اجرای فعالیت های مقاومتی بر حجم تمرین بود. روش شناسی تحقیق: 15 مرد جوان تمرین کرده مقاومتی با میانگین سنی 7/3 ± 3/22 سال و شاخص توده بدنی 9/2 ± 8/22 کیلوگرم بر مترمربع، با توجه به معیارهای ورود به تحقیق به صورت هدفمند انتخاب شدند. جهت بررسی تاثیر فواصل استراحتی متفاوت بر حجم حرکات مقاومتی، آزمودنی ها در 6 جلسه (هر جلسه برای تعیین حجم فعالیت یکی از عضلات) با فواصل زمانی یک هفته ای از یکدیگر، حرکات جلو پا ماشین، پرس سینه با هالتر، لت، پشت پا با ماشین، جلو بازو با هالتر و پشت بازو با ماشین را در 3 ست با 70 درصد یک تکرار بیشینه اجرا کردند. در هر جلسه و برای هر یک حرکات فوق، اندازه گیری حجم تمرین در هر حرکت پس از 3 ست فعالیت (با فواصل زمانی 30 ثانیه، 60 ثانیه و 90 ثانیه استراحتی بین ست ها) اندازه گیری و ثبت شد. ترتیب اجرای فواصل استراحتی متفاوت برای آزمودنی ها در هر جلسه و برای هرکدام از حرکات به صورت تصادفی بود. جهت اندازه گیری حجم فعالیت مقاومتی از فرمول "تعداد ست × تعداد تکرار × میزان بار جابه جاشده" استفاده شد. نتایج تحقیق: یافته های این پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که فواصل استراحتی متفاوت بین ست ها تاثیر معناداری بر حجم فعالیت عضلات چهار سر رانی و پشتی بزرگ ندارد، اما در خصوص عضلات همسترینگ، سینه ای بزرگ، دو سر بازویی و سه سر بازویی، انجام فعالیت با فواصل استراحتی متفاوت به شکل معناداری بر حجم فعالیت انجام گرفته این عضلات (میزان بار جابجا شده) تاثیر داشته است (در هر 4 حرکت،001/0 p=). درواقع، هر چه فواصل استراحتی بین ست ها طولانی تر شده است، حجم فعالیت انجام گرفته نیز بیشتر بود. نتیجه گیری: در کل به نظر می رسد که فاصله استراحتی بین ست ها حین فعالیت های مقاومتی، یک عامل اثرگذار بر حجم فعالیت بوده و چنان چه انجام حجم های تمرینی بالاتر مزیتی برای ورزشکار است، توصیه می شود که فواصل استراحتی طولانی تری بین ست های تمرین لحاظ گردد. همچنین، بر اساس یافته های حاضر به نظر نمی رسد که تفاوتی بین عضلات بزرگ و کوچک بدن از این لحاظ وجود داشته باشد.
  24. تاثیر 10 هفته تمرین مقاومتی در ترکیب با مکمل چای سبز بر سطوحMDA ،TAC و پروفایل لیپیدی در افراد دارای اضافه وزن
    1399
    مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثرمکمل چای سبز با و بدون فعالیت مقاومتی بر سطوح MDA و TAC و پروفایل لیپیدی افراد دارای اضافه وزن بود. روش شناسی: پژوهش حاضر با مدل تجربی و در قالب طرح پیش و پس آزمون اجرا شده است. نمونه آماری این تحقیق از میان افراد داوطلب شامل 35 زن و مرد با میانگین سنی 30-45 سال و میانگین شاخص توده بدنی 25-30 کیلوگرم بر متر مربع به صورت تصادفی انتخاب و به طور تصادفی به 3 گروه مکمل چای سبز + فعالیت مقاومتی، گروه چای سبز و گروه دارونما + فعالیت مقاومتی تقسیم شدند. برنامه تمرین مقاومتی به مدت 10 هفته، هفته ای 3 جلسه در 7 حرکت (پرس سینه، پرس پا، سیم کش، جلو ران، جلو بازو با هالتر، اسکات و سر شانه با هالتر) با سه ست 7 تا 8 تکرار و با شدت 70 درصد یک تکرار بیشینه بود. آزمودنی ها روزانه 3 عدد قرص 500 میلی گرمی چای سبز مارک camgreenو گروه دارونما 3 عدد قرص500 میلی گرمی مالتودکسترین بعد از هر وعده ی غذایی مصرف کردند. قبل و بعد از دوره 10 هفته ای مداخله، خونگیری در شرایط ناشتایی انجام شد. برای سنجش MDA و TACاز کیت الایزا کمپانی کریستال دی و برای سنجش پروفایل لیپیدی از کیت های شرکت پارس آزمون استفاده شد. نتایج: یافته ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که پس از دوره 10 هفته ای مداخله، MDA سرمی در دو گروه تمرین + چای سبز (003/0p=) و چای سبز (05/0p=) کاهش معناداری یافت. TAC سرمی تنها در گروه تمرین + چای سبز (012/0p=) با افزایش معناداری مواجه شد. همچنین سطوح سرمی کلسترول در هر سه گروه تمرین + چای سبز (006/0p=)، چای سبز (02/0p=) و تمرین + دارونما (001/0p=) کاهش یافت، در حالی که تغییرات LDL تنها در گروه تمرین + چای سبز (009/0p=) معنادار بود. سطوح سرمی تری گلیسرید و HDL در هیچ یک از گروه ها تغییرات محسوسی نداشت (05/0
  25. ارتباط بین شاخص های آنتروپومتریکی با تعادل و احتمال موفقیت در حرکات زمینی ژیمناستیک در ورزشکاران 9-11 ساله
    1399
    هدف از پژوهش حاضر ارتباط بین شاخص های آنتروپومتریکی با تعادل و احتمال موفقیت در حرکات زمینی ژیمناست کاران 11 - 9 سال کشور ایران و عراق بود. جامعه آماری تحقیق حاضر را ورزشکاران ژیمناستیک کشور ایران و عراق که در سال تحصیلی 98-97 تحصیل می کردند، تشکیل دادند. به این منظور، 90 تا 120 نفر از ورزشکاران ژیمناستیک استان های مختلف کشور عراق و تعداد 100 تا 120 نفر ژیمناستیک کار از کشور ایران به عنوان نمونه انتخاب شد. به منظور نحوه ارزیابی ارتباط بین شاخص های آنتروپرومتریکی با احتمال موفقیت در حرکات زمینی ژیمناستیک، حرکات نیم پشتک، نیم وارو، چرخ و فلک و همچنین حرکت تعادلی بالانس روی دست انتخاب شدند. از ضریب همبستگی پیرسون برای تعیین ارتباط بین شاخص های آنتروپومتریکی با تعادل و احتمال موفقیت در حرکات زمینی استفاده شد. سطح معنی داری برای تمامی آزمون ها 05/0 در نظر گرفته شد. یافته ها نشان داد شاخص طول ران با احتمال موفقیت در حرکت نیم پشتک، چرخ فلک ، نیم وارو و تعادل (بالانس روی دست) در ژیمناست کاران کشور عراق ارتباط معناداری دارد. همچنین بین عرض مچ دست با نیم پشتک و بین حرکت چرخ و فلک با شاخص عرض لگن نیز ارتباط معناداری دیده شد. در کشور ایران نیز بین عرض لگن با احتمال موفقیت در حرکت بالانس روی دست و بین طول کف دست با بالانس روی دست و حرکت نیم وارو ارتباط معناداری وجود داشت. علاوه براین، نتایج بدست آمده نشان داد که بین نمرات اجرای حرکات بالانس روی دست، نیم پشتک، BMI و قد آزمودنی های ایرانی و عراقی تفاوت معناداری وجود دارد. این نتایج می تواند در استعداد یابی رشته ژیمناستیک در دو کشور ایران و عراق مورد استفاده قرار گیرد.
  26. تاثیرشدت تمرینات مقاومتی بر هورمون های وابسته به اشتها، انسولین، لاکتات و اینترلوکین - 1 بتا در زنان غیرفعال
    1399
    مقدمه: گرلین و پپتید YY دو پپتید اشتها آور و ضد اشتها هستند و نقش مهمی در تعادل انرژی و هموستاز گلوکز ایفا می کنند. از سوی دیگر، تمرینات مقاومتی یکی از شاخص های کلیدی در توصیه های ورزشی برای کنترل وزن هستند. اما هنوز اطلاعات بسیار کمی درباره تاثیر شدت های مختلف تمرینات مقاومتی بر اشتها وجود دارد. بنابراین، هدف این پژوهش مقایسه اثر شدت تمرینات مقاومتی بر هورمون های وابسته به اشتها (گرلین آسیل دار و پپتیدYY)، انسولین، لاکتات و اینترلوکین - 1 بتا در زنان غیرفعال می باشد. روش شناسی: برای انجام پژوهش حاضر 45 زن داوطلب بصورت هدفمند و تصادفی انتخاب و در 3 گروه 15 نفری قرار گرفتند: گروه تجربی 1 (اجرای 8 هفته تمرین مقاومتی با شدت متوسط)، گروه تجربی 2 (اجرای 8 هفته تمرین مقاومتی با شدت بالا) و گروه کنترل (بدون هیچ گونه فعالیت ورزشی). آزمودنی ها در حین اجرای تحقیق نیز از انجام تمرینات ورزشی خارج از برنامه تمرینی مورد نظر منع شدند. جهت کنترل چرخه قاعدگی، خون گیری آزمودنی ها (پیش آزمون و پس آزمون) در مرحله لوتئینی انجام شد. در ضمن هیچ یک از گروه ها به لحاظ شاخص توده بدنی اختلاف معناداری با هم نداشتند و این موضوع در ارزیابی های اولیه لحاظ شد. پروتکل تمرینی به مدت 8 هفته، سه جلسه در هفته، هر جلسه به مدت 60 دقیقه انجام شد. در هر جلسه، گروه تجربی شدت متوسط تمرینات را در 3 ست، 13 تکرار با 60% یک تکرار بیشینه و گروه تجربی شدت بالا تمرینات را در 4 ست، 7 تکرار با 85% یک تکرار بیشینه و با فواصل استراحتی 1 دقیقه بین ست ها و 2 دقیقه بین حرکات اجرا کردند. لازم به ذکر است که در آخر 38 آزمودنی باقی ماندند. به منظور اندازه گیری متغیرهای تحقیق، 48 ساعت قبل از شروع طرح و مجددا 48 ساعت بعد از اتمام دوره ی 8 هفته ای تمرین خون گیری در ساعت 8 صبح و پس از حدود 10 ساعت ناشتایی شبانه به میزان 10 سی سی خون در حالت نشسته و با استفاده از سرنگ از ورید آنتی کوبیتال گرفته شد. جهت تحلیل یافته ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون t استفاده شد. سطح معنی داری (05/0P ≤) درنظر گرفته شد. نتایج: سطح پپتید YY از پیش آزمون تا پس آزمون در گروه تمرینی شدت متوسط و بالا افزایش معناداری را نشان داد (05/0 P ≤). در حالی که سطح انسولین در گروه تمرینی شدت بالا به طور معناداری کاهش یافت (05/0 P ≤). در پس آزمون سطح لاکتات گروه تجربی 1 افزایش معناداری را نسبت به گروه تجربی 2 و گروه کنترل نشان داد (05/0 P ≤). هم چنین سطح لاکتات در گروه تجربی 2 به طور معناداری پایین تر از گروه کنترل بود (05/0 P ≤). با این وجود اختلاف معناداری بین گروه های تمرینی شدت متوسط، گروه تمرینی شدت بالا و گروه کنترل در سطوح سرمی گرلین آسیل دار، پپتید YY، انسولین و اینترلوکین - 1 بتا مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت شدت تمرینات مقاومتی تاثیر معناداری بر هورمون های وابسته به اشتها ندارد. با این وجود سطح لاکتات می تواند تحت تاثیر شدت تمرین قرار گیرد. علاوه بر این می توان گفت 8 هفته تمرین مقاومتی با شدت 60 و 85 % یک تکرار بیشینه سطح پپتید YY را به طور معناداری افزایش می دهد که این می تواند باعث کاهش اشتها گردد. در حالی که تمرین مقاومتی با شدت 85% یک تکرار بیشینه سطح انسولین را به طور معناداری کاهش می دهد. با وجود این، اظهار نظر قطعی در ارتباط با تاثیرات جانبی حاد و مزمن تمرینات مقاومتی بر هورمون های اشتها نیازمند مطالعات بیش تری است.
  27. تاثیر مصرف یک هفته مکمل آلفا گلیسریل فسفریل کولین بر عملکرد بی هوازی مردان فوتسالیست
    1398
    مقدمه: در این پژوهش مصرف یک هفته مکمل آلفا گلیسرول فسفریل کولین بر عملکرد بی هوازی مردان فوتسالیست مورد بررسی قرار گرفت. روش شناسی: 10 نفر به عنوان نمونه آماری از میان پسران نوجوان فوتسالیست به شیوه تصادفی ازطریق تکمیل پرسشنامه و رضایت نامه انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی و متقاطع به دوگروه مکمل و دارو نما تقسیم و درتحقیق شرکت کردند. مطالعه حاضر به روش مطالعه تصادفی، دوسوکور، کنترل شده با دارونما و متقاطع انجام گرفت. آزمودنی ها دارای میانگین سنی 42/3±85/17سال و قد 71/9±25/170سانتی متر، وزن 82/6±78/ 64 کیلو گرم و شاخص توده بدنی 37/2±12/23 کیلو گرم بر متر مربع بودند. نمونه ها (n=10) در دو شرایط مصرف مکمل یا دارونما به صورت متقاطع قرار گرفتند. آزمودنی ها به مدت یک هفته مکمل کولین و دارونما را به مقدار روزانه 600 میلی گرم (دوکپسول 300 میلی گرمی) همراه با آب کافی مصرف کردند. قبل ازمصرف مکمل و دارونما اندازه گیری پایه آزمون های (رست، اینتروال و پرس سینه ) و انجام پیش آزمون 2روز بعدگروه یک n=5)) مکمل وگروه دو n=5)) دارونما را مصرف کردند و اندازه گیری مرحله دوم آزمون های (رست، اینتروال و پرس سینه) انجام وپس آزمون یک اجرا شد. روز هفتم با مصرف مکمل یا دارونما اندازه گیری مرحله سوم آزمون های (رست، اینتروال و پرس سینه) انجام و پس آزمون 2 اجرا شد. دوره 7روزه پاکسازی، (بدونه مصرف مکمل و دارونما) اعمال شد. واین روند با جابجایی گروه های مکمل و دارونما ادامه یافت. یافته ها: نتایج یافته های پژوهش حاضردر مورد آزمون اینتروال نشان داد که مصرف مکمل آلفا گلیسیریل فسفریل کولین در شرایط در یافت مکمل بعد از 2روز ( 2 00/0 p= ) و 7روز ( 7 00/0 p= ) و در شرایط دارونما بعد از 2روز ( 01/0 p= ) و بعد از 7 روز (06/0 p= ) تاثیر معناداری بر زمان دوی اینتروال نداشته است. در مورد آزمون رست نیز یافته ها نشان داد در شرایط مصرف مکمل هم پس از 2روز( 2 00/0 p=) و هم پس از 7 روز ( 005/0 p= )کاهش معناداری در زمان آزمون رست مشاهده گردید. درحالیکه شرایط دارونما معنادار نبود ( 41/0 p= 65/0 p= ). بنابراین ممکن است مصرف مکمل آلفا گلیسیریل فسفریل کولین ممکن است منجر به بهبود رکورد آزمون رست شود. درمورد آزمون پرس سینه نیز یافته ها نشان داد در گروه مکمل هم پس از 2 روز ( 000/0 p=) هم 7 روز( 001/0 p= ) افزایش معنادار قدرت در حرکت پرس سینه به دنبال مصرف مکمل آلفا گلیسیریل فسفوریل کولین می باشد در حالیکه در گروه دارونما( 20/0 p= 14/0 ( p=هیج تغییر معناداری را در قدرت آزمودنی ها نشان ندارد. بنابراین مصرف کوتاه مدت مکمل آلفا گلیسیریل فسفریل کولین تاثیر قابل ملاحضه ای بر افزایش قدرت آزمودنی ها دارد. نتیجه گیری : یافته های پژوهش حاضر نشان داد که مصرف مکمل آلفا گلیسرول فسفات می تواند دارای اثرات ارگوژنیک باشد و سبب بهبود توان بی هوازی و حداکثر قدرت ورزشکاران شود.
  28. بررسی ومقایسه اینتروال و مقاومتی با وزنه بر برخی عوامل آمادگی جسمانی و عملکرد ژیمناستیک کاران نوجوان
    1398
    در این پژوهش بررسی ومقایسه اینتروال و مقاومتی با وزنه بر برخی عوامل آمادگی جسمانی و عملکرد ژیمناستیک کاران نوجوان مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور از جامعه آماری ژیمناستکاران شهر سرل ذهاب 20 آزمودنی با دامنه سنی 15 سال انتخاب گردیدند و به صورت تصادفی به دو گروه تمرین مقاومتی و تمرین اینتروال گماشته شدند و به مدت 6 هفته این تمرینات را همراه با تمرینات روتین ژیمناستیک انجام دادند. قدرت، سرت، چابکی و توان بی هوازی آزمودنی ها در مرحله پیش آزمون و پس آزمون مورد بررسی قرار گرفت.
  29. بررسی عوارض جانبی مصرف مکمل ها و مواد نیروزا بر عملکردکلیوی در ورزشکاران
    1397
    مقدمه: هدف از تحقیق حاضر بررسی عوارض جانبی مصرف مکمل ها و مواد نیروزا بر عملکرد کلیوی در ورزشکاران بود. روش شناسی: 226 نفر به عنوان نمونه آماری از میان ورزشکاران مرد رشته های مختلف ورزشی و از طریق تکمیل پرسشنامه انتخاب، و در تحقیق شرکت کردند. آزمودنی ها دارای میانگین سنی6/7 ± 5/28 سال و شاخص توده بدنی 9/3 ± 1/26 کیلوگرم بر متر مربع بودند. نمونه ها در سه گروه ورزشکاران عادی (n=107)، گروه ورزشکاران مصرف کننده مکمل (n=71)و گروه ورزشکاران مصرف کننده مکمل به اضافه مواد نیروزا (n=48) قرار گرفتند. مقادیر سرمی کراتینین، نیتروژن اوره، نسبت نیتروژن اوره بر کراتینین و پتاسیم به عنوان شاخص های نشان دهنده عملکرد کلیوی مد نظر قرار داده شدند. آزمون آماری کراسکال- والیس جهت تحلیل داده ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان دا د بین میانگین سه شاخص کراتینین، نیتروژن اوره و نسبت نیتروژن اوره بر کراتینین در سه گروه، اختلاف معنی داری وجود داشت (p ≤ 0.05) ، به طوری که این مقادیر در گروه ورزشکاران مصرف کننده مکمل و گروه ورزشکاران مصرف کننده مکمل به اضافه مواد نیروزا، به شکل معنی داری بالا تر از گروه ورزشکاران عادی بود. همچنین، مقادیر این شاخص ها در گروه ورزشکاران مصرف کننده مکمل به اضافه مواد نیروزا، از گروه ورزشکاران مصرف کننده مکمل نیز بیشتر بود. اما در مورد شاخص پتاسیم اختلاف معنی داری بین گروه ها دیده نشد. نتیجه گیری : یافته های پژوهش حاضر نشان داد که مصرف مکمل ها و مواد نیروزا در ورزشکاران مرد، با افزایش معنی دار سطح سرمی شاخص های کراتینین، نیتروژن اوره و نسبت نیتروژن اوره بر کراتینین به عنوان مارکرهای اختلال در عملکرد و آسیب به کلیه همراه است و این امکان وجود دارد که افراد ورزشکار با مصرف این مواد، بیشتر در معرض خطر آسیب کلیه قرار بگیرند.
  30. تاثیر دوازده هفته تمرین مقاومتی بر شاخص های هورمونی فشارخون در افراد با فشارخون بالا
    1397
    مقدمه: واکنش های عصبی و همودینامیکی در تمرینات ورزشی متاثر از شدت، مدت و نوع فعالیت ورزشی است. پژوهش حاضر سعی داشت اثر 12 هفته تمرین مقاومتی را بر فشارخون مردان دارای فشارخون بالا و همچنین غلظت های پلاسمایی ANP و رنین در افراد موردمطالعه، بسنجد. روش شناسی: طرح حاضر به صورت پیش آزمون₋پس آزمون همراه با گروه کنترل در یک دوره 3 ماهه اجرا شد. آزمودنی ها 22 مرد مبتلابه فشارخون بالا با میانگین سنی (8.37± 57.5) و شاخص توده بدنی (2.67 ±26.02) بودند که به صورت تصادفی در دو گروه تجربی (12 هفته تمرین مقاومتی، 3 جلسه در هفته، هر جلسه در 3 ست، در 10 تکرار با 1RM70% و گروه کنترل (بدون هیچ برنامه تمرینی) قرار گرفتند. اندازه گیری فشار خون و خون گیری در پیش آزمون ( قبل از اجرای اولین جلسه تمرینی) و پس آزمون ( 48 ساعت پس از اخرین جلسه تمرین ) در حالت ناشتا انجام گردید. یافته ها: نتایج نشان داد پروتکل تمرین مقاومتی به اجرا گذاشته شده موجب گردید هر دو فشار خون سیستولی و دیاستولی در گروه تجربی به شکل معناداری کاهش پیدا کند (0.05 ≥P). همچنین، 12 هفته تمرین مقاومتی به ترتیب موجب افزایش و کاهش معنادار ANP و رنین پلاسما در مردان دارای فشارخون بالا شد (0.05 ≥P). علاوه براین، در پس آزمون، اختلاف معناداری بین گروه تجربی و کنترل به لحاظ فشار خون سیستولی، دیاستولی، و ترشح هورمون های ANP و رنین وجود داشت. نتیجه گیری: در کل یافته های حاضر بیانگر اثرات بسیار مثبت تمرینات منظم مقاومتی بر کاهش فشار خون و تغییرات هورمونی وابسته به آن در مردان پرفشارخون است.
  31. تاثیر 12 هفته تمرین یوگا بر فاکتورهای عملکردی و التهابی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس
    1396
    مقدمه: مولتیپل اسکلروزیس MS یک بیماری مزمن پیش رونده سیستم عصبی مرکزی است که طیف وسیعی از عملکردهای عصبی را تحت تاثیر قرار می دهد و می تواند منجر به ناتوانی، محدودیت های عملکردی و افت کیفیت زندگی شود. مطالعات نشان می دهد که ورزش می تواند تاثیر مثبتی بر تناسب اندام، کیفیت زندگی، تعادل و توان راه رفتن افراد مبتلا به MS داشته باشد. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر 12 هفته تمرین یوگا بر فاکتورهای عملکردی و التهابی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بود. روش شناسی: این پژوهش به شیوه ی پیش آزمون پس آزمون، همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه ی آماری شامل زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس شهرستان بوکان بود، که از این بین، 24 نفر به شیوه هدفمند (دارا بودن معیارهای ورود به پژوهش) انتخاب شدند، سپس به صورت تصادفی به دوگروه تجربی و کنترل تقسیم شدند (10 نفر در گروه کنترل و14 نفر در گروه تجربی). تمرینات گروه تجربی شامل 12هفته تمرینات یوگا بر اساس روش هاتا که شامل آساناها ، پرانایاما و شاواسانا بود. گروه تجربی به مدت 12 هفته و هر هفته 3 جلسه تمرینات را اجرا نمودند، در حالی که برای گروه کنترل هیچ برنامه ی تمرینی منظمی لحاظ نگردید. خونگیری در دو نوبت شامل پیش آزمون (48 ساعت قبل از شروع اولین جلسه ی تمرینی) و پس آزمون (48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی)، پس از حدود 10 ساعت ناشتایی شبانه انجام گرفت. نتایج : نتایج حاکی از آن بود که سطوح CD4وCD8 در گروه تجربی پس از 12 هفته تمرینات یوگا به ترتیب 39 و 20 درصد کاهش معناداری داشت (05/0P<)، همپنین میزان تعادل و استقامت عضلانی در گروه تجربی به طور معناداری بهبود یافت (05/0P<). اگرچه در گروه تجربی پس از 12 هفته تمرین یوگا مقادیر CRP با کاهش همراه بود؛ اما به لحاظ آماری معنادار نبود. نتیجه گیری: یافته های حاضر بیانگر آنند که اجرای 12 هفته تمرینات منظم یوگا با بهبود چشمگیر تعادل و استقامت عضلانی، همچنین با کاهش معنادار برخی شاخص های التهابی، منجر به بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به MS شده است؛ لذا پیشنهاد می شود اجرای این نوع تمرینات به عنوان یک روش غیردارویی در کنترل این بیماری مدنظر قرار گیرد.
  32. بررسی رابطه بین مصرف مکملهای ورزشی و موادنیروزا با سن، سطح تحصیلات و سابقه قهرمانی در بین مردان بدنساز شهر کرمانشاه
    1396
    مقدمه: امروزه ورزش بخش مهمی از زندگی بسیاری از مردم را تشکیل می دهد. مصرف مکمل های مختلف ورزشی نیز، در بین ورزشکاران به دلیل بهبود شکل ظاهری بدن و بسیاری عوامل دیگر، بیش از هر زمانی مورد توجه قرار گرفته است. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین مصرف مکمل های ورزشی و مواد نیروزا با سن، سطح تحصیلات و سابقه قهرمانی در بین مردان بدنساز شهر کرمانشاه بود. روش شناسی: بدین منظور از بین 2500 بدنساز شهر کرمانشاه، حدود 500 نفر (افرادی با الگوی تمرینی منظم و انجام حداقل 3 جلسه تمرین در هفته) از 17 باشگاه بدنسازی، به صورت تصادفی انتخاب شدند. بر همین اساس تعداد 500 پرسشنامه محقق ساخته که اعتبار آن توسط آزمون آلفا کرونباخ برابر با 86/0 به دست آمده بود، توزیع گردید. این پرسشنامه حاوی اطلاعات دموگرافیک افراد، نوع مکمل مصرفی و دلایل مصرف مکمل ها بود. پس از حذف پرسشنامه های ناقص، تعداد 490 پرسشنامه تکمیل شد. تجزیه و تحلیل داده های این تحقیق، با استفاده از نرم افزار spss نسخه 22 در سطح معناداری 0.05 ≥P صورت گرفت. نتایج: نتایج این تحقیق نشان داد که شیوع مصرف در افرادی با سن 30-20 سال (4/50 درصد)، مدرک تحصیلی دیپلم (6/39 درصد)، مجرد (8/68 درصد)، وضعیت اقتصادی متوسط (49 درصد)، سابقه تمرین کمتر از 2 سال (2/42 درصد)، سابقه قهرمانی باشگاهی (7/13 درصد) بیشتر است. رایج ترین مکمل های مصرفی، کراتین (2/51 درصد)، ویتامین E (4/50 درصد) و مولتی ویتامین (2/48 درصد) بود. افزایش حجم عضلات بدن (4/79 درصد)، به عنوان اصلی ترین دلیل مصرف، داروخانه (3/54 درصد) به عنوان مهم ترین محل خرید و مربیان (5/54 درصد) نیز به عنوان مهم ترین منبع کسب اطلاعات جهت مصرف مکمل های ورزشی و مواد نیروزا ذکر شدند. بین سن، سطح تحصیلات، وضعیت تاهل، وضعیت اقتصادی، سابقه تمرین، با دلایل مصرف، نحوه تهیه، منبع کسب اطلاعات و نوع مکمل های ورزشی و مواد نیروزا، همبستگی معنادار و بین سابقه قهرمانی با دلایل مصرف، نحوه تهیه، منبع کسب اطلاعات و نوع مکمل های ورزشی و مواد نیروزا، همبستگی غیرمعنادار مشاهده شد. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن بود که شیوع مصرف مکمل های ورزشی و مواد نیروزا در بدنسازان مرد بالا و افزایش حجم عضلات، مهم ترین دلیل مصرف مکمل های ورزشی و مواد نیروزا بود. بین سن، سطح تحصیلات، وضعیت تاهل، وضعیت اقتصادی، سابقه تمرین، با دلایل مصر
  33. اثرات مثبت 12 هفته تمرین مقاومتی با شدت های بالا و متوسط بر سطوح سرمی Claudin11 , BDNF و فاکتورهای عملکردی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس
    1396
    در این پژوهش نیمه تجربی 30 زن مبتلا به ام اس در دسترس از شهر کرماشاه به طور تصادفی در 3 گروه تمرینات مقاومتی شدید ( 85% 1RM)، گروه تمرینات مقاومتی متوسط ( 60% 1RM) و گروه کنترل مورد مطالعه قرار گرفتند. مدت کار تجربی 12 هفته بود. تمرینات ایستگاهی شامل پرس سینه و سرشانه، جلو و پشت بازو و پا و کشش زیر بغل بود. نتایج بر پیشرفت معنادار سطوح سرمی BDNF و Claudin11 هر دو گروه تجربی دلالت داشتند. برطبق این یافته ها، هردوی تمرینات مقاومتی شدید و متوسط موجب قوام و ترمیم بهتر غلاف میلین در رشته های عصبی می گردند.
  34. آثار 12 هفته تمرینات مقاومتی بر شاخص های اکسایشی و ظرفیت ضد اکسایشی پلاسمای زنان مسن و جوان
    1396
    مقدمه: روند پیری همراه با افزایش رادیکال آزاد و صدمات سلولی است و از طرف دیگر تمرینات مقاومتی ممکن است موجب تعادل سیتم اکسایشی و آنتی اکسیدانی در افراد مسن گردد. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر 12 هفته تمرین مقاومتی با شدت 75% یک تکرار بیشینه بر سطوح سرمی TNF-α ،MDA ،TAC، NF-KB در زنان بود و همچنین ضمن بررسی تغییرات شاخص های اکسایشی و ضد اکسایشی متعاقب تمرینات مقاومتی، تاثیرات وابسته به سن لحاظ گردیده است. روش شنا سی : برای این منظور 48 زن داوطلب به صورت هدفمند و تصادفی انتخاب و به چهارگروه، تجربی مسن شامل 12نفر با میانگین سنی3± 4/60 سال ؛ کنترل مسن شامل12 نفر با میانگین سنی 5± 3/62 سال ؛ تجربی جوان شامل 12 نفر با میانگین سنی 3/3±1/ 22 سال و کنترل جوان شامل 12 نفر با میانگین سنی 2 ±2/24 سال تقسیم شدند. هردو گروه کنترل هیچ گونه فعالیت منظمی نداشتند. پروتکل تمرینی به مدت 12 هفته، سه جلسه در هفته، هر جلسه به مدت 60 دقیقه با شدت 75درصد یک تکرار بیشینه شرکت کردند. لازم به ذکر است که در آخر 44 آزمودنی باقی ماندند. خونگیری هر چهار گروه در دو نوبت، 48 ساعت قبل از شروع برنامه ی تمرینات و 48 ساعت پس از آخرین جلسه ی تمرینی در حالت استراحتی و ناشتا انجام گردید. نتایج :: کاهش معنادار TNF- α، MDA با سطح معنی داری (05/0› P ) و افزایش معنادار TAC، NF- KB با سطح معنی داری (05/0› P ) در گروه های تجربی مسن و جوان دیده شد. افزایش معنادار TNF- α، MDA و کاهش معنادار TAC، NF- KB با سطح معنی داری (05/0› P ) درگروه های کنترل مشاهده گردید. (05/0 › P) . در مقایسه ی بین گروهی،کاهش معنادار MDA و TNF- α درگروه های تجربی نسبت به گروه های کنترل وجود داشت. افزایش معنادار NF- KB فقط در گروه تجربی جوان نسبت به هر دو گروه کنترل وجود داشت و افزایش معنادار TACدر گروه های تجربی نسبت به گروه های کنترل دیده شد. البته دراین مورد افزایش معنادار درگروه تجربی جوان نسبت به تجربی مسن مشاهده شد. بحث و نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که تمرین مقاومتی موجب کاهش سطح αTNF- و MDA شده که فاکتور مهمی در کاهش روند پیری می باشد. همچنین این تمرینات باعث افزایش سطوح TAC و NF- KB گردیده که بیانگر بهبود ظرفیت آنتی اکسیدانی می باشد. به نظر می رسد ورزش مقاومتی منجر به تقویت دستگاه ضداکسایشی می شود هر چند این تغییرات در آزمودنی-های
  35. تاثیر 12 هفته تمرین مقاومتی با شدت های بالا و متوسط بر سطوح سرمی هموگلوبین گلیکوزیله، مقاومت انسولین وFGF21 در مردان دیابتی نوع2
    1396
    مقدمه: امروزه نشان داده شده است که ورزش می تواند یک راهکار درمانی سودمند در بهبود کنترل بیماری دیابت نوع 2 باشد.1 از طرفی فاکتور رشد فیبروبلاستی 21 به عنوان یک عضو از خانواده فاکتورهای رشد فیبروبلاستی شناخته شده و به طور عمده در کبد، بافت چربی و پانکراس بیان می شود واز طرفی در تنظیم متابولیسم گلوکز وچربی نقش دارد.2 هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر 12 هفته تمرین مقاومتی با شدت های مختلف بر سطوح سرمی هموگلوبین گلیکوزیله، مقاومت انسولین وFGF21 در مردان دیابتی نوع2 بود. روششناسی: بدین منظور از بین افراد دارای سابقه ی دیابت در مرکز دیابت شهرستان کرمانشاه تعداد 32 مرد (میانگین سنی 94/1 ±98/47) و (شاخص توده ی بدنی 4/0 ±27/27) به صورت تصادفی به سه گروه شامل، گروه تجربی 1: (12 هفته تمرین مقاومتی با شدت متوسط به تعداد 10 نفر) ، تجربی 2: (12 هفته تمرین مقاومتی با شدت بالا به تعداد 12 نفر) و گروه کنترل (بدون هیچ برنامه تمرینی به تعداد 10 نفر) تقسیم شدند. نتایج: نتایج حاکی از آن بود که 12 هفته تمرین مقاومتی موجب کاهش سطوح هموگلوبین گلیکوزیله، کلسترول، LDL، و همچنین افزایش سطوح FGF21 و HDL شد (05/0 >P ) اما سطوح مقاومت انسولین و تری گلیسیرید تفاوت معناداری نداشت (05/0

  36. بررسی اثر 8 هفته تمرین مقاومتی بر برخی فاکتورهای التهابی، قدرت عضلانی و ترکیب بدنی بر بیماران مبتلا به آرتریت روماتویید
    1396
    مقدمه: پژوهش حاضر تاثیر 8 هفته تمرین مقاومتی را بر برخی فاکتورهای التهابی، قدرت عضلانی و ترکیب بدنی در زنان مبتلا به آرتریت روماتوئید بررسی کرده است. روش شناسی: در این پژوهش 20 زن مبتلا به آرتریت روماتوئید با میانگین سنی 70/4445/5 ، وزن 7209/ 5 و قد 40/16422/4 از بین زنان مبتلا به آرتریت روماتوئید تحت درمان در کلینیک ویژه دانشگاه علوم پزشکی شهرستان کرمانشاه به شکل هدفمند انتخاب شدند. سپس آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه 10 نفری تجربی و کنترل قرار گرفتند. برنامه تمرینی مقاومتی پیشرونده به مدت 8 هفته (هر هفته سه جلسه، و هرجلسه حدود 70 دقیقه با 50 درصد یک تکرار بیشینه) انجام دادند. حداکثر قدرت، درصد چربی بدن، فـاکتور روماتوئیـد، پروتئین واکنش پذیر C و سرعت رسوب گلبولهای قرمز آزمودنی ها قبل و پس از برنامه تمرینی اندازه گیری و با هم مقایسه شد. یافته ها: فـاکتور روماتوئیـد، پروتئین واکنش پذیر C و سرعت رسوب گلبولهای قرمز در اثر هشت هفته تمرین مقاومتی در گروه تجربی بطور معناداری کاهش یافت (01/0 > p). همچنین،میزان قدرت در حرکات پرس سینه، پرس نظامی، پرس پا و اکستنشن زانو تحت تاثیر تمرینات مقاومتی بطور معناداری افزایش یافت (01/0 > p). اما تغییرات درصد چربی بدن در هیچ کدام از گروه ها معنادار نبود (28/0 = p ). همچنین میزان فـاکتور روماتوئیـد، پروتئین واکنش پذیر C و سرعت رسوب گلبولهای قرمز و در پس آزمون در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل بطور معناداری پایین تر بود (01/0 > p). نتیجه گیری: اثرات ضدالتهابی تمرین مقاومتی در بیماران مبتلا به RA و همچنین اثربخشی تمرینات مقاومتی بر افزایش قدرت گروه های مختلف عضلانی می تواند باور سنتی رایج در بین بیماران و پزشکان را تغییر داده و گامی مهم در بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به این عارضه محسوب شود. بهبود چشمگیر فاکتورهای التهابی در اثر تمرینات مقاومتی می تواند از لحاظ بالینی در درمان و کنترل دراز مدت بیماری بسیار حائز اهمیت باشد.
  37. مقایسه تاثیر تمرینات تناوبی با شدت بالا و تداومی با شدت متوسط بر چربی احشایی زنان چاق و دارای اضافه وزن
    1395
    مقدمه: پژوهش حاضر، تاثیر 12 هفته تمرینات تناوبی با شدت بالا و تداومی با شدت متوسط را بر چربی احشایی زنان چاق و دارای اضافه وزن مورد مطالعه قرار داده است. روش شناسی: 40 زن تمرین نکرده ی سالم با میانگین سنی 8/8 ±9/38 و شاخص توده ی بدنی 9/3±2/32 کیلوگرم بر متر مربع به صورت تصادفی به سه گروه تمرین تداومی با شدت متوسط، تناوبی با شدت بالا و گروه کنترل تقسیم شدند. آزمودنی های گروه های تمرینی، به مدت 12 هفته، 3 جلسه در هفته تمرین کردند. پروتکل تمرینی گروه تداومی با شدت متوسط شامل 30 دقیقه دویدن با شدت 60-45% ضربان قلب ذخیره بود. و پروتکل تمرینی گروه تناوبی با شدت بالا نیز در بر گیرنده ی 4 تناوب 4 دقیقه ای با شدت 95-85% ضربان قلب بیشینه و وهله های 3 دقیقه ای استراحت فعال با شدت 70-60% ضربان قلب بیشینه در نظر گرفته شد. گروه کنترل بدون برنامه ی تمرینی بود. خونگیری پس از 10 ساعت ناشتایی در حالت پایه، 48 ساعت قبل از شروع برنامه تمرینی، و مجددا 48 ساعت پس از خاتمه تمرینات انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که سطح RBP4 در گروه تداومی (000/0=p) و تناوبی (000/0=p) کاهش معنادار داشت. تغییرات انسولین و شاخص مقاومت به انسولین در هیچ یک از گروه ها معنادار نبود. اما مقادیر گلوکز ناشتا در گروه تناوبی کاهش معناداری داشت (03/0=p)، در حالی که در سایر گروه ها بدون تغییر بود. همچنین در ارتباط با RBP4، تغییرات بین گروهی معناداری مشاهده شد به طوری که هر دو گروه تجربی نسبت به گروه کنترل، کاهش معناداری داشتند. نتیجه گیری: به نظر می رسد انجام تمرینات میان مدت (12 هفته) از هر دو نوع تداومی و تناوبی، بر کاهش چربی احشایی و چربی زیر جلدی(BMI, WHR, Weight, %BF) زنان چاق تاثیر مثبتی داشته اند و تفاوتی بین این دو نوع برنامه ی تمرینی وجود ندارد. در هر حال هیچ یک از این برنامه های تمرینی، تاثیری بر کاهش مقاومت انسولین نداشته اند.
  38. تاثیر 12 هفته تمرین مقاومتی بر تعادل، درصد چربی بدن و عملکردجسمانی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس
    1395
    زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر تمرین های مقاومتی پیشرونده بر تعادل، درصد چربی، قدرت و استقامت عضلانی در زنان و مردان مبتلا به بیماری MSبود. روش تحقیق: بدین منظور، 18 بیمار مبتلا به MS (قد: 34/5 ± 01/163 سانتی متر، سن: 93/7 ± 48/29 سال، وزن: 46/14 ± 77/69 کیلوگرم) به شیوه هدفمند انتخاب و سپس به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی (10 نفر) و گواه (8 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایشی به مدت 12 هفته، هر هفته 3 جلسه و هرجلسه به مدت70 دقیقه با شدت 50%-80% 1RM تمرینات مقاومتی پیشرونده انجام دادند. در این مدت گروه گواه هیچ گونه فعالیت بدنی منظمی نداشت. برای ارزیابی تعادل از تست استورک، برای درصد چربی بدن از تست Yuhasz، قدرت عضلانی از تست تعین یک تکرار بیشینه و استقامت عضلانی از تست Dynamic Muscular Endurance Test Battery، در پیش و پس آزمون استفاده گردید. یافته ها: یافته ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که پس از 12 هفته تمرین مقاومتی در گروه آزمایشی (و نه در گروه کنترل)، قدرت عضلانی، تعادل، استقامت عضلانی افزایش و درصد چربی کاهش معنی داری داشت (05/0 ≥ P). همچنین در پس آزمون بین دو گروه به لحاظ قدرت عضلانی اختلاف معنی داری وجود داشت. نتیجه گیری: در مجموع نتایج نشان داد تمرین مقاومتی به مدت 12 هفته موجب بهبود قدرت عضلانی، استقامت عضلانی، تعادل و درصد چربی بدن در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس می شود و نسخه بسیار مناسبی برای افزایش آمادگی جسمانی این افراد می باشد.
  39. تاثیر 8 هفته تمرین مقاومتی به همراه مصرف دارچین بر شاخص های گلوکز، فشارخون، مقاومت به انسولین وهموگلوبین گلیکوزیله شده در زنان یائسه مبتلا به دیابت نوع 2
    1395
    مقدمه: دیابت یکی از شایع ترین و پر عارضه ترین بیماری ها در دنیا می باشد که راهکار های مناسب می تواند عوارض این بیماری را کاهش دهد. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر 8 هفته تمرین مقاومتی به همراه مصرف مکمل دارچین بر شاخص های قندی، فشارخون، مقاومت به انسولین و هموگلوبین گلیکوزیله شده در زنان یائسه مبتلا به دیابت نوع 2 بود. روش شناسی : آزمودنی ها 23 زن یائسه (با میانگین 5/6±59 سال) عضو انجمن دیابت شهر سنندج بودند که به طور تصادفی در دو گروه تجربی1 (15= n، انجام ورزش مقاومتی+ مصرف مکمل دارچین) و گروه تجربی2 ( 8=n، انجام ورزش مقاومتی+ مصرف دارونما) قرار گرفتند. هر دو گروه به مدت 8 هفته، هر هفته 3 جلسه و هرجلسه 1 ساعت تمرین های با وزنه را اجرا کردند. برای این منظور 6 حرکت روتین با وزنه، هر حرکت با 3 ست و 8 تکرار و با شدت 70% یک تکرار بیشینه در نظر گرفته شد. خون گیری در 2 نوبت، 48 ساعت قبل و بعد از اتمام دوره تمرینی و در شرایط ناشتا انجام شد. یافته ها: جهت تعیین اختلاف درون گروهی و برون گروهی از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در سطح معنی داری (05/0>p) استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که انسولین و مقاومت به انسولین در هر دو گروه تجربی 1و2 در مقایسه با پیش آزمون کاهش معنی دار یافت (001/0 p=و001/0p=)، فشار خون سیستولیک تنها در گروه تجربی2 کاهش یافت. همچنین غیر از فشارخون سیستولیک، هیچ یک از متغیرها دارای تفاوت بین گروهی معنی داری نبودند. در مورد شاخص های گلوکز، فشار خون دیاستولیک و هموگلوبین گلیکوزیله شده، نه تغییرات درون گروهی و نه بین گروهی مشاهده نشد. نتیجه گیری: در کل، یافته های حاضر حاکی از آن بود که انجام 8 هفته تمرین مقاومتی با شدت متوسط اثرات نسبتآ سودمندی بر برخی شاخص های مرتبط با بیماران دیابتی نوع 2 (انسولین، مقاومت به انسولین) دارد، هرچند اثر بخشی دارچین تائید نمی شود.
  40. اثر مصرف کوتاه مدت مکمل های HMB و کراتین بر شاخص-های اکسایشی و ضد اکسایشی در افراد تمرین کرده پس از فعالیت مقاومتی حاد
    1395
    مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر حاد مکمل های HMB یا کراتین بر شاخص های اکسایشی و آنتی اکسیدانی در افراد تمرین کرده پس از فعالیت مقاومتی بود. روش شناسی: 10 مرد فعال با میانگین سنی (15/1±20 سال)، قد (82/4±2/172 سانتی متر)، وزن (66/9±9/70 کیلو گرم) و BMI (44/2±04/24 کیلو گرم بر متر مربع) به صورت هدفمند انتخاب و سپس طی یک طرح کارآزمایی بالینی متقاطع به طور تصادفی تحت چهار شرایط متفاوت مکمل گیری قرار گرفتند. فعالیت های مقاومتی شامل حرکات پرس سینه، جلو پا ماشین، سر شانه هالتر، زیر بغل لت، جلو بازو هالتر و پشت بازو ماشین با 80 درصد یک تکرار بیشینه اجرا شد. قبل از هر جلسه فعالیت مقاومتی، آزمودنی ها به شکل تصادفی و به مدت 5 روز، تحت بار گیری کراتین، HMB، ترکیب کراتین و HMB و یا دارونما ( گلوکز) قرار گرفتند. بین دوره های بارگیری نیز یک هفته فاصله جهت دوره ی پاکسازی (Washout) لحاظ گردید (در مجموع 4 دوره بارگیری 5 روزه همراه با 4 هفته فواصل استراحتی جهت پاکسازی). به منظور بررسی تاثیر نوع مکمل بر متغیرهای تحقیق یک روز پس از اتمام هر دوره بارگیری، قبل از فعالیت و بلافاصله پس از اتمام فعالیت مقاومتی، خون گیری در شرایط ناشتایی به عمل آمد. نتایج: یافته ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که مصرف مکمل کراتین، HMB یا ترکیب هر دو، تاثیری بر میزان پر اکسیداسیون لیپید (شاخص مالون دی آلدئید)، تغییرات آنتی اکسیدانی گلوتاتیون پر اکسیداز، بیلی روبین و اسید اوریک ندارد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر در کل حاکی از آن است که مصرف کوتاه مدت (5 روز) مکمل کراتین، HMB و ترکیب هر دو مکمل، تاثیری بر شاخص های اکسایشی و ضد اکسایشی به دنبال فعالیت مقاومتی حاد ندارد.
  41. اثرات حاد مصرف مکمل HMB، کراتین و ترکیب کراتین- HMB بر شاخص های آسیب عضلانی و تغییرات هورمونی پس از فعالیت مقاومتی در مردان تمرین کرده
    1395
    مقدمه: هدف پژوهش حاضر مطالعه تاثیردوره های حاد مصرف مکمل HMB، کراتین و ترکیب آنها بر شاخص های آسیب عضلانی و تغییرات هورمونی پس از فعالیت مقاومتی در مردان تمرین کرده بود. روش شناسی: 10 مرد فعال با میانگین سنی (15/1±20 سال)، قد (82/4±2/172 سانتی متر)، وزن (66/9±9/70 کیلو گرم) و BMI (44/2±04/24 کیلو گرم بر متر مربع) به صورت هدفمند انتخاب و سپس طی یک طرح کارآزمایی بالینی متقاطع به طور تصادفی تحت چهار شرایط متفاوت قرار گرفتند. قبل از شروع طرح، در یک جلسه مقدماتی ضمن تشریح اهداف طرح، آزمون یک تکرار بیشینه در مورد حرکات پرس سینه، جلو پا ماشین، سر شانه هالتر، زیر بغل لت، جلو بازو هالتر و پشت بازو ماشین اجرا شد تا فعالیت مقاومتی بر اساس 80 درصد یک تکرار بیشینه در حرکات مورد نظر اجرا گردد. قبل از هر جلسه فعالیت مقاومتی، آزمودنی ها به شکل تصادفی و به مدت 5 روز، تحت بارگیری کراتین، HMB، ترکیب کراتین و HMB و یا دارونما ( گلوکز) قرار گرفتند. بین دوره های بارگیری نیز یک هفته فاصله جهت دوره ی پاکسازی (Washout) لحاظ گردید. به منظور بررسی تاثیر نوع مکمل بر متغیرهای تحقیق یک روز پس از اتمام هر دوره بارگیری، قبل از فعالیت و بلافاصله پس از اتمام فعالیت مقاومتی، خون گیری در شرایط ناشتایی به عمل آمد. نتایج: یافته های پژوهش با استفاده از آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که مصرف مکمل کراتین، HMB و ترکیبی از هر دو، تاثیری بر شاخص آسیب عضلانی کراتین کیناز، لاکتات دهیدروژناز و تغییرات هورمونی کورتیزول ندارد. اما در مورد شاخص انسولین، تفاوت معنی داری در زمان و اثر شرایط مشاهده گردید. به عبارت دیگر، در هر چهار شرایط، بلافاصله پس از فعالیت میزان انسولین افزایش معناداری یافت. همچنین میزان انسولین در شرایط HMB نسبت به HMB- Cr افزایش معناداری دیده شد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر در کل حاکی از آن است که مصرف کوتاه مدت مکمل کراتین، HMB و ترکیبی از هر دو، قبل از فعالیت مقاومتی تاثیری بر شاخص کراتین کیناز، لاکتات دهیدروژناز و کورتیزول ندارد.
  42. اثر یک دوز مصرف مکمل کافئین بر لیپولیز به دنبال فعالیت استقامتی بیشینه در زنان فعال
    1394
    هدف از تحقیق حاضر بررسی اثرات حاد مصرف مکمل کافئین بر لیپولیز و عملکرد استقامتی بیشینه درزنان تمرین کرده بود. برای این منظور، 9 زن تمرین کرده (با میانگین سنی 8/ 2 ± 3 /22 سال، وزن: 1/8 ± 7/61 کیلوگرم، قد7/6± 7/ 167 سانتی متر و شاخص توده بدنی 2/2 ± 22 ) به صورت داوطلبانه و در یک طرح کارآزمایی بالینی متقاطع، در سه جلسه و به صورت تصادفی تحت دریافت mg/kg 6 مکمل کافئین ،mg/kg 6 مکمل کافئین+ mg/kg 3 کربوهیدرات و یا دارونما (دریافت 2 گرم مالتوز) قرار گرفتند. در هر جلسه، دریافت مکمل یا دارونما به صورت کپسول و یک ساعت قبل از اجرای آزمون بروس انجام می گرفت. بین جلسات نیز یک هفته فاصله به منظور پاکسازی در نظرگرفته شد. در هر جلسه 3 نوبت خونگیری : ساعت 8 صبح و در حالت ناشتا (قبل از دریافت مکمل)، یک ساعت پس از دریافت مکمل (و بلافاصله پس از اتمام آزمون بروس) و یک ساعت پس از اتمام آزمون بروس انجام می گرفت. نتایج مطالعه حاضر با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که هیچ یک از متغییرهای نیمرخ لیپیدی (TG,CHOL,HDL ,LDL) هورمون کورتیزول و لیپاز حساس به هورمون (HSL)، تحت تاثیر یک دوز دریافت مکمل کافئین یا ترکیب کافئین –کربوهیدرات قرار نگرفتند، وتغییرات ایجاد شده در هر یک از این متغیرها ناشی از فعالیت شدید هوازی بود و نه دریافت مکمل. از طرف دیگر زمان رسیدن به خستگی طی فعالیت بروس و حداکثر اکسیژن مصرفی آزمودنیها تحت تاثیر دریافت مکمل قرار نگرفت. نتیجه گیری : یافته های حاضر در کل بیانگر آن است که مصرف یک دوز مکمل کافئین یا کافئین –کربوهیدرات منجر به تغییرا ت معناداری در متابولیسم چربیها و عملکرد هوازی نمی گردد.
  43. ارتباط فعالیت بدنی، ترکیب بدنی و میزان تحصیلات والدین با زمان تماشای صفحه نمایش در دانش آموزان پسر 10-12 ساله
    1394
    مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، بررسی ارتباط فعالیت بدنی، ترکیب بدنی و میزان تحصیلات والدین با زمان تماشای صفحه نمایش در دانشآموزان پسر 10-12 ساله بود. روششناسی: 733 دانشآموز 10-12 سال مدارس ابتدایی شهر سنندج در تحقیق شرکت کردند. برای انتخاب نمونهها، با توجه به موقعیت جغرافیایی شهر سنندج، مدارس و دانشآموزان به روش نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب و در پژوهش شرکت داده شدند. قد، وزن و شاخص توده بدنی آزمودنیها به ترتیب 1/8±1/144 سانتی متر، 4/11± 2/39 کیلوگرم و 1/4±7/18 کیلوگرم بر متر مربع بود. اطلاعات مربوط به زمان تماشای صفحه نمایش و سطح فعالیت بدنی آزمودنیها به همراه سطح تحصیلات والدین از طریق پرسشنامه جمع آوری شد. برای تعیین ترکیب بدنی از سه شاخص ضخامت چربی زیر پوستی، نسبت دور کمر به باسن و شاخص توده بدنی استفاده شد. علاوه بر این میزان قدرت عضلانی دست با استفاده از دستگاه دینامومتر ارزیابی شد. برای توصیف دادهها از آمار توصیفی و برای بررسی ارتباط دادهها از روش همبستگی اسپیرمن استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که بین زمان تماشای صفحه نمایش و سطح فعالیت بدنی ارتباط منفی و معناداری وجود دارد ( 05/0P<) و بین زمان تماشای صفحه نمایش و ترکیب بدنی و سطح تحصیلات والدین ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد ( 05/0P<). همچنین بین زمان تماشای صفحه نمایش و قدرت عضلانی دست ارتباط معنادار اما ضعیفی وجود دارد ( 05/0P<). نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر نشان میدهد که افزایش زمان تماشای صفحه نمایش با کاهش سطح فعالیت بدنی و افزایش ترکیب بدنی همراه است و با افزایش سطح تحصیلات والدین زمان تماشای صفحه نمایش در کودکان افزایش مییابد. همچنین احنمالاً با افزایش زمان تماشای صفحه نمایش قدرت عضلات دست پسران 10-12 سال افزایش مییابد. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که محدود ساختن زمان تماشای صفحه نمایش در افزایش سطح فعالیت بدنی و بهبود وضعیت ترکیب بدنی کودکان مفید است.
  44. اثرات حاد مصرف دوزهای مختلف بتاآلانین بر میزان خستگی عصبی-عضلانی متعاقب فعالیت ورزشی شدید اینتروال در مردان
    1393
    چکیده مقدمه: هدف پژوهش حاضر مطالعه تاثیر 10 روز مصرف دوز های مختلف بتاآلانین بر میزان خستگی عصبی- عضلانی و سطوح لاکتات خون ناشی از فعالیت بیشینه در مردان بود. روش شناسی: 40 نفر مرد فعال با میانگین سنی (6/2±9/21 سال) و شاخص توده بدنی (8/1± 54/24 کیلوگرم بر متر مربع) به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی به چهار گروه 10 نفره، [2، 4 و 6 گرم مکمل بتاآلانین وگروه کنترل (دارونما)[ تقسیم شدند. آزمودنی ها در جلسات پیش آزمون و پس آزمون، 4 فعالیت 30 ثانیه ای تست وینگیت را با حداکثر توان اجرا کردند. استراحت بین هر فعالیت 4 دقیقه بود. آزمودنی ها بعد از انجام پیش آزمون به مدت 10 روز مکمل مصرف کردند، سپس در روز یازدهم در جلسه پس آزمون مجدداً پروتکل تمرینی را انجام دادند. خون گیری اول قبل از شروع اولین فعالیت وینگیت و دومین خون گیری 6 دقیقه بعد از چهارمین فعالیت وینگیت صورت گرفت. امپلی تود حاصل از EMG نیز در هنگام اجرای هر 4 تست اندازه گیری شد و میانگین آن ها محاسبه شده است. نتایج: یافته های تحقیق با استفاده از آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که مقایسه بین دوزهای مختلف بتاآلانین و دارونما برای متغیر فعالیت الکتریکی عضله به این صورت بود که اثر گروه (004/0P=) معنادار بود که این تفاوت در گروه های 2-4 (028/0P=) و 3-4 (003/0P=) می باشد. در خصوص متغیر لاکتات نتایج به این صورت بود که اثر زمان (000/0P=) در هر 4 گروه معنادار است. این افزایش لاکتات ناشی از انجام فعالیت ورزشی می باشد. نتیجه گیری: به نظر می رسد که مصرف کوتاه مدت مکمل بتاآلانین با دوزهای مختلف تاثیری بر خستگی عصبی- عضلانی و تجمع لاکتات خون ندارد. هم چنین بین اثر مصرف دوزهای مختلف بتاآلانین بر متغیرهای خستگی عصبی- عضلانی و تجمع لاکتات خون تفاوتی وجود ندارد.
  45. اثر 6 هفته تمریت استقامتی ، مقاومتی و ترکیبی بر سطوح sICAM-1 سرمی و مقاومت به انسولین در زنان تمرین نکرده
    1393
    پژوهش حاضر، تاثیر 6 هفته تمرینات استقامتی، مقاومتی و ترکیبی را بر سطوح sICAM-1 سرمی و شاخص مقاومت به انسولین در زنان تمرین نکرده مورد مطالعه قرار داده است. 44 زن تمرین نکرده ی سالم با میانگین سنی59/1±23/20 سال و شاخص توده ی بدنی04/3±84/20 کیلوگرم بر مترمربعبه صورت هدفمند انتخاب و سپس به شکل تصادفی در چهار گروه: استقامتی، قدرتی، ترکیبی و کنترل (هر گروه 11 نفر) قرار گرفتند. آزمودنی ها تمرینات خود را به مدت شش هفته (سه جلسه در هفته) شروع کردند.برنامه ی تمرین هوازی شامل بلوک های ایروبیک بود که با شدت 60 تا 75 درصد حداکثر ضربان قلب انجام شد. برنامه ی تمرین مقاومتی به صورت کار با وزنه بود و با شدت 60 تا 75 درصد یک تکرار بیشینهدر نظر گرفته شد. در روند برنامه ی ترکیبی، افرادیک جلسه برنامه ی تمرین قدرتی وجلسه ی بعد، برنامه ی تمرین استقامتی را همانند گروه تمرین استقامتی و مقاومتی انجام دادند.گروه کنترل بدون برنامه ی تمرینی بود.خونگیری جهت اندازه گیری سطوح sICAM-1 و شاخص مقاومت به انسولین پس از 12 ساعت ناشتایی در حالت پایه (24 ساعت قبل از شروع برنامه ی تمرینی) و مجدداً 36 ساعت پس از خاتمه تمرینات انجام شد. یافته های پژوهش با استفاده از آزمون آنوای تکراری نشان داد که سطوح sICAM-1 در گروه قدرتی (00/0=p) و ترکیبی (00/0=p)کاهش معنادار داشت، ولی در گروه استقامتی این کاهش معنادار نبود. همچنین تغییرات در انسولین و شاخص مقاومت به انسولین در هیچ یک از گروه ها معنادار نبود، اما مقادیر گلوکز ناشتا در گروه ترکیبیافت معناداری داشت (01/0p=)، درحالی که در سایر گروه ها بدون تغییر بود. همچنین، در ارتباط با هیچ یک از متغیرها، تغییرات درون گروهی معناداری مشاهده نگردید. نتیجه گیری: به نظر می رسد که تمرینات ترکیبی در مدت و شدت اعمال شده، بر سطوح مولکول چسبان و شاخص مقاومت به انسولین در زنان تمرین نکرده سالم تاثیر بیشتری دارد و برای بهبود شاخص مقاومت به انسولین و سطوح سرمی sICAM-1،اجرای همزمان تمرینات استقامتی و مقاومتی، در مقابل انجام هر یک به تنهایی، کاربردی تر است.
  46. نقش تمرینات مقاومتی بر غلظت محصولات نهایی گلیکاسیون پیشرفته در زنان یائسه دارای دیابت نوع دو
    1392
    هدف از این پژوهش بررسی نقش تمرینات مقاومتی بر غلظت محصولات نهایی گلیکاسیون پیشرفته در زنان یائسه دارای دیابت نوع دو بود. برای این منظور 20 نفر دیابتی به شکل تصادفی انتخاب و در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. گروه تجربی به مدت 8 هفته ، هفته ای سه جلسه و با شدت 70 درصد یک تکرار بیشینه به اجرای فعالیت ورزشی پرداختند. نتایج نشان داد در گروه تجربی میزان شاخص سرمی AGEs در پس آزمون کاهش معناداری یافت. همچنین بین دو گروه در پس آزمون اختلاف معناداری ملاحظه گردید.
  47. ارتباط بین اوزان چربی، عضلانی و استخوانی با عوامل قدرتی - سرعتی و مقایسه ی آن در نوجوانان کشتی گیر و همتایان غیرورزشکار
    1392
    هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین اوزان چربی، عضلانی و استخوانی با عوامل قدرتی - سرعتی و مقایسه ی آن در نوجوانان کشتی گیر و همتایان غیرورزشکار بود. آزمودنی ها دو گروه 85 نفره از دانش آموزان 15-13 سال کشتی گیر و غیرورزشکار بودند. ابزار و روش های اندازه گیری عبارت بودند از دینامومتری پنجه دست برتر، پرش طول جفت و کشش بارفیکس برای سنجش قدرت، آزمون دوی 10 متر و خط کش برای اندازه گیری سرعت اجرا و سرعت عکس العمل. شاخص های ریخت شناختی نیز شامل قد، وزن، اوزان چربی، عضلانی و استخوانی بودند. نتایج آزمون تی نشان دادند که دو گروه در هیچ یک از شاخص های ریخت شناختی تفاوت معناداری با یکدیگر ندارند. اما در آزمون های آمادگی جسمانی، کشتی گیران در آزمون های قدرت پنجه، کشش بارفیکس و دوی سرعت از همسالان غیرورزشکار خود برتر بودند. به علاوه، همبستگی بین شاخص های ریخت شناختی و آمادگی جسمانی در هر دو گروه معنادار بود. برطبق این یافته ها، فعالیت های منظم کشتی احتمالا بدون ایجاد تغییرات چندان در شاخص های ریخت شناختی موجب توسعه عوامل آمادگی جسمانی نوجوانان می شوند. به علاوه، سرعت عکس العمل بیشتر از تمرینات کشتی تحت تاثیر عوامل ذاتی می باشد.
  48. نقش تمرینات مقاومتی بر بهبود تراکم توده استخوانی در زنان یائسه دارای دیابت نوع دو
    1392
    هدف از این پژوهش بررسی نقش تمرینات مقاومتی بر بهبود تراکم توده استخوانی در زنان یائسه دارای دیابت نوع دو بود. برای این منظور 20 نفر دیابتی به شکل تصادفی انتخاب و در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. گروه تجربی به مدت 8 هفته ، هفته ای سه جلسه و با شدت 70 درصد یک تکرار بیشینه به اجرای فعالیت ورزشی پرداختند. برای تعیین تراکم توده استخوانی دانسیتومتری به عمل آمد. نتایج نشان داد 8 هفته تمرین مقاومتی موجب بهبود تراکم استخوانی در زنان یائسه دیابتی نشد.
  49. مقایسه میزان آگاهی و نگرش ورزشکاران برتر رشته های مختلف نسبت به بیماری پوکی استخوان
    1392
    هدف از تحقیق حاضر مقایسه میزان آگاهی و نگرش ورزشکاران برتر رشته های مختلف نسبت به بیماری پوکی استخوان بود. 250 بسکتبال ، 45 نفر هندبال ، 30 نفر دو ومیدانی ، 80 نفر کبدی ، و 50 نفر ورزشکار زبده کانوپولو در نظر گرفته شدند. نتایج تحقیق با استفاده از آزمون کراسکال والیس نشان داد که بین میزان آگاهی ورزشکاران رشته های مختلف نسبت به پوکی استخوان تفاوت معناداری وجود دارد. از این بین ورزشکاران دو و میدانی به لحاظ آگاهی و نگرش نسبت به سایر ورزشکاران در وضعیت ضعیف تری بودند.
  50. تاثیر فعالیت مقاومتی حاد با نسبت های زمانی متفاوت انقباض کانسنتریک-اکسنتریک بر پاسخ های هورمونی مردان تمرین کرده
    1392
    پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر فعالیت مقاومتی حاد با نسبت های زمانی متفاوت انقباض کانسنتریک-اکسنتریک بر پاسخ های هورمونی مردان تمرین کرده انجام گرفت. 10 مرد جوان به صورت هدفمند انتخاب و 4 جلسه فعالیت مقاومتی را تکمیل کردند. در هر یک از پروتکل ها ، خون گیری پیش از فعالیت ، و بلافاصله پس از فعالیت انجام گرفت. یافته های این تحقیق بیانگر آن است که فعالیت مقاومتی حاد با نسبت های گوناگون انقباض کانسنتریک-اکسنتریک تاثیری بر پاسخ های هورمونی نداد.
  51. تاثیر هشت هقته تمرینات طناب زنی بر شاخص های آمادگی جسمانی نوجوانان پسر دارای اضافه وزن
    1392
    طرح ملی طناورز از سال 1390 در مدارس ابتدایی اجباری شد. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر هشت هقته تمرینات طناب زنی بر شاخص های آمادگی جسمانی نوجوانان پسر دارای اضافه وزن بود. به صورت خوشه ای از بین مدارس ابتدایی شهر سنندج 240 نوجوان 9-12 ساله بررسی و نهایتا 30 نفر به صورت تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. در مجموع می توان گفت که تمرینات اینتروال طناب زنی بر آمادگی جسمانی مرتبط با سلامتی نوجوانان دارای اضافه وزن تاثیر مطلوبی دارد.
  52. پاسخ ویسفاتین و مقاومت به انسولین به ارائه های گوناگون فعالیت مقاومتی در مردان دارای اضافه وزن
    1391
    پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر ترتیب ارائه فعالیت مقاومتی بر ویسفاتین و انسولین در مردان جوان دارای اضافه وزن انجام گرفت. 14 مرد جوان (میانگین سن: 25/1±36/21 سال و BMI: 88/1±95/27kg/m2) به صورت هدفمند انتخاب شدند و دو جلسه تمرینی را تکمیل کردند. قبل از آن در جلسه ای یک تکرار بیشینه برای شش حرکت تعیین شد. انجام فعالیت های مقاومتی، با دو نوع ارائه گوناگون [ پروتکل الف: از عضلات بزرگ به کوچک(پرس پا، پرس سینه، سیم کش زیر بغل، سرشانه هالتر، جلو بازو، پشت بازو) و پروتکل ب: از عضلات کوچک به بزرگ(عکس ترتیب حرکات پروتکل الف)] و با شدت 85/0 یک تکرار بیشینه انجام گرفت. برای این منظور در جلسه اول و به صورت تصادفی نیمی از آزمودنی ها پروتکل الف (از عضلات بزرگ به کوچک) و بقیه آزمودنی ها پروتکل ب (از عضلات کوچک به بزرگ) را انجام دادند. استراحت برای هر نوبت یک دقیقه و برای هر حرکت دو دقیقه در نظر گرفته شد. یک هفته بعد، جلسه دوم با همین پروتکل تمرینی اجرا شد، با این تفاوت که تمرینات به آزمودنی های الف و ب جابجا شد. در هریک از پروتکل ها، خون گیری قبل از فعالیت، بلافاصله و 30 دقیقه بعد از فعالیت انجام گرفت. نتایج با استفاده از آزمون آنوای تکراری حاکی از آن بود که غلظت ویسفاتین سرم در هر دو پروتکل بلافاصله بعد از فعالیت و 30 دقیقه بعد از فعالیت نسبت به قبل از آن به صورت معناداری کاهش یافت.
  53. تاثیر چسب کینزیو بر کنترل استاتیک پوسچر در بیماران مبتلا به اسپرین مچ پا
    1391
    اسپرین مچ پا یکی از رایج ترین صدمات در ورزش است. هدف از این تحقیق بررسی تاثیر چسب کینزیو بر کنترل استاتیک پوسچر در بیماران مبتلا به اسپرین مچ پا بود. جامعه آماری تحقیق زنان غیر ورزشکار مبتلا به اسپرین درجه 2 می شدند که حداکثر 3 ماه از آسیب شان گذشته بود. تعادل آزمودنی ها با صفحه نیرو بررسی شد. یافته های تحقیق نشان داد نوسانات تعادلی در پای مبتلا به اسپرین در مقایسه با پای متناظر گروه کنترل اختلاف معناداری ندارد. زمانی که اطلاعات بینایی حذف شد این اختلاف معنادار نبود. در هر حال، تعادل گروه آسیب دیده از گروه کنترل کمتر بود.
  54. پاسخ آدیپونکتین و مقاومت به انسولین به ارائه های گوناگون تمرین مقاومتی بلندمدت در زنان دارای اضافه وزن
    1391
    هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر ارائه فعالیت مقاومتی شش هفته ای بر آدیپونکتین سرم و شاخص مقاومت به انسولین دختران دارای اضافه وزن بود. 31 دختر دارای اضافه وزن با میانگین سنی 35/2 ± 35/22 سال و با 47/2± 74/27 BMI =کیلوگرم بر متر مربع به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه تجربی یک (n=10)، تجربی دو(n=11) و گروه کنترل (n=10) قرار گرفتند. گروه تجربی یک تمرینات را از گروه عضلات بزرگ به کوچک (پرس پا، پرس سینه، سیم کش زیر بغل، جلو پا، پشت پا، ساق پا، جلو بازوپشت بازو) و گروه تجربی دو، تمرینات را از گروه عضلات کوچک به بزرگ (پشت بازو، جلو بازو، ساق پا، پشت پا، جلو پا، سیم کش زیر بغل، پرس سینه، پرس پا) اجرا نمودند. برنامه تمرینی سه بار در هفته و هر جلسه شامل سه ست با 12 تکرار و شدت 1RM 60-50% اجرا شد. زمان استراحت بین ایستگاه ها سه دقیقه و زمان استراحت بین هر ست دو دقیقه بود. گروه کنترل در طی این شش هفته برنامه تمرینی نداشتند. خونگیری در دو مرحله 24 ساعت قبل از شروع پروتکل و مجددا20 ساعت بعد از اتمام دوره، با شرایط کاملا مشابه و به دنبال 12 تا 14 ساعت ناشتایی انجام گرفت. نتایج با استفاده از آزمون آنوای تکراری نشان داد که آدیپونکتین در هیچ یک از گروه های تجربی تغییر معناداری نداشته است. بنابراین نوع ارائه تمرینی تاثیری بر آدیپونکتین ندارد. شاخص مقاومت به انسولین در دو گروه تجربی کاهش معنی داری یافت (p < 0.05) و نوع ارائه تمرین مقاومتی تاثیری بر این شاخص نداشت
  55. تاثیر شش هفته تمرین مقاومتی با ارائه های گوناگون بر سطوح IL-6 و CRP دختران دارای اضافه وزن
    1391
    پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر تمرین مقاومتی با ارائه های گوناگون بر سطوح IL-6 و CRP در دختران دارای اضافه وزن انجام گرفت. 31 دختر دارای اضافه وزن با میانگین سنی 35/2±35/22 سال به صورت هدفمند انتخاب و سپس به شکل تصادفی در سه گروه: تجربی یک (10نفر)، تجربی دو (11نفر) و کنترل (10نفر) قرار گرفتند. قبل از شروع تمرینات، 1RM آزمودنی ها در هشت حرکت تعیین شد. پنج روز بعد، آزمودنی ها تمرینات خود را به مدت شش هفته (سه جلسه در هفته) شروع کردند. اجرای تمرینات مقاومتی به دو صورت بود: الف) تمریناتی که از گروه عضلات درشت شروع می شد و به سمت گروه عضلات کوچک پایان می یافت (پرس پا، پرس سینه، سیم کش زیر بغل، جلو پا، پشت پا، ساق پا، جلو بازو و پشت بازو) که توسط گروه تجربی یک انجام شد و ب) تمریناتی که از گروه عضلات کوچک شروع می شد و به سمت گروه عضلات بزرگ پایان می پذیرفت (عکس تمرینات گروه الف، که توسط گروه تجربی دو انجام شد). گروه کنترل هیچ تمرینی انجام نداد. برنامه تمرینی در هر جلسه شامل سه ست با 12 تکرار و با شدت 1RM60-50% بود. خون گیری در دو نوبت، 24 ساعت قبل از اولین جلسه و 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی در حالت ناشتا انجام گرفت. نتایج با استفاده از آزمون آنوای تکراری نشان داد که سطوح IL-6 تغییر معناداری پیدا نکرد، اما در مورد CRP دیده شد که گروه تجربی دو کاهش معناداری در مقایسه با گروه تجربی یک (006/0p=) و گروه کنترل (016/0p=) دارد. نتیجه گیری: در کل یافته های حاضر نشان می دهد بزرگی یا کوچکی عضلات مورد استفاده در ابتدای تمرین، تاثیری بر پاسخ IL-6 ندارد، اما CRP در شرایطی که تمرین با عضلات کوچک شروع می شد به دنبال شش هفته کاهش یافت.
  56. تاثیر روزه داری توام با فعالیت بدنی ایروبیک بر آمادگی جسمانی وابسته به سلامت، انسولین و لپتین پلاسما
    1391
    هدف تحقیق حاضر مطالعه تاثیر روزه داری توام با فعالیت بدنی ایروبیک بر آمادگی جسمانی وابسته به سلامت و غلظت های انسولین و لپتین پلاسما بود. بدین منظور 19 نفر از بانوان شرکت کننده در کلاس های ایروبیک با میانگین سنی 89/9 ±68/29سال به صورت داوطلب به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگزین شدند.گروه اول که هم در ماه رمضان روزه می گرفتند و هم در کلاس ایروبیک شرکت می کردند (9نفر) و گروه دوم که روزه می گرفتند اما به ایروبیک نمی پرداختند (10نفر). نمونه های خونی آزمودنی ها (پنج سی سی از سیاهرگ بازویی)، سه روز قبل از ماه رمضان پس از 12 ساعت ناشتایی به منظور اندازه گیری مقادیر لپتین، انسولین و قند خون گرفته شد. برای تعیین آمادگی جسمانی وابسته به سلامت فاکتورهای ترکیب بدنی با استفاده از دستگاه امپدانس متری، توان هوازی با آزمون بروس، قدرت عضلانی با دستگاه دینامومتر، استقامت موضعی با انجام آزمون های دراز و نشست و شنای سوئدی ویژه بانوان، انعطاف پذیری با استفاده از جعبه انعطاف پذیری، اندازه گیری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t همبسته و t مستقل و سطح معنی داری 5 % نشان داد که بین دو گروه اختلاف معنی داری در لپتین، انسولین و قند خون قبل و بعد از ماه رمضان وجود نداشت اما در میان فاکتورهای آمادگی جسمانی مشخص شد که میانگین دو گروه در متغیر درازونشست(05/0 ≥ P) تفاوت معنی داری دارد و در بین سایر فاکتور ها تفاوت معنی داری مشاهده نشد.در مطالعه تغییرات درون گروهی در گروه اول مشخص شد که قند خون ناشتا از73/6± 83/84 به 43/5 ± 33/95 Mg/dl افزایش معنی-دار و انسولین از97/3 ± 31/12 به 78/2 ± 25/4 UIU/mil کاهش معنی داریافت و در میان فاکتور های آمادگی جسمانی، انعطاف پذیری و شنای سوئدی تفاوت معنی داری را نشان دادند و در بین سایر متغیرها تفاوت معنی-داری مشاهده نشد. درگروه دوم قند خون ناشتا از 53/3 ± 88 به 06/9 ± 66/94 Mg/dl) و لپتین از96/11 ± 02/35 به 59/12±35/ 19ng/ml تغییر معنی دار یافتند و در میان فاکتور های آمادگی جسمانی تنها شنا سوئدی تفاوت معنی داری داشت و در بین سایر متغیرها تفاوت معنی داری مشاهده نشد. در مجموع، نتایج تحقیق بیانگر آن است که روزه داری توام با فعالیت بدنی ایروبیک باعث افزایش معنی دار در متغیر درازونشست از میان فاکتورهای آمادگی جسمانی شد و در مقادیر
  57. بررسی هیپوکسی تناوبی بر حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه ، میزان گرلین و انسولین خون در بیماران چاق مبتلا به دیابت نوع 2
    1391
    قرار گرفتن در معرض ارتفاع و محیط هیپوکسی باعث کاهش وزن و انواع مختلف سازگاری های اندوکرینی می شود، که کشف مکانیسم های آن می تواند ابزار جدیدی را برای درمان چاقی و پیشگیری از دیابت در آینده فراهم کند. هدف از این تحقیق بررسی اثر هیپوکسی تناوبی بر میزان گرلین پلاسما (به عنوان یک عامل موثر در تنظیم اشتها و وزن) در افراد چاق مبتلا به دیابت نوع 2 بوده است. 10 آزمودنی چاق و مبتلا به دیابت نوع دو، با میانگین BMI 47/2±02/32 و دامنه سنی 50 تا 70 سال، داوطلب شرکت در پژوهش بودند. مداخله شامل 15 جلسه هیپوکسی تناوبی در 15 روز مداوم و در هر روز یک ساعت بود. گرلین و انسولین پلاسما در 3 نوبت و BMI و VO2max در 2 نوبت پیش و پس آزمون اندازه گیری شد. پس از 15 روز هیپوکسی مقدار گرلین از µg.ml-169/17±92/23 به µg.ml-107/16±04/25(1=P) و مقدار انسولین از µlU/mL 7/7±91/16 به µlU/mL 6/8±48/19 (09/0=P) رسید. شاخص توده بدن در پیش آزمون، در مقایسه با پس آزمون به ترتیب معادل 47/2±02/32 و 22/3±17/31 (08/0=P) بود. اما VO2max از 86/3±25/28 به 18/4±86/30 رسید(p>0.05). یافته های تحقیق حاضر بیانگر آن است که هیپوکسی تناوبی علیرغم تاثیرمثبت بر حداکثر اکسیژن مصرفی، وکاهش نسبی در BMI، باعث تغییر در غلظت سرمی هورمون های انسولین و گرلین نمی شود
  58. پاسخ حاد لپتین به ترتیب ارائه فعالیت مقاومتی و همبستگی آن با هورمون تستوسترون در مردان دارای اضافه وزن
    1391
    پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر ترتیب ارائه فعالیت مقاومتی بر لپتین و تستوسترون در مردان جوان دارای اضافه وزن انجام گرفت. 14 مرد جوان (میانگین سن: 25/1±36/21 سال و BMI: 88/1±95/27kg/m2) به صورت هدفمند انتخاب شدند و دو جلسه تمرینی را تکمیل کردند. قبل از آن در جلسه ای یک تکرار بیشینه برای شش حرکت تعیین شد. انجام فعالیت های مقاومتی، با دو نوع ارائه گوناگون [ پروتکل الف: از عضلات بزرگ به کوچک(پرس پا، پرس سینه، سیم کش زیر بغل، سرشانه هالتر، جلو بازو، پشت بازو) و پروتکل ب: از عضلات کوچک به بزرگ(عکس ترتیب حرکات پروتکل الف)] و با شدت 85/0 یک تکرار بیشینه انجام گرفت. برای این منظور در جلسه اول و به صورت تصادفی نیمی از آزمودنی ها پروتکل الف (از عضلات بزرگ به کوچک) و بقیه آزمودنی ها پروتکل ب (از عضلات کوچک به بزرگ) را انجام دادند. استراحت برای هر نوبت یک دقیقه و برای هر حرکت دو دقیقه در نظر گرفته شد. یک هفته بعد، جلسه دوم با همین پروتکل تمرینی اجرا شد، با این تفاوت که تمرینات به آزمودنی های الف و ب جابجا شد. در هریک از پروتکل ها، خون گیری قبل از فعالیت، بلافاصله و 30 دقیقه بعد از فعالیت انجام گرفت. نتایج با استفاده از آزمون آنوای تکراری حاکی از آن بود که غلظت لپتین سرم در هر دو پروتکل بلافاصله بعد از فعالیت و 30 دقیقه بعد از فعالیت نسبت به قبل از آن به صورت معناداری به ترتیب(003/ 0=p و 002/ 0=p) کاهش یافت. در مورد غلظت تستوسترون هم در هر دو پروتکل بلافاصله و 30 دقیقه پس از فعالیت نسبت به قبل از آن کاهش معنی داری(005/ 0=p و 002/ 0=p) دیده شد. علاوه بر این، در پروتکل الف، همبستگی بین لپتین و تستوسترون در هیچ یک از مراحل اندازه گیری مشاهده نشد، اما در پروتکل ب همبستگی منفی بین این دو ملاحظه گردید. در کل یافته های حاضر نشان داد که ترتیب بزرگی یا کوچکی عضلات بکار گرفته شده، در ابتدای فعالیت تاثیری بر ترشح هورمون لپتین و تستوسترون ندارد؛ اگرچه اثبات همبستگی بین این دو هورمون به تحقیقات بعدی نیاز دارد.
  59. بررسی تاثیر هیپوکسی تناوبی بر آدیپونکتین پلاسما در افرادچاق مبتلا به دیابت نوع 2
    1390
    هدف از این پژوهش بررسی اثر هیپوکسی تناوبی بر میزان آدیپونکتین پلاسما در افراد چاق مبتلا به دیابت نوع 2 بوده است. بدین منظور 10 نفر آزمودنی چاق، با شاخص توده بدنی بیشتر از 30، دامنه سنی 50 تا 70 سال از بین افراد دیابتی نوع دو که بجز فعالیت های بدنی معمول خود حداقل برای یک سال گذشته سابقه ی شرکت در هیچ برنامه تمرینی منظمی را نداشته اند ، به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. مداخله تمرینی شامل 14 جلسه مداوم هیپوکسی تناوبی بود. آدیپونکتین در پیش آزمون و پس آزمون اندازه گیری شد. هیپوکسی تناوبی باعث کاهش معنادار آدیپونکتین در روز هفتم و پانزدهم نسبت به پیش آزمون نشد. هیپوکسی تناوبی در افراد مبتلا به دیابت نوع 2 که مقاومت به آدیپونکتین نیز دارند نمی تواند باعث کاهش سطوح پلاسمایی این هورمون شود که عاملی برای کاهش وزن و اشتهای افراد دیابتی چاق می باشد.
  60. بررسی تاثیر هیپوکسی تناوبی بر میزان لپتین پلاسما و آمادگی قلبی-عروقی در افراد چاق مبتلا به دیابت نوع 2
    1390
    هدف از این پژوهش بررسی اثر هیپوکسی تناوبی (IHE) بر میزان لپتین پلاسما در افراد چاق مبتلا به دیابت نوع 2 بوده است. بدین منظور 10 نفر آزمودنی چاق، با شاخص توده بدنی بیشتر از 30، با کمک مرکز دیابت کرمانشاه از بین افراد دیابتی نوع دو که بجز فعالیت های بدنی معمول خود حداقل برای یک سال گذشته سابقه ی شرکت در هیچ برنامه تمرینی منظمی را نداشته اند و در حین اجرای تحقیق نیز از انجام تمرینات ورزشی، در خارج از برنامه تمرینی مورد نظر منع شدند، به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. مداخله تمرینی شامل 14 جلسه مداوم هیپوکسی تناوبی بود. لپتین، انسولین، و فاکتورهای هماتولوژیک در پیش آزمون و چند نوبت پس آزمون اندازه گیری شد. هیپوکسی تناوبی باعث افزایش معنادار لپتین در روز هفتم و پانزدهم نسبت به پیش آزمون شد ولی بعد از 6 ساعت از آخرین مداخله هیپوکسی میزان لپتین پلاسما به مقادیر پایه خود برگشت. انسولین و فاکتورهای هماتولوژیک در هیچ کدام از مقادیر اندازه گیری شده تفاوت معناداری را نسبت به پیش آزمون از خود نشان نداد. هیپوکسی تناوبی در افراد مبتلا به دیابت نوع 2 که مقاومت به لپتین نیز دارند می تواند باعث افزایش سطوح پلاسمایی این هورمون شود که عاملی برای کاهش اشتها و متعاقب آن کاهش وزن افراد دیابتی چاق می باشد.
  61. تاثیر ترتیب فعالیت مقاومتی بر سروتونین و کورتیزول در مردان جوان غیر ورزشکار
    1390
    پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر حاد ارائه فعالیت مقاومتی بر سروتونین و کورتیزول در مردان جوان غیر ورزشکار انجام گرفت. 15 مرد جوان(19 تا 24 سال) به صورت هدفمند انتخاب و سه جلسه تمرینی را تکمیل کردند: جلسه اول ده تکرار بیشینه(10RM) برای نه حرکت تعیین شد. پروتکل تمرینی شامل ترکیبی از حرکات بالا تنه و پایین تنه همراه با ترکیب بزرگی و کوچکی عضلات بود. یک هفته بعد، در جلسه دوم، به صورت تصادفی نیمی از آزمودنی ها پروتکل الف (از عضلات بزرگ به کوچک) و نیمه دیگر پروتکل ب( از عضلات کوچک به بزرگ) را انجام دادند. ارائه پروتکل الف شامل: پرس سینه، پرس پا، زیر بغل یا سیم کشی(لت)، جلو پا، سرشانه از جلو، پشت ران، جلو بازو، ساق پا و پشت بازو بود. ارائه پروتکل ب عکس برنامه تمرینی الف صورت گرفت. آزمودنی ها سه نوبت فعالیت را برای هر حرکت با مقدار بار 10 تکرار بیشینه، تا حد خستگی انجام دادند. استراحت برای هر نوبت یک دقیقه و برای هر حرکت دو دقیقه در نظر گرفته شد. جلسه سوم سه روز بعد از جلسه دوم با همین پروتکل تمرینی اجرا شد، با این تفاوت که تمرینات به آزمودنی های الف و ب جابجا گردید. در هریک از پروتکل ها، خون گیری قبل از فعالیت، بلافاصله و 30 دقیقه بعد از هر پروتکل تمرینی انجام گرفت. نتایج با استفاده از آزمون آنوای تکراری نشان داد که بلافاصله بعد از پروتکل ب سروتونین سرم افزایش معنی دار یافت. نوع ارائه پروتکل تمرینی بر تغییرات کورتیزول سرم تاثیری نداشت. با توجه به نتایج میزان درک فشار در حین فعالیت، تمرین مقاومتی نوع ب احتمالاً خستگی بیشتری بعد از فعالیت ایجاد می کند که این خود باعث افزایش مقدار سروتونین می شود.
  62. تاثیر حاد تمرین مقاومتی همراه با مکمل اسید آمینه شاخه دار بر غلظت اسیدهای آمینه پلاسما، پاسخهای هورمونی و شاخص های آسیب عضلانی در زنان تمرین کرده
    1390
    هدف از پژوهش حاضر مطالعه تاثیر حاد تمرین مقاومتی همراه با مکمل اسید آمینه شاخه دار بر غلظت اسیدهای آمینه پلاسما، پاسخهای هورمونی و شاخص های آسیب عضلانی در زنان تمرین کرده بود. به این منظور 11 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه کردستان با میانگین سنی 58 /1±22 و 09/1±21 ، وزن 90/5±98/61 و 81/2±33/58 ، قد 95/5±61/1 و 05/5±63/1، شاخص توده بدنی 67/1±72/23 و 47/1± 21/21 که حداقل دو جلسه فعالیت ورزشی منظم در طول هفته داشته و سابقه مصرف هیچ نوع مکملی نداشتند، به صورت داوطلب در این تحقیق شرکت کردند. طرح تحقیق در دو جلسه با فاصله شش هفته انجام شد. در جلسه اول 5 نفر از آزمودنی ها مکمل و 6 نفر از آنها دارونما دریافت کردند. در جلسه دوم روند معکوس داشت.20 دقیقه بعد از مصرف مکمل یا دارونما، برنامه تمرینی شامل هفت حرکت (دو حرکت پایین تنه و پنج حرکت بالاتنه) ، با شدت 50 درصد 1RM در 5 ست ،15-12 تکرار توسط آزمودنی ها انجام شد. نمونه های خونی قبل از فعالیت در ساعت 7:30 صبح) ناشتا) ، بلافاصله بعد از فعالیت، 3 ساعت بعد از فعالیت و همچنین در روز دوم آزمون در ساعت30: 7 صبح) ناشتا) جهت آنالیز اسیدهای آمینه، هورمون های انسولین و کورتیزول، آنزیم های لاکتات دهیدروژناز و کراتین کیناز، جمع آوری شد. نتایج حاصل افزایش قابل توجهی در اسیدهای آمینه شاخه دار لوسین(001/0p=)، ایزولوسین(005/0p=) در گروه مکمل نسبت به گروه دارونما نشان دادند. همچنین، افزایش غلظت گلوتامین پلاسما در گروه مکمل مشاهده شد (041/0p=). این در حالی بودکه در ارتباط با سایر اسید های آمینه شامل فنیل آلانین، و متیونین بین دو گروه دریافت کننده مکمل و دارونما اختلافی دیده نشد. در ارتباط با تاثیر مکمل BCAA بر غلظت انسولین ، کورتیزول ، کراتین کیناز و لاکتات دهیدروژناز تغییرات معناداری در بین شرایط مورد مطالعه مشاهده نشد. در کل، مطالعه حاضر بیانگر عدم تاثیر مکمل BCAA بر پاسخهای هورمونی، شاخصهای آسیب عضلانی ، و غلظت اسیدهای آمینه پلاسما متعاقب فعالیت مقاومتی حاد است.
  63. تاثیر جنسیت بر شاخص مقاومت انسولین در پاسخ به فعالیت حاد استقامتی و دوره های ریکاوری متعاقب آن در افراد سالم
    1390
    هدف از این تحقیق بررسی تاثیر جنسیت بر غلظت گلوکز، انسولین و شاخص مقاومت به انسولین طی فعالیت حاد استقامتی و دوره های ریکاوری متعاقب آن در افراد سالم 20-30 ساله بود. بدین منظور 8 زن و 7 مرد سالم(میانگین سنی 4/1 ±9/22 سال، وزن 17 ±9/66 کیلوگرم، قد 4/11 ±3/169 سانتی متر و شاخص توده بدنی1/3±8/22 کیلوگرم بر متر مربع) به صورت داوطلبانه در این تحقیق شرکت نمودند. آزمودنی ها دو جلسه فعالیت و کنترل را طی دو هفته متوالی اجرا نمودند. ترتیب اجرای جلسات به صورت تصادفی برای هر شخص مشخص شده بود. برنامه تمرینی برای جلسه فعالیت شامل 45 دقیقه فعالیت حاد استقامتی با شدت 75% ضربان قلب بیشینه در نظر گرفته شده بود. چهار نمونه خونی(6 میلی لیتر)به ترتیب قبل و بلافاصله بعد از فعالیت همچنین 1و 24 ساعت بعد از فعالیت جمع آوری شد. برایتجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس دو طرفه ی مکرر استفاده شد. نتایج نشان دادند که صرف نظر از جنسیت آزمودنی، اثر فعالیت و ریکاوری بر غلظت انسولین و مقدار مقاومت به انسولین معنی دار بود(p<0/05) ولی برای گلوکز معنی دار نبود. همچنین هنگامی که داده های تحقیق با استفاده از تغییرات حجم پلاسما تصحیح گردیدند، نتایج مشابهی مشاهده گردید. اما با در نظر گرفتن جنسیت، هیچ یک از فاکتورهای مورد اندازه گیری(گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین) معنی دار نشدند. با این وجود،تغییرات در جلسه فعالیت در مردان نسبت به زنان بیشتر بود. در مجموع تمرین تک جلسه ای صرف نظر از جنسیت آزمودنی بر غلظت انسولین و شاخص مقاومت به انسولین اثر دارد.
  64. تاثیر بی تمرینی کوتاه مدت پس از دو نوع تمرین مقاومتی بر عملکرد قدرتی و ترکیب بدن آزمودنی های تمرین کرده
    1390
    یکی از مهمترین موضوعاتی که باید مورد توجه مربیان و ورزشکاران قرار گیرد ،موضوع ازدست دادن توانایی ها و سازگاری های به دست امده در اثر تمرین ،در مرحله ی بی تمرینی است، نقش بی تمرینی از یک تا چندین هفته بر روی بسیاری از مشخصه های فیزیولوژیکی،آنتروپومتریکی وحتی روان شناختی توسط بسیاری از محققان مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است. نمونه آماری این تحقیق 30 نفر از دانشجویان ورزشکار مرد دانشگاه رازی بودند که در دو گروه15نفره قرار گرفتند، گروه یک با شدت بالا وحجم پایین وگروه دوم با شدت پایین و حجم بالا تمرین کردند ( به مدت 6 هفته و 2هفته بی تمرینی تجربه کردند .از آزمودنی ها در 3 مرحله (پیش آزمون ،پس آزمون و انتهای دوره بی تمرینی)ارزیابی به عمل آمد. یا فته ها نشان داد که در هر دو گروه عملکرد قدرتی در حرکت پرس سینه، زیربغل،سرشانه،اسکوات، جلوبازو ، پشت بازو،پس از6 هفته برنامه تمرین مقاومتی به شکل مشابهی پیشرفت معناداری یافت .در هر حال ، پس از 2هفته بی تمرینی، هر دو گروه بطور مشابه و معنی داری کاهش در میزان 1RMحرکات فوق بوجود آمد .
  65. تاثیر حجم های متفاوت ماساژ موضعی در ترمیم استقامت قدرتی پنجه جودوکاران در فعالیت دینامومتریکی سریالی
    1390
    هدف این پژوهش نیمه تجربی، بررسی تاثیر حجم های متفاوت ماساژ موضعی در ترمیم استقامت قدرتی پنجه جودوکاران در یک فعالیت دینامومتریکی سریالی بود. بدین منظور، تعداد 10 مرد جودوکار با فاصله زمانی یک هفته، در سه جلسه متوالی از حجم های متفاوت ماساژ در تناوبات استراحتی بین سری های تمرین برخوردار شدند. برنامه ریکاوری دو دقیقه ای بین سری ها در جلسات شامل، دو دقیقه ماساژ موضعی دست خسته، دو دقیقه استراحت غیرفعال و روش ترکیبی ماساژ و استراحت بود. نتایج آزمون تحلیل واریانس با اندازه های تکراری و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری نشان دادند که تاثیرات روش ریکاوری با ماساژ دو دقیقه ای و استراحت غیر فعال با یکدیگر تفاوت معناداری ندارند، اما آن دو به مراتب بهتر از روش ترکیبی می باشند
  66. تاثیر مکمل پروتئین whey وتمرین مقاومتی بر ظرفیت آنتی اکسیدانی و عوامل خطرزای قلبی-عروقی در مردان جوان دارای اضافه وزن
    1389
    اهدف از این تحقیق بررسی تاثیر مکمل پروتئین whey ایزولات و تمرین مقاومتی بر ظرفیت آنتی اکسیدانی و عوامل خطرزای قلبی عروقی میباشد.این تحقیق بر روی 30 نفر از دانشجویان سالم غیرفعال دارای اضافه وزن با دامنه سنی 18-24 سال اجرا شد. با توجه به یافته های تحقیق حاضر مشخص شد انجام 6 هفته برنامه تمرین مقاومتی در افراد دارای اضافه وزن تغییرات مطلوبی در برخی از عوامل خطرزای قلبی- عروقی ایجاد می کند که می تواند باعث پیشگیری از ابتلا به بیماری های قلبی- عروقی شود. نتایج بدست آمده بیانگر آن است اضافه کردن مکمل whey در ارتباط با عوامل خطرزای قلبی- عروقی هیچ مزیت اضافی ندارد. همچنین مشخص شد که مصرف مکمل whey در ترکیب با 6 هفته تمرین مقاومتی باعث افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانی بدن می شود که می تواند باعث بهبود وضعیت آنتی اکسیدانی بدن و کاهش رادیکال های آزاد تولیدی در بدن شده و از این طریق، صدمات سلولی کنترل می شوند.
  67. تاثیر مکمل ZMA و ترکیب آن با کربوهیدرات همراه با شش هفته تمرین مقاومتی بر قدرت عضلانی ، توان بی هوازی و BMI مردان تمرین نکرده
    1389
    هدف از این پژوهش بررسی تاثیر مکمل ZMA و ترکیب آن با کربوهیدرات همراه با شش هفته تمرین مقاومتی بر قدرت عضلانی ، توان بی هوازی و BMI مردان تمرین نکرده بود. جامعه آماری را دانشجویان غیر فعال دانشگاه کردستان تشکیل می دادند که در سه گروه مکمل ، مکمل+کربوهیدرات و بدون مکمل قرار گرفتند. نتایج نشان داد اگرچه مصرف مکمل تا حدودی بر افزایش فاکتورهای مورد نظر تاثیر داشته ، اما اجرای فعالیت ورزشی مقاومتی نیز به تنهایی سودمند می باشد.
  68. ارتباط بین ابعاد کیفیت خدمات ورزشی با میزان اشتغال زایی در باشگاه های ورزشی خصوصی استان کردستان
    1389
    زمانی که پدیده ای فراگیر می شود مستلزم ارتقاء کیفیت می باشد و ورزش نیز از این قاعده مبرا نیست. یکی از مدل هائی که در زمینه ارزیابی کیفیت خدمات در بخش های مختلف خدماتی مورد استفاده قرار گرفته است، مدل کیفیت خدمات می باشد. از این رو، در این پژوهش به ارتباط بین ابعاد کیفیت خدمات (عوامل ملموس، قابلیت اطمینان، پاسخگویی، تضمین و همدلی) و میزان اشتغال زایی در باشگاههای خصوصی استان کردستان پرداخته شده است. روش تحقیق از نوع توصیفی - همبستگی است و جامعه آماری تحقیق شامل باشگاههای خصوصی استان کردستان که در زمان اجرای تحقیق 191 باشگاه بود. در این پژوهش از دو نوع پرسشنامه استفاده گردیده است که پرسشنامه اول، پرسشنامه استاندارد مدل کیفیت خدمات برای ارزیابی سنجش میزان کیفیت خدمات در باشگاهها توسط مشتریان بود که میزان ضریب آلفای کرونباخ برای این پرسشنامه 902/0 و پرسشنامه دوم، پرسشنامه محقق ساخته اشتغال زایی برای مدیران و مالکان باشگاه هاست که میزان ضریب آلفای کرونباخ آن 802/0 بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و تحلیل چند متغییره شامل رگرسیون چند متغییره و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون فرضیات پژوهش با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون r نشان داد که: بین کیفیت ارائه خدمات ورزشی و میزان اشتغال زایی در بعد «عوامل ملموس» رابطۀ معناداری(647/0r=) وجود دارد. بین کیفیت ارائه خدمات ورزشی و میزان اشتغال زایی در بعد «قابلیت اطمینان» رابطه معناداری(396/0r=) وجود دارد. بین کیفیت ارائه خدمات ورزشی و میزان اشتغال زایی در بعد «پاسخگویی» رابطۀ معناداری(307/0r=) وجود دارد. بین کیفیت ارائه خدمات و میزان اشتغال زایی در ابعاد «تضمین» (196/0r=) و «همدلی» (105/0r= ) رابطۀ معناداری وجود ندارد. همچنین نتایج نشان داد که: مولفه های تضمین، عوامل ملموس، همدلی و پاسخگویی به ترتیب دارای بیشترین میزان مطلوبیت در بین مشتریان باشگاهها و مولفه قابلیت اطمینان دارای کمترین مطلوبیت در بین ابعاد کیفیت ارائه خدمات ورزشی را داراست.
  69. تاثیر مصرف مکمل ZMA و ترکیب آن با کربوهیدرات، همراه با شش هفته تمرین مقاومتی بر مقادیر سرمی هورمون های تستوسترون، IGF-1 و آنزیم-های کراتین کیناز و لاکتات دهیدروژناز مردان تمرین نکرده
    1389
    هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی تاثیر شش هفته تمرین مقاومتی همراه با مکمل سازی و کربوهیدرات بر هورمون های IGF-1 تستوسترون و آنزیم های کراتین کیناز و لاکتات دهیدروژناز در افراد تمرین نکرده بود. بدین منظور 27 نفر دانشجوی پسر غیرورزشکار (میانگین سنی65/1± 27/21 سال، وزن 26/10±24/68 کیلوگرم، قد 25/6±90/177 سانتی متر، شاخص توده بدنی54/2±54/21 کیلوگرم بر مترمربع) به صورت داوطلب به عنوان نمونه انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه شامل، گروه مکمل ZMA (10 نفر)، گروه کربوهیدرات همراه با مکمل ZMA (9 نفر)، گروه دارونما (8 نفر) تقسیم شدند. پروتکل تمرین شامل سه جلسه فعالیت مقاومتی (شش حرکت، سه ست به صورت سه هفته اول هشت تکرار و سه هفته دوم شش تکرار)، با 70 درصد یک تکرار بیشینه بود. نمونه های خونی به مقدار پنج سی سی از سیاهرگ بازویی، قبل و بعد از دوره بعد از 12 ساعت ناشتایی به منظور اندازه گیری تستوسترون، IGF-1، کراتین کیناز و لاکتات دهیدروژناز گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از آزمون تحلیل واریانس دو طرفه، تحلیل واریانس یک طرفه، t همبسته و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد بین سه گروه تحقیق اختلاف معناداری در تستوسترون و IGF-1 سرم آزمودنی ها، قبل و بعد از مصرف مکمل وجود نداشت. هم-چنین، در ارتباط با تاثیر مکمل ZMA بر تغییر فعالیت آنزیم های لاکتات دهیدروژناز و کراتین کیناز، مشخص شد مکمل سازی ZMA به همراه تمرین مقاومتی می تواند منجر به کاهش معنادار آنزیم لاکتات دهیدروژناز به میزان 5/25 و 5/22 درصد به ترتیب در گروههای 2و1(گروههای مکمل) شود، در حالی که باعث کاهش غیرمعنادار آنزیم کراتین کیناز در گروه 2(ZMA همراه با کربوهیدرات) شد. در مجموع، نتایج بیانگر آن است که مکمل سازیZMA توام با تمرین مقاومتی، باعث افزایش غیرمعنادار هورمون های تستوسترون و IGF-1 و کاهش غیرمعنادار آنزیم کراتین کیناز شد، در حالی که موجب کاهش معنادار آنزیم لاکتات دهیدروژناز در افراد تمرین نکرده گردید.
  70. تاثیر مصرف کوآنزیم q10 در دوره تیپر بر برخی شاخص های عملکرد استقامتی دونده های نیمه استقامت
    1389
    هدف از این تحقیق تاثیر مصرف کوآنزیم q10 در دوره تیپر بر برخی شاخص های عملکرد استقامتی دونده های نیمه استقامت بود.
  71. مقایسه برخی عوامل آمادگی جسمانی و حرکتی در مردان سالم با افراد مبتلا به هایپر کایفوزیس و هایپرلوردوزیس
    1388
    مقایسه برخی عوامل آمادگی جسمانی و حرکتی در مردان سالم با افراد مبتلا به هایپر کایفوزیس و هایپرلوردوزیس
  72. مقایسه اثرات دو نوع تمرین مقاومتی بر عوامل خطرزای قلبی -عروقی در مردان غیرورزشکار
    1388
    تاثیر شدت تمرین مقاومتی بر شاخص های التهابی و عوامل خطرزای قلبی عروقی در مردان غیرورزشکار
  73. تاثیر تمرینات دراز و نشست بر روی سطوح مختلف سوییس بال و زمین بر میزان قدرت عضلات شکم ، تعادل و اقتصاد دویدن در زنان غیر ورزشکار
    1388
    تاثیر تمرینات دراز و نشست بر روی سطوح مختلف سوییس بال و زمین بر میزان قدرت عضلات شکم ، تعادل و اقتصاد دویدن در زنان غیر ورزشکار
  74. بررسی وضعیت آمادگی جسمانی مرتبط با سلامتی و تغییرات ناشی از پیری در چهار دوره بزرگسالی مردان شهرستان بانه
    1388
    بررسی وضعیت آمادگی جسمانی مرتبط با سلامتی و تغییرات ناشی از پیری در چهار دوره بزرگسالی مردان شهرستان بانه
  75. اثر شدت و مدت یک جلسه فعالیت ورزشی استقامتی و مقاومتی بر فشار خون ، ضربان قلب و هزینه اکسیژن میوکارد
    1387
    اثر شدت و مدت یک جلسه فعالیت ورزشی استقامتی و مقاومتی بر فشار خون ، ضربان قلب و هزینه اکسیژن میوکارد
  76. بررسی رابطه میان برخی از شاخصهای سلامتی با پروتئین CRP و ..
    1387
    بررسی رابطه میان برخی از شاخصهای سلامتی با پروتئین CRP و ..