انور دست باز

استادیار

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/02/12

انور دست باز

علوم انسانی و اجتماعی / مشاوره

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. مدل ساختاری خودناتوان سازی تحصیلی براساس کمال گرایی و دلزدگی تحصیلی با نقش واسطه‌ای ترس از ارزیابی منفی و بد تنظیمی هیجان
    1404
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی برازش مدل ساختاری خود ناتوان‌سازی تحصیلی بر اساس کمال‌گرایی و دل‌زدگی تحصیلی با نقش واسطه‌ای ترس از ارزیابی منفی و بد تنظیمی هیجان در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی که با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش‌آموزان دختر دوره دوم متوسطه سال تحصیلی 1403-1404 شهر کرمانشاه بود. از جامعه مذکور به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه ای، در نهایت 310 نفر براساس قاعده کلاین در معادلات ساختاری انتخاب شدند. برای این پژوهش از پرسش‌نامه‌ استاندارد خود ناتوان‌سازی شوینگر و استینسمر پلستر (2011)، پرسش‌نامه کمال‌گرایی چندبعدی فراست (1990)، مقیاس ترس از ارزیابی منفی واتسون و فرند (1969)، پرسش‌نامه دل‌زدگی تحصیلی پکران، تیتز و پری (2002) و پرسش‌نامه بدتنظیمی هیجان کافمن و همکاران (2016)، استفاده شد. در این پژوهش به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نرم‌افزارهای SPSS-26 و AMOS مورداستفاده قرار گرفت. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها، مدل کلی پژوهش دارای برازش مطلوبی بود و اثر مستقیم دل‌زدگی تحصیلی، کمال‌گرایی، ترس از ارزیابی منفی و بدتنظیمی هیجان بر خود ناتوان‌سازی تحصیلی مثبت و معنادار بود. همچنین اثر غیرمستقیم دل‌زدگی تحصیلی بر خود ناتوان‌سازی تحصیلی با نقش واسطه ترس از ارزیابی منفی نشان از عدم معناداری بود و اثر غیرمستقیم کمال‌گرایی بر خود ناتوان‌سازی تحصیلی با نقش واسطه ترس از ارزیابی منفی مثبت و معنادار بود و نتایج غیرمستقیم کمال‌گرایی بر خود ناتوان‌سازی تحصیلی با نقش واسطه بد تنظیمی هیجانی مثبت و معنادار بود و همچنین اثر غیرمستقیم دل‌زدگی تحصیلی بر خود ناتوان‌سازی تحصیلی با نقش واسطه بد تنظیمی هیجانی مثبت و معنادار بود. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که ارتباط و اثر میان دل‌زدگی تحصیلی، کمال‌گرایی، ترس از ارزیابی منفی و بدتنظیمی هیجانی بینش ارزشمندی جهت درک و تبیین خود ناتوان‌سازی تحصیلی در دانش‌آموزان فراهم می‌کند.
  2. پیش‌بینی اهمال‌کاری تحصیلی بر اساس الگوهای ارتباطی خانواده و خودپنداره‌ی تحصیلی، با نقش میانجیِ دشواریِ تنظیم هیجان و نقش تعدیل‌گریِ احساسِ تعلق به مدرسه
    1404
    پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی اهمال‌کاری تحصیلی با الگوهای ارتباطی خانواده و خودپنداره تحصیلی با نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان و نقش تعدیل‌گر احساس تعلق به مدرسه در دانش‌آموزان مقطع متوسطه اول انجام شد. این مطالعه از نظر هدف در دسته تحقیقات بنیادی، از لحاظ شیوه اجرا مبتنی بر مدل‌سازی معادلات ساختاری و از نوع تحقیقات توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش‌آموزان مقطع متوسطه اول شهر سنندج در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ با رده سنی ۱۳ تا ۱۵ سال بود. که از این جامعه، ۳۰۰ نفر به‌روشِ نمونه‌گیریِ تصادفیِ خوشه‌ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه‌های اهمال‌کاری تحصیلی (TPS) Tuckman & Sexton (1989)، الگوهای ارتباطی خانواده تجدیدنظرشده (RFCP) Fitzpatrick & Koerner, (2004) ، خودپنداره تحصیلی (ASCQ) Liu & Wang, (2005)، دشواری در تنظیم هیجان (DERS) Graetz and Roemer, (2004) و احساس تعلق به مدرسه (SSCS) (Arslan, 2021) بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون همبستگی پیرسون و مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌افزارهایSPSS 26 ، Process Model 5 و AMOS 24 انجام شد. یافته‌ها نشان دادند مدل کلی پژوهش دارای برازش مطلوبی بود به این صورت که جهت‌گیری گفت‌وشنود و خودپنداره تحصیلی نقش مستقیمی در کاهش اهمال‌کاری تحصیلی داشت (05/0>p)؛ در حالی‌که جهت‌گیری هم‌نوایی منفی تاثیر معناداری نداشت (05/0
  3. پیش‌بینی احساس تنهایی در دانش‌آموزان دوره متوسطه دوم بر اساس سبک‌های دلبستگی، تعارض والد-فرزند و ادراک جو مدرسه با نقش میانجی دشواری تنظیم هیجان
    1404
    هدف پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی احساس تنهایی در دانش‌آموزان دوره متوسطه دوم بر اساس سبک‌های دلبستگی، تعارض والد-فرزند و ادراک جو مدرسه با نقش میانجی دشواری تنظیم هیجان انجام گرفت. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود که با رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان مقطع متوسطه دوم شهر مریوان در سال تحصیلی 1403-1404 بود که از میان آن‌ها 399 دانش‌آموز بر اساس قاعده کلاین در مدل معادلات ساختاری با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل مقیاس‌های احساس تنهایی راسل(1980)، سبک‌های دلبستگی کولینز و رید(1990)، تعارض والد-فرزند فاین و همکاران(1983)، ادراک جو مدرسه بییر و همکاران(2011)، و دشواری تنظیم هیجان گراتز و رومر(2004) بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS 28 و AMOS 28 تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که مدل ساختاری پیشنهادی دارای برازش مناسبی با داده‌ها بود و قادر به تبیین 74.2 درصد از واریانس احساس تنهایی در دانش‌آموزان بود. نتایج حاکی از آن بود که دشواری تنظیم هیجان نقش میانجی معناداری در رابطه بین سبک‌های دلبستگی(β=0.145, p<0.001)، تعارض والد-فرزند (β=0.119, p<0.001) و ادراک جو مدرسه(β=-0.046, p<0.024) با احساس تنهایی ایفا می‌کند. قوی‌ترین تاثیر مستقیم بر احساس تنهایی مربوط به ادراک جو مدرسه (β=-0.523) و قوی‌ترین اثر غیرمستقیم مربوط به سبک‌های دلبستگی بود. نتیجه‌گیری پژوهش نشان می‌دهد که احساس تنهایی در نوجوانان پدیده‌ای چندعاملی است و دشواری در تنظیم هیجان به عنوان یک مکانیسم کلیدی در این روابط عمل می‌کند. این یافته‌ها بر اهمیت طراحی مداخلات چندبعدی برای کاهش احساس تنهایی در نوجوانان، با تمرکز بر بهبود مهارت‌های تنظیم هیجان، تقویت روابط خانوادگی و ایجاد جو مدرسه‌ای حمایت‌کننده، تاکید دارد.
  4. مدل ساختاری پایستگی تحصیلی بر اساس ادراک خدمات مشاور مدرسه و خودپنداره تحصیلی با نقش میانجی انگیزه پیشرفت
    1404
    پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری پایستگی تحصیلی بر اساس ادراک خدمات مشاور مدرسه و خودپنداره تحصیلی با نقش میانجی انگیزه پیشرفت در دانش‌آموزان صورت پذیرفت. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است که برای بررسی روابط بین متغیر‌ها از روش معادلات ساختاری استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، شامل همه دانش‌آموزان 12 تا 17 سال مقطع متوسطه اول شهر سنندج در سال تحصیلی 1404-1403 بود که از میان آن‌ها تعداد 450 نفر (197 دختر و 253 پسر)، بر اساس قاعده کلاین در مدل معادلات ساختاری به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌های‌ پایستگی تحصیلی (Martin & Marsh, 2008)، ادراک خدمات مشاور مدرسه (Ohert et.al, 2022)، خودپنداره تحصیلی (Yesen-Chen, 2004)، انگیزه پیشرفت (Hermans, 1970). استفاده شد. داده‌ها با استفاده از معادلات ساختاری به وسیله نرم افزار SPSS-27 و AMOS-24تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌های این پژوهش نشان داد که مدل ساختاری پایستگی تحصیلی بر اساس ادراک خدمات مشاور مدرسه و خودپنداره تحصیلی با نقش میانجی انگیزه پیشرفت در دانش‌آموزان از برازش مطلوبی برخوردار بود. اثر مستقیم ادراک خدمات مشاور مدرسه، خودپنداره تحصیلی و انگیزه پیشرفت بر پایستگی تحصیلی مثبت و معنادار بود. اثر مستقیم ادراک خدمات مشاور مدرسه و خودپنداره تحصیلی بر انگیزه پیشرفت مثبت و معنادار بود. اثر غیر مستقیم ادراک خدمات مشاوره مدرسه و خودپنداره تحصیلی بر پایستگی تحصیلی از طریق انگیزه پیشرفت مثبت و معنادار بود. بر مبنای نتایج این پژوهش، ارتقاء و تقویت ادراک خدمات مشاور مدرسه و خودپنداره تحصیلی بستر مناسبی برای افزایش انگیزه پیشرفت فراهم می‌کند و این فرایند در نهایت منجر به افزایش پایستگی تحصیلی در دانش‌آموزان می‌شود.
  5. تدوین مدل بهزیستی تحصیلی نوجوانان براساس الگوهای ارتباطی خانواده و سرمایه های روانشناختی و نقش واسطه ای خودآگاهی هیجانی
    1404
    بهزیستی تحصیلی از عوامل مهم افزایش عملکرد تحصیلی دانش آموزان است. لذا پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل بهزیستی تحصیلی براساس الگوهای ارتباطی خانواده و سرمایه های روانشناختی و نقش واسطه ای خودآگاهی هیجانی و به روش توصیفی از نوع پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر رشت در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. تعداد 327 نفر براساس قاعده کلاین در مدل معادلات ساختاری تعیین و به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های بهزیستی تحصیلی پیترینن و همکاران (2014)، پرسشنامه خودآگاهی هیجانی گرنت و همکاران (2002)، پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز (PCQ) و الگوی ارتباطات خانواده ریچی و فیتزپاتریک (1996) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار spss26 و اسمارت پی‌ال‌اس (Smart PLS) تجزیه و تحلیل شدند نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل مدل معادلات ساختاری نشان داد که مدل کلی پژوهش دارای برازش مطلوبی می باشد و اثر مستقیم متغیرهای جهت گیری گفت و شنود و سرمایه های روانشناختی بر بهزیستی تحصیلی و خودآگاهی هیجانی و همچنین خودآگاهی هیجانی بر بهزیستی تحصیلی، مثبت و معنادار بود. نتایج اثر غیر مستقیم متغیرهای جهت گیری گفت و شنود و سرمایه های روانشناختی از طریق خودآگاهی هیجانی مثبت و معنادار بود (05/0>p) ولی اثر مستقیم جهت گیری همنوایی بر بهزیستی تحصیلی و خودآگاهی هیجانی و اثر غیرمستقیم جهت گیری همنوایی از طریق خودآگاهی هیجانی معنادار نبود(05/0
  6. ارتباط مشکلات رفتاری-عاطفی دانش‌آموزان بر اساس سوگیری شناختی، علائم اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی و اینترنت و خودپنداره منفی با نقش میانجی بد تنظیم هیجانی
    1404
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی ارتباط مشکلات رفتاری-عاطفی دانش‌آموزان بر اساس سوگیری شناختی، علائم اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی و اینترنت، و خودپنداره منفی با نقش میانجی بدتنظیمی هیجانی بود. این مطالعه از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش‌آموزان مقطع متوسطه شهر سنندج و والدین آن‌ها در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود. به‌منظور نمونه‌گیری، از روش طبقه‌بندی‌شده چندمرحله‌ای استفاده شد و در نهایت ۲۹۰ نفر در تحلیل وارد شدند. داده‌ها از طریق سیاهه رفتاری کودک و نوجوان Achenbach (1991)، پرسش‌نامه سوگیری شناختی، پرسش‌نامه خودپنداره، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان و پرسش‌نامه اعتیاد به اینترنت Yang (1999)، گردآوری و با استفاده از نرم‌افزارهای Amos نسخه ۲۴ و SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که اعتیاد به اینترنت بر مشکلات رفتاری-عاطفی دانش‌آموزان (0001/0 > p و 671/0 =β)، سوگیری شناختی (0001/0 > p و 713/0 =β)، خودپنداره منفی (0001/0 > p و 617/0 =β)، و بد تنظیمی هیجانی (0001/0 > p و 711/0 =β)، اثر مستقیم و معناداری دارد. همچنین، اثر غیرمستقیم اعتیاد به اینترنت بر مشکلات رفتاری-عاطفی با نقش میانجی‌گری بد تنظیمی هیجانی معنادار بود (006/0 > p و 325/0 =β)، خودپنداره منفی نیز اثر غیرمستقیم و معناداری بر مشکلات رفتاری-عاطفی از طریق بد تنظیمی هیجانی نشان داد (005/0 > p و 311/0 =β)، اما اثر غیرمستقیم سوگیری شناختی با نقش میانجی بد تنظیمی هیجانی معنادار نبود (513/0 > p و 219/0 =β). در مجموع، مدل کلی پژوهش پس از اصلاح، از برازش مناسبی برخوردار بود و تمامی مسیرهای اصلی و میانجی تایید شدند. این یافته‌ها حاکی از آن است که اعتیاد به اینترنت و خودپنداره منفی، چه به‌صورت مستقیم و چه از طریق افزایش بد تنظیمی هیجانی، نقش مهمی در بروز مشکلات رفتاری-عاطفی دانش‌آموزان ایفا می‌کنند.
  7. پیش‌بینی فرسودگی زناشویی بر اساس تعارض کار–خانواده با نقش میانجی‌گری تنیدگی روان‌شناختی و نقش تعدیل‌گری تاب‌آوری
    1404
    تداخل مطالبات شغلی و مسئولیت‌های خانگی اغلب منجر به افزایش آسیب‌پذیری زنان متاهل شاغل در برابر فرسودگی زناشویی می‌شود. این پژوهش با هدف پیش‌بینی فرسودگی زناشویی بر اساس تعارض کار-خانواده، با نقش میانجی‌گری تنیدگی روانشناختی و نقش تعدیل‌گری تاب‌آوری انجام شد. مطالعه حاضر، از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل‌سازی معادلات ساختاری بود و جامعه آماری آن را تمامی زنان متاهل شاغل در ادارات شهر سنندج در سال ۱۴۰۳ تشکیل می‌داد. به این منظور، ۲۹۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و داده‌ها با استفاده از مقیاس تاب‌آوری Connor-Davidson (2003)، پرسش‌نامه تعارض کار-خانواده Carlson et al (2000)، پرسش‌نامه استاندارد فرسودگی زناشویی Pines (1996) و پرسش‌نامه استرس ادراک‌شده Cohen et al., (1983) جمع‌آوری شدند. نتایج تحلیل داده‌ها با نرم‌افزارهای Amos نسخه ۲۴ و SPSS نسخه ۲۶ نشان داد که تعارض کار-خانواده بر فرسودگی زناشویی (0001/0P<، 382/0 β=) و تنیدگی روانشناختی (001/0P<، 406/0 β=) زنان متاهل شاغل، اثر مثبت و معناداری دارد. همچنین، تنیدگی روانشناختی بر فرسودگی زناشویی (001/0P<، 494/0 β=) اثر مثبت و معنادار نشان داد. اثر غیرمستقیم تعارض کار-خانواده بر فرسودگی زناشویی با نقش میانجی‌گری تنیدگی روانشناختی معنادار بود ( 05/0 > p و 189/0 =β)، اما نقش تعدیل‌گری تاب‌آوری در این روابط معنادار نبود (05/0
  8. مدل پایستگی تحصیلی بر اساس اشتیاق تحصیلی و انگیزه پیشرفت با نقش میانجی تاب‌آوری تحصیلی و سرزندگی تحصیلی
    1403
    هدف از پژوهش حاضر تعیین میزان برازش مدل ساختاری پایستگی تحصیلی بر اساس اشتیاق تحصیلی و انگیزه‌پیشرفت با نقش میانجی تاب‌آوری تحصیلی و سرزندگی تحصیلی در دانش‌آموزان مقطع متوسطه دوم شهر سنندج بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و با استفاده از روش معادلات ساختاری انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش کلیه‌ی دانش‌آموزان مقطع متوسطه دوم شهر سنندج در سال تحصیلی 1403-1402 بود. از جامعه مذکور تعدا 270 نفر بر اساس قاعده کلاین در مدل معادلات ساختاری به روش در دسترس انتخاب شد. برای این پژوهش از پرسشنامه‌های پایستگی تحصیلی Martin,& marsh, (2008)، پرسشنامه اشتیاق تحصیلی Fredericks, Blumenfeld, Paris (2004)، پرسشنامه انگیزه پیشرفت Hermanus (1970)، پرسشنامه تاب‌آوری تحصیلی Samuels (2004) و پرسشنامه سرزندگی تحصیلی Martin,& marsh, (2006) به صورت حضوری و آنلاین استفاده شد. داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS-26 و AMOS-24 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد . نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد مدل کلی پژوهش دارای برازش مطلوبی می‌باشد و اثر مستقیم اشتیاق تحصیلی، انگیزه پیشرفت، تاب‌آوری تحصیلی و سرزندگی تحصیلی بر پایستگی تحصیلی مثبت و معنادار بود همچنین اثر مستقیم اشتیاق تحصیلی و انگیزه پیشرفت بر تاب‌آوری تحصیلی و سرزندگی تحصیلی مثبت و معنادار می‌باشد. نتایج غیر مستقیم اشتیاق تحصیلی بر پایستگی تحصیلی از طریق تاب‌آوری تحصیلی نشان از عدم معناداری بود و نتایج غیر مستقیم اشتیاق تحصیلی بر پایستگی تحصیلی از طریق سرزندگی تحصیلی مثبت و معنادار بود و نتایج غیر مستقیم انگیزه پیشرفت بر پایستگی تحصیلی از طریق تاب‌آوری تحصیلی مثبت و معنادار بود و همچنین اثر غیر مستقیم انگیزه پیشرفت بر پایستگی تحصیلی از طریق سرزندگی تحصیلی مثبت و معنادار بود. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که ارتباط و اثر میان اشتیاق تحصیلی، انگیزه پیشرفت، تاب‌آوری تحصیلی، سرزندگی تحصیلی و پایستگی تحصیلی بینش ارزشمندی جهت درک و تبیین پایستگی تحصیلی در دانش‌آموزان فراهم می‌کند.
  9. الگوی رهبری تدریس در مدارس ابتدایی ایران
    1403
    رهبری معلمان در امر تدریس و یادگیری، همواره یکی از موضوعات چالش‌برانگیز و مهم در حوزه‌ی مدیریت آموزشی بوده است. تبیین واژه‌ی رهبری تدریس وارتباط آن با سایر متغیرهای موجود در کلاس درس از جمله اهداف آموزشی، پیشرفت یادگیری دانش‌آموز و ارتباط آن با مدیریت و فنون کلاسداری معلم، پدیده‌ای قابل مطالعه و مهم محسوب می‌شود. موضوع رهبری تدریس معلمان در مدارس ابتدایی ایران، از جمله موضوعات کاربردی است که می‌تواند راهگشای معلمان در امر تدریس و آموزش باشد. پژوهش حاضر مبتی بر پارادایم تفسیری است. روش مورداستفاده در این نوع تحقیق کیفی بوده و ماهیتی اکتشافی دارد. جامعه‌ی آماری این پژوهش را 27 نفر از معلمان و متخصصان حوزه‌ی علوم تربیتی در سطح 4 استان کرمانشاه، کردستان، تهران و هرمزگان دربرمی‌گیرد. که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی تعیین شدند. نوع مصاحبه گرفته شده نیمه‌ساختار یافته بوده که مشمول 10 سوال درباره‌ی رهبری معلم و ارتباط آن با پیشبرد اهداف آموزشی است. نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهد که رفتارهای راهبرانه‌ی معلم در امر تدریس در به کارگیری تکنیک‌های اثربخش فرایند یاددهی-یادگیری کلاس درس تاثیر دارد. این پژوهش یک مدل جامع رهبری معلم در امر تدریس و یادگیری را نشان می‌دهد که از ابعاد مهمی از جمله عوامل تاثیرگذار بر اتخاذ سبک‌های رهبری معلم، ارتباط مفهوم رهبری معلم با مراحل شش‌گانه‌ی مدیریت کلاس درس و موانع درون و برون‌سازمانی اثرگذار بر رهبری و مدیریت معلم و تاثیر آن بر پیشرفت یادگیری دانش‌آموز و چگونگی تحقق اهداف آموزشی را نشان می‌دهد. همچنین این الگو با استانداردهای چهانی رهبری معلم مقایسه شده است و کمی و کاستی‌های به‌کارگیری آن در سطح کشور با استانداردهای جهانی تبیین شده است.
  10. شناسایی ضرورت‌ها و چالش‌های مشاوره در مدارس ابتدایی از منظر معلمان، مدیران، مشاوران و اولیاء دانش آموزان
    1403
    مقدمه: نقش حیاتی مشاوران مدارس در کمک به دانش آموزان و بهبود فضای روانی _ اجتماعی مدرسه، با توجه به نیازهای روبه افزایش دانش آموزان در عصر حاضر، توسعه یافته است تا پاسخی برای نیازهای درحال تغییر دانش آموزان و رشد و سازگاری آن ها با جامعه درحال تغییر باشد. هدف و روش پژوهش: هدف پژوهش حاضر بررسی ضرورت‌ها و چالش های وجود مشاوره در مدارس ابتدایی از منظر معلمان، مدیران، مشاوران و والدین دانش آموزان مدارس ابتدایی بود. پژوهش حاضر نتیجه مطالعه کیفی و مصاحبه نیمه ساختاریافته با 9 نفر مدیر مدرسه ابتدایی، 12 نفر معلم مدرسه ابتدایی، 10 نفر از مشاوران مدارس و 7 نفر از والدین دانش آموزان ابتدایی در شهرستان سقز و منطقه زیویه در سال 1402-1403 با روش نمونه‌گیری هدفمند و با توجه به ملاک‌های ورود به پژوهش، انتخاب شدند. برای تحلیل داده‌ها از تحلیل تماتیک Braun & Clarke (2006) استفاده شد که با واردکردن متن مصاحبه‌ها در نرم‌افزار MAXQDA 2020 مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: پس از کدگذاری و تجزیه‌وتحلیل چندباره داده‌ها توسط پژوهشگر، تعداد 5 تم اصلی مربوط به ضرورت های مشاوره در مدارس ابتدایی شامل: مسائل مربوط به رشد دانش آموزان، مسائل عاطفی _ روانی دانش آموزان، مسائل رفتاری دانش آموزان، مسائل تحصیلی دانش آموزان و مشکلات سیستم خانواده و 3 تم اصلی مربوط به چالش های مشاوره در مدارس ابتدایی شامل: عوامل فردی، عوامل محیطی و عوامل سازمانی استخراج شدند و در مجموع، تعداد 8 تم اصلی، 43 تم فرعی و 150 کد اولیه از مجموع 38 مصاحبه‌ استخراج شده است. نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر حاکی از این بود که از دید معلمان و مدیران، مشاوران و والدین دانش آموزان ابتدایی، کودکان سنین 6 تا 12 سال با توجه به این‌که با چالش‌ها و مسائل مختلفی ازلحاظ رشدی، عاطفی، رفتاری، تحصیلی و خانوادگی روبه‌رو هستند و همین مسائل شرایط را برای بروز اختلالات رفتاری، عاطفی و تحصیلی در کودکان مقطع ابتدایی فراهم کرده است، لازم و ضروری می باشد که مداخله‌های منظم و سازمان یافته در قالب برنامه های ارائه خدمات سلامت روان و پیشگیری از آسیب های اجتماعی جهت شناسایی و بررسی مشکلات مختلف دانش آموزان توسط مدرسه و مشاور متخصص درزمینه کودکان انجام گیرد تا از شدت اختلالات و آسیب های روانی دانش آموزان در مقاطع بالاتر کاسته شود. طبق گفته های شرکت کنندگان در مصاحبه ها و با توجه به حساسیت این دوره، لازم است مانند سایر دوره‌های تحصیلی وجود مشاور در مدارس ابتدایی اجباری و الزامی شود، همچنین حضور و فعالیت رسمی مشاور در مدارس ابتدایی، خود با محدودیت ها و چالش های مختلفی از لحاظ فردی، محیطی و سازمانی روبه رو می باشد که نیاز به اقداماتی جدی در خصوص رفع این محدودیت ها احساس می شود.
  11. مقایسه نقش آموزش‌های دانشگاهی در کارآفرینی، خودکارآمدی و اشتغال‌زایی دانش‌آموختگان دانشگاه فنی و حرفه‌ای با سایر دانشگاه‌ها
    1402
    هدف از پژوهش حاضر مقایسه نقش آموزش‌های دانشگاهی در کارآفرینی، خودکارآمدی و اشتغال‌زایی دانش‌آموختگان دانشگاه فنی و حرفه‌ای با دانشگاه‌ کردستان بود. در این پژوهش، باتوجه‌به اتخاذ یک جهت‌گیری معرفت‌شناختی عمل‌گرایانه و فرضیه‌های پژوهشی، یک طرح تحقیق با رویکرد کمی اجرا شد. راهبرد این پژوهش توصیفی از نوع علی- مقایسه‌ای بود. جامعه آماری در این پژوهش، کلیه دانش‌آموختگان سال 1395 تا 1400 (گروه برق و کامپیوتر) دانشگاه فنی و حرفه‌ای و دانشگاه کردستان، به تعداد 1043 نفر در استان کردستان بودند که با درنظرگرفتن نوع مطالعه و ابزار جمع‌آوری داده‌ها از زیرمجموعه دانش‌آموختگان سال 1395 تا 1400 (گروه برق و کامپیوتر) در دو دانشگاه مذکور با لحاظ قراردادن رشته تحصیلی دانش‌آموختگان، افراد نمونه به شیوه نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای نسبی و باتوجه‌به جدول Krejci and Morgan (1970)حجم نمونه موردنیاز 281 نفر لحاظ شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه روحیه کارآفرینی بهرام زاده و همکاران (1388)، پرسش‌نامه خودکارآمدی عمومی Scherer et al. (1982)و پرسش‌نامه عوامل پیش‌برنده اشتغال از دیدگاه دانش‌آموختگان نرگسی و همکاران (1397) استفاده شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در بخش توصیفی از میانگین و انحراف استاندارد و در بخش آمار استنباطی فرضیه‌های پژوهش با استفاده از روش‌های استنباطی (آزمون T مستقل و تحلیل واریانس) با رعایت پیش‌شرط‌های آن‌ها در نرم‌افزار SPSS-26 استفاده شد. نتایج تحلیل داده‌ها در بخش توصیفی نشان داد که میانگین کلی کارآفرینی و میانگین مولفه‌های: خلاقیت، انگیزه پیشرفت و ریسک‌پذیری گروه‌ دانش‌آموختگان دانشگاه فنی و حرفه‌ای بالاتر از دانش‌آموختگان دانشگاه کردستان بود؛ اما در مولفه آینده‌نگری میانگین دانش‌آموختگان دانشگاه کردستان از دانش‌آموختگان دانشگاه فنی و حرفه‌ای بالاتر بود. همچنین میانگین خودکارآمدی و مولفه‌های آن در گروه دانش‌آموختگان دانشگاه فنی و حرفه‌ای بالاتر از گروه دانش‌آموختگان دانشگاه کردستان بود و همچنین میانگین اشتغال‌زایی و تمامی مولفه‌های آن در گروه دانش‌آموختگان دانشگاه فنی و حرفه‌ای بالاتر از گروه دانش‌آموختگان دانشگاه کردستان بود. همچنین نتایج آزمون t نشان داد در متغیر کارآفرینی و مولفه‌های خلاقیت، ریسک‌پذیری و آینده‌نگری در سطح (05/0p≤) معناداری نیست؛ اما در مولفه انگیزه پیشرفت در سطح (05/0p≤) معنادار می‌باشد. در متغیر خودکارآمدی نیز در مولفه‌های خودکارآمدی آموزشی و خودکارآمدی شغلی در سطح (05/0p≤) معنادار بود؛ اما در مولفه خودکارآمدی اجتماعی در سطح (05/0p≤) معنادار نبود. همچنین در متغیر اشتغال‌زایی و تمامی مولفه‌های آن در سطح (05/0p≤) معنادار بود.
  12. خوانش آدلری برساخت شخصیت‌های سوژه شده در رمان‌های «زیبا صدایم کن» از فرهاد حسن زاده و «طعم سیب زرد» از ناصر یوسفی
    1402
    روانشناسی در ادبیات یکی از حوزه‌های مهم مطالعات میان‌رشته‌ای در حوزه ادبیات و روانشناسی است. رمان‌های طعم سیب زرد از ناصر یوسفی و زیبا صدایم کن از فرهاد حسن زاده که برای مخاطبان نوجوان منتشر شده‌اند، با داشتن ویژگی‌های خاصی همچون مشکلات و گره‌های روحی و روانی شخصیت‌ها، شباهت سوژه‌های هر دو داستان در شکل گیری عقده‌های حقارت آنها در ارتباط با «پدر»، تناقض‌ها و کشمکش‌های درونی سوژه‌های نوجوان هر دو رمان، سرخوردگی‌های فردی و اجتماعی آنها، نوع عقده‌های حقارت آنها و سبک زندگی خاصی که در ارتباط با این مسائل در زندگی آنها در جهان داستان شکل می‌گیرد، و همچنین سوژه «کودکان بدسرپرست» در جهان داستان‌های کودک و نوجوان، موضوعات قابل اتکایی برای پژوهش در حوزه روانشناسی ادبیات هستند، به ویژه آن‌که مسائل مذکور از مولفه‌های مهم و موثر در تکامل زیستی و شخصیتی نوجوانان هستند که در این دو رمان در قالب داستان ارائه شده‌اند. روانشناسی فردی آلفرد آدلر با فاصله گرفتن از رویکردهای روانکاونه مبتنی بر غرایز درونی و ناخودآگاه، و تبیین روند تکامل شخصیتی فرد در جریان زندگی اجتماعی او، با تکیه بر اصولی چون «احساس حقارت» به عنوان محرّک و انگیزش اصلی در رشد و تکامل شخصیتی فرد، توجه به سرشت اجتماعی انسان و تکامل فکری و شخصیتی او در بستر روابط اجتماعی، و غایت‌نگری فرد در این روند تکامل شخصیتی که در مجموع به «سبک زندگی» او شکل می‌دهد، مبنای قابل اتکایی برای نقد روانشناختی این دو رمان است. در این پایان نامه با تکیه بر نظریه آلفرد آدلر به نقد و بررسی شخصیت‌های سوژه شده در دو رمان طعم سیب زرد از ناصر یوسفی و زیبا صدایم کن از فرهاد حسن‌زاده می‌پردازیم. نتایج بررسی نشان می‌دهد در این داستان‌ها مساله سوژه‌های نوجوان متروک یا طردشده و عقده‌های حقارت در آنها به عنوان مهم‌ترین مساله آنها در مواجهه با محیط بیرون از خانه مطرح است و از میان عوامل ایجاد عقده حقارت در سوژه‌های نوجوان هر دو داستان، وضعیت «نوجوانان متروک یا بدسرپرست»، عامل مهمّ ایجاد عقده‌های حقارت در آنها است. از این میان، مواجهه با محیط بیرون از خانه، فرصتی برای بروز خودآگاهی نوجوان و درک بهتر عقده‌های حقارت خود است و احساس برتری‌جویی در نوجوان و تلاش برای ایجاد علایق اجتماعی، در خلال این مواجهه با محیط بیرون به طرزی خودآگاه در او شکل می‌گیرد، چنان‌که او را وادار به مواجهه مستقیم با مشکلات و بحران‌های روانی‌اش می‌کند و از این طریق، سبک زندگی او به طرزی خودآگاهانه و مبتنی بر شناخت «خود» در او شکل می‌گیرد.