مهدی سعیدی

Assistant Professor

Update: 2026-01-19

مهدی سعیدی

هنر و معماری / مهندسی شهرسازی

Master Theses

  1. خلوت در خانه ; کاوش تطبیقی پیکربندی فضایی خانه های تاریخی و مسکن معاصر در سنندج
    این پژوهش به بررسی پیکربندی فضایی خانه‌های تاریخی و معاصر سنندج، ایران، با تمرکز بر چگونگی پاسخگویی این پیکربندی‌ها به نیازهای اولیه کاربران فضا از جمله کیفیت خلوت می‌پردازد. با استفاده از نظریه نحو فضا، پژوهش حاضر عمق فضایی و تفکیک‌پذیری عرصه‌ها در خانه‌های تاریخی با ویژگی‌های معماری ایرانی ازجمله سلسله‌مراتب فضایی یک‌پارچگی حسی و زیبایی شناختی را با چیدمان‌های یکپارچه آپارتمان‌های معاصر تطبیق می‌دهد. خانه‌های تاریخی، از طریق فضاهای تفکیک‌شده (مانند حوزه‌های اندرونی/بیرونی) به‌طور موثری خلوت‌پذیری فضا را تامین کرده و با هنجارهای فرهنگی/اجتماعی منطقه خود را تطبیق داده‌اند. در مقابل، مسکن معاصر، تحت تاثیر مدرنیته و برنامه‌هایی مانند مسکن مهر، با کاهش عمق فضایی و افزایش یکپارچگی، خلوت را حدود قابل توجهی تضعیف کرده است، که ناشی از طراحی‌های باز و فقدان عناصر سنتی مانند حیاط است. این مطالعه همچنین بررسی می‌کند که چگونه پیکربندی‌های فضایی با شرایط فرهنگی/اجتماعی در حال تحول، مانند شهرنشینی و تغییرات رفتار‌های اجتماعی سازگار شده‌اند. در حالی که خانه‌های تاریخی از طریق انزوای فضایی هویت فرهنگی را تقویت می‌کنند، طراحی‌های مدرن تا حدی با پویایی‌های اجتماعی جدید سازگار شده‌اند، اما خلوت و تداوم فرهنگی را تضعیف می‌کنند. با استفاده از رویکرد ترکیبی شامل تحلیل چیدمان فضا، تحلیل دیجیتال، این پژوهش فرضیه را تایید می‌کند: خانه‌های تاریخی به دلیل تفکیک‌پذیری بالا نیاز به خلوت را بهتر برآورده می‌کنند، طراحی‌های تاریخی هویت فرهنگی را موثرتر حفظ می‌کنند. یافته‌ها بر نیاز به راه‌حل‌های طراحی و پژوهشی که ساختمان‌های معاصر را با رویکردی نو در راستا ارزش‌های انسانی و برطرف کردن نیاز‌‌های کاربران فضا هستند، تاکیید می‌کنند.
  2. برنامه‌ریزی پارک‌های شهری بر اساس نیازها و ترجیحات زنان، نمونه موردی: پارک شهدا سنندج
    برنامه‌ریزی پارک‌های شهری مبتنی بر نیازها و ترجیحات زنان، به‌عنوان یکی از جنبه‌های کلیدی توسعه فضاهای عمومی، نقش مهمی در ارتقاء کیفیت زندگی شهری ایفا می‌کند. زنان به‌عنوان نیمی از جمعیت شهرها، دارای نیازها و خواسته‌های خاصی در استفاده از فضاهای عمومی هستند که در بسیاری از برنامه‌ریزی‌های شهری نادیده گرفته شده‌اند. هدف اصلی این پژوهش، برنامه‌ریزی بهینه پارک‌های شهری با تاکید بر نیازها و ترجیحات زنان و به‌کارگیری رویکرد مشارکت جنسیتی در فرآیند برنامه‌ریزی است. با توجه به موانع و چالش‌های متعدد، همچون عدم امنیت، کیفیت پایین مبلمان شهری و کمبود امکانات مناسب، که مانع حضور گسترده زنان در فضاهای عمومی به ویژه پارک‌ها می‌شود، این مطالعه به‌صورت موردی به بررسی پارک شهدا در شهر سنندج پرداخته است. روش تحقیق ترکیبی (کمی-کیفی) به کار گرفته شد تا داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های ساختاریافته، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته، تحلیل فضایی با نرم‌افزار GIS، تحلیل آماری داده‌ها با نرم‌افزار SPSS و تحلیل کیفی با نرم‌افزار MAXQDA جمع‌آوری و پردازش شود. جامعه آماری این پژوهش، زنان بالای ۲۰ سال ساکن شهر سنندج بوده‌اند که نمونه‌گیری کمی به‌صورت تصادفی ساده و نمونه‌گیری کیفی به‌صورت هدفمند انجام شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که عوامل متعددی از جمله امنیت، کیفیت مبلمان شهری، دسترسی مناسب، وجود کاربری‌های پیرامونی جذاب و پاسخ‌دهی محیطی، تاثیر بسزایی بر میزان حضور و ماندگاری زنان در پارک‌ها دارند. همچنین، تحلیل SWOT انجام‌شده، مبنای تدوین راهبردهای عملیاتی با رویکرد مشارکتی فراهم کرد که از جمله آن می‌توان به ایجاد مسیرهای نورپردازی‌شده جهت تردد امن زنان در ساعات شب، افزایش امکانات رفاهی و فرهنگی، و بهبود فضای سبز اشاره کرد. نتایج این پژوهش تاکید دارد که مشارکت فعال زنان در فرآیند برنامه‌ریزی شهری نه تنها به بهبود امنیت و آسایش آنان کمک می‌کند، بلکه موجب افزایش تعامل اجتماعی، بهره‌وری فضا و ارتقاء کیفیت زندگی شهری خواهد شد.
  3. کاربست رویه تسهیل گری در توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی با تاکید بر بعد کالبدی در عرصه های عمومی، مطالعه موردی: محله اسلام آباد شهر سنندج
    سکونتگاه‌های غیررسمی به‌عنوان یکی از چالش‌های اساسی مدیریت شهری در کشورهای در حال توسعه با مسائلی همچون کمبود زیرساخت‌های اساسی، کیفیت پایین فضاهای عمومی، فقر گسترده و ضعف در انسجام اجتماعی مواجه هستند. این شرایط نه‌تنها کیفیت زندگی ساکنان را کاهش می‌دهد، بلکه مدیریت و برنامه‌ریزی شهری را نیز با دشواری‌های فراوانی روبه‌رو می‌سازد. در این میان، دفاتر تسهیلگری و توسعه محلی می‌توانند به‌عنوان واسطه‌ای موثر بین مردم و مدیریت شهری نقش‌آفرینی کنند. این دفاتر با شناسایی نیازها و اولویت‌های محلی، تقویت مشارکت ساکنان و ارائه راهکارهایی برای بهبود فضاهای عمومی و زیرساخت‌ها می‌توانند بستری مناسب برای توانمندسازی محله‌های غیررسمی فراهم می‌کنند. این پژوهش با هدف ارائه چارچوبی موثر برای اقدام تسهیلگری در بعد کالبدی تدوین شده است. چارچوب پیشنهادی بر ارتقای کیفیت فضاهای عمومی، بهبود زیرساخت‌های شهری و تسهیل مشارکت فعال و موثر ساکنان در فرآیندهای تصمیم‌گیری و اجرای پروژه‌های توسعه محله‌ای تمرکز دارد. مطالعه موردی این تحقیق محله اسلام‌آباد شهر سنندج است؛ محله‌ای که با وجود تراکم جمعیتی بالا با مشکلات متعددی ازجمله معابر باریک و غیر ایمن، کمبود فضاهای تفریحی و عمومی و ضعف در زیرساخت‌های شهری مواجه است. روش تحقیق این پژوهش کیفی بوده و از طریق مصاحبه‌ با ساکنان محله، کارشناسان دفاتر تسهیلگری و مسئولان و مدیران شهری انجام شده است. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون استفاده شده تا علاوه بر شناسایی نیازها و چالش‌های محله نقاط ضعف دفتر از نگاه این سه گروه مذکور شناسایی و چارچوبی موثر برای دفاتر تسهیلگری ارائه شود. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که رویکرد تسهیلگری می‌تواند به‌عنوان ابزاری کلیدی برای تقویت ارتباط میان مردم و مدیریت شهری عمل کند. این رویکرد از طریق افزایش حس اعتماد، تقویت تعلق اجتماعی و ارتقای مسئولیت‌پذیری ساکنان مشارکت آنها را در تمامی مراحل تصمیم‌گیری و اجرای پروژه‌های توسعه افزایش می‌دهد. همچنین، نتایج تحقیق نشان می‌دهد که بهبود فضاهای عمومی، زیرساخت‌ها و بهسازی معابر می‌تواند تاثیرات مثبتی بر ارتقای کیفیت زندگی ساکنان داشته باشد. در پایان، چارچوب پیشنهادی این پژوهش به‌عنوان مدلی جامع برای دفاتر تسهیلگری و توسعه محلی ارائه شده است. این چارچوب می‌تواند به‌طور موثر در سایر محله‌های غیررسمی ایران که با چالش‌های مشابه روبه‌رو هستند مورد استفاده قرار گیرد و نقش موثری در بهبود کیفیت زندگی شهری ایفا کند.
  4. امکان سنجی و برنامه ریزی خیابان های چند عملکردی جهت ارتقاء پیاده مداری در بافت های شهری، مطالعه موردی: هسته مرکزی شهر سلیمانیه
    شهر سلیمانیه به‌عنوان یکی از شهرهای بزرگ کشور عراق، با محورهای تاریخی و طبیعی منحصر به فردی که دارد، زمینه‌های مناسبی برای ایجاد فضاهای باز و پیاده‌روها دارد، اما همچنان این شهر به‌مانند سایر شهرهای بزرگ کشور عراق مسخر وسایل سواره‌رو شده‌است. آنچه در این شهر برخلاف شهرهای تاریخی در کشورهای اروپایی قابل تامل است این است که حتی در بافت‌های قدیمی مانند مسجد بزرگ شهر، حضور خودروها و وسایل‌نقلیه موتوری بسیار چشمگیر می‌باشد به‌طوری که آرامش هسته‌های مرکزی و تاریخی شهر را بر هم می‌زند و معضلاتی مانند؛ آلودگی‌هوا، شلوغی و تراکم جمعیت، اختلالات بصری، بر هم زدن آرامش محیطی و... را به وجود آورده‌است. بر همین اساس این پژوهش بر امکان‌سنجی و برنامه‌ریزی خیابان‌های چندمنظوره برای تبدیل خیابان به پیاده راه در هسته مرکزی شهر سلیمانیه تمرکز دارد. هدف اصلی مطالعه، شناسایی عوامل کلیدی تاثیرگذار بر قابلیت پیاده‌روی، تجربه عابر پیاده و کیفیت فضای شهری در یک محیط شهری پیچیده و چندمنظوره است. با ارزیابی پنج خیابان با استفاده از چارچوبی جامع شامل 17 شاخص - از جمله تعاملات اجتماعی، قابلیت زندگی، معیارهای اجتماعی و فرهنگی، عملکرد اقتصادی، کیفیت محیطی و ساختار فضایی - این مطالعه از ابزارهای تحلیلی پیشرفته مانند چیدمان فضا، تحلیل توصیفی و مدل TOPSIS برای ارزیابی پتانسیل هر خیابان برای پیاده‌راه‌سازی استفاده می‌کند. پرسشنامه‌ای دقیق برای جمع‌آوری داده‌ها از ساکنان محلی توزیع شد که سپس به صورت کمی با استفاده از رگرسیون خطی، ضرایب همبستگی و جداول محوری برای تعیین معیارهای کلیدی پیاده راه تحلیل شد. از روش چیدمان فضا برای ارزیابی اتصال و یکپارچگی خیابان‌ها استفاده شد که بینش‌های فضایی در مورد نحوه عملکرد شبکه‌های خیابانی از نظر تحرک عابر پیاده ارائه می‌دهد. با محاسبه مقادیر میانگین شاخص‌هایی مانند انتخاب، یکپارچگی، اتصال و کنترل، این مطالعه خیابان‌ها را بر اساس مناسب بودن آنها برای تبدیل شدن به پیاده راه را رتبه‌بندی می‌کند. در رتبه‌بندی نهایی TOPSIS، خیابان مسجد بزرگ به‌عنوان مناسب‌ترین خیابان برای پیاده‌راه‌سازی با مقدار CLi برابر 0.944 ظاهر شد. این خیابان در اکثر شاخص‌ها، به‌ویژه در حوزه‌های تعاملات اجتماعی (امتیاز میانگین: 4.143)، قابلیت زندگی (4.168) و اهمیت فرهنگی (4.154) عملکرد بسیار خوبی داشت. خیابان مولوی با مقدار CLi برابر 0.818 در رتبه دوم قرار گرفت و پتانسیل قوی دارد، اما در برخی حوزه‌ها مانند عملکرد اقتصادی (امتیاز میانگین: 3.82) نیاز به بهبود دارد. خیابان صابون‌سازان با مقدار CLi برابر 0.441 در رتبه سوم قرار گرفت که تعادل مناسبی در بین شاخص‌ها دارد، هرچند پایداری محیطی و پیکربندی فضایی آن چندان مطلوب نیست. خیابان کاوه (CLi: 0.425) و اوزاردی بیگ (CLi: 0.209) به ترتیب در رتبه‌های چهارم و پنجم قرار گرفتند، عمدتاً به دلیل عملکرد ضعیف‌تر در شاخص‌های کلیدی مانند اتصال، انتخاب و تعاملات اجتماعی. به عنوان مثال، خیابان کاوه در چندین شاخص کلیدی امتیاز میانگین 3.0 را کسب کرد و خیابان اوزاردی بیگ در قابلیت زندگی امتیاز 2.665 و در تعاملات اجتماعی امتیاز 2.832 را به‌دست آورد. یافته‌ها نشان می‌دهد که خیابان مسجد جامع به دلیل شاخص‌های قوی اجتماعی، فرهنگی و زیست‌محیطی، بالاترین رتبه را در پتانسیل پیاده راه را دارد، در حالی که اوزاردی بیگ پایین‌ترین رتبه را دارد. این نتایج بینش‌های ارزشمندی را برای برنامه‌ریزان شهری و سیاست‌گذارانی که به دنبال افزایش قابلیت پیاده‌مداری و تعاملات اجتماعی در محیط‌های شهری هستند، فراهم می‌کند.
  5. بازآفرینی شهری فرهنگ مبنا مبتنی بر طراحی شهری زمینه گرا(نمونه موردی محله قطارچیان شهر سنندج)
    چکیده پژوهشها و مداخلات انجام شده در زمینه احیای بافتهای تاریخی، به ویژه در ایران، غالبا ً بر ابعاد کالبدی و نمادین متمرکز بوده اند و به ارزشها، محتوای فرهنگی و اصالت تاریخی توجه کمتری داشته اند. این رویکرد، تبعات منفی نظیر از دست رفتن هویت فرهنگی-تاریخی، کاهش حس تعلق به مکان، مهاجرت ساکنان قدیمی و جایگزینی آنها با گروههای کم برخوردار، و در نهایت افت کیفیت زندگی و ناکارآمدی این بافتهای ارزشمند را به همراه داشته است. در مقابل، رویکرد بازآفرینی فرهنگ مبنا با تاکید بر تداوم ارزشهای تاریخی و بهره برداری بهینه از میراث فرهنگی-هویتی، امکان معاصرسازی این بافتها را با حفظ پیوند میان کالبد و کارکرد سنتی و معاصر فراهم میکند. محله قطارچیان، به عنوان یکی از بافتهای تاریخی و هویتی شهر سنندج، به دلیل ویژگیهای کالبدی خاص و موقعیت مرکزی در شهر، پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یک محله فرهنگی-گردشگری بر پایه طراحی شهری زمینه گرا دارد. هدف اصلی این پژوهش، احیای عناصر با ارزش تاریخی این محله با رویکرد بازآفرینی فرهنگ مبنا، در راستای حفظ اصالت فرهنگی و بهره گیری مجدد از بناها و فضاهای موجود است.این پژوهش از نوع کاربردی- توسعه ای بوده و داده ها از طریق مطالعه اسناد بالادستی، مشاهدات میدانی، و مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شده است. در مجموع،۲۲مصاحبه با ساکنان محله قطارچیان انجام شد که در فرایند انتخاب مصاحبه شوندگان، اصول برابری جنسیتی و همه شمولی رعایت گردید. برای اطمینان از دقت داده ها، از روش سه سوسازی با ترکیب اطالعات حاصل از مصاحبه، مشاهده و بررسی اسناد استفاده شد. این پژوهش تحت نظارت سه عضو هیئت علمی گروه شهرسازی دانشگاه کردستان انجام گرفت و تحلیل داده ها با روش تحلیل محتوای کیفی و کدگذاری سه مرحلهای صورت پذیرفت.نتایج پژوهش نشان داد که بازآفرینی عناصر ارزشمند محله تاریخی قطارچیان میتواند منجر به ارتقای کیفیت زندگی، تقویت هویت فرهنگی، و بهره گیری از ظرفیتهای محلی شود. این امر، علاوه بر افزایش سرمایه های گردشگری، به رونق اقتصادی و تحقق توسعه پایدار درونزا نیز کمک میکند. تحلیل های صورت گرفته بیانگر تاثیرگذاری عوامل متعددی نظیر هویت فرهنگی، بازآفرینی زمینه گرا، چالشهای شهری، فضای عمومی، اشتغال، و محیط زیست در فرآیند بازآفرینی بودند. از میان این عوامل، هویت فرهنگی بیشترین و اشتغال کمترین تاثیر را از دیدگاه ساکنان محله داشته است.
  6. پیامدهای احداث جاده های کمربندی بر توسعه کالبدی و حمل و نقل شهری، مطالعه موردی: شهر رانیه، اقلیم کردستان، عراق
    توسعه شهری به‌عنوان یک مفهوم فضایی، تغییرات کاربری و تراکم زمین را به‌منظور پاسخگویی به نیازهای ساکنان شهری در زمینه مسکن، حمل‌ونقل، تفریح و سایر امور مربوطه تعریف می‌کند. توسعه شهرها و عملکرد آن‌ها به حمل‌ونقل شهری بستگی دارد؛ زیرا حمل‌ونقل شهری به‌عنوان واسطه‌ای برای انجام جابه‌جایی افراد و کالاها عمل می‌کند. عموم شهرهای جهان به دلیل تمرکز جمعیت و رشد اقتصادی از مشکلات جدی ترافیک شهری مانند تراکم ترافیک، تصادفات و مشکلات زیست‌محیطی رنج می‌برند. روند سریع افزایش ترافیک جاده‌ای در شهرها، ایجاد یک سیستم حمل‌ونقل شهری هماهنگ برای کاهش فشار ترافیک، موضوعی رایج است که بسیاری از کشورها در فرایند توسعه شهری با آن مواجه هستند. احداث جاده کمربندی یکی از راه‌حل‌های بسیار کاربردی برای حل مشکلات حرکت و حمل‌ونقل است. با ساخت این جاده‌ها، امکان جلوگیری از عبور و مرور درون‌شهری و انتقال ترافیک به خارج از مرکز شهر فراهم می‌شود. مشکل تراکم ترافیک یکی از مشکلاتی است که شهرهای عراق به‌طورکلی با آن مواجه هستند. شهر رانیه به‌عنوان یکی از شهرهای مهم متاثر از جریان توسعه اقلیم کردستان/عراق دارای اهمیت ویژه‌تری می‌باشد. همچنین سیستم جاده‌ای شهر رانیه با سایر شهرهای اطراف مانند شهرستان قلادزه و شهرک‌های چوارقورنه وسرکپکان را وصل می‌کند و در نبود جاده کمربندی همه حرکات به مرکز شهرختم می‌شود و این امر ترافیک روزافزون و مشکلات امنیتی و تصادف و تراکم شهری بسترساز بحران‌های اجتماعی و اقتصادی است و نابرابری اجتماعی و اقتصادی به همراه دارد، در همین راستا برای شهر رانیه راهکار پیشنهادی جاده کمربندی در نظر داریم که در این پایان‌نامه تاثیر مستقیم جاده‌های کمربندی بر توسعه شهری و تحلیل توسعه بر ساختار شهر و معایب و مشکلات ترافیکی نمایان می‌شود و این‌ها برخی از عناصر توسعه فیزیکی و ترافیک شهری هستند که در این پایان‌نامه به بررسی آن‌ها پرداخته شد. پژوهش حاضر ازنظر نتایج و پیامد از نوع پژوهش‌های کاربردی، ازنظر فرایند اجرا از نوع ترکیبی (کمی و کیفی)، ازنظر منطق استدلال از نوع استدلال استقرایی، ازنظر جایگاه زمان نیز از نوع آینده‌نگر، است. متناسب با سوالات پژوهش به بیان نتایج مصاحبه‌ها، بررسی‌های میدانی شناخت زمینه و نتایج تحلیل شبکه پرداخته شد. همچنین از نرم‌افزار MAXQDA2020 برای تحلیل داده‌های کیفی مصاحبه، Arc GIS Pro جهت تحلیل شبکه داده‌های فضایی و SPSS 26 جهت تحلیل پرسش‌نامه‌ها استفاده‌شده است. تحلیل شبکه که به‌وسیله سیستم اطلاعات جغرافیایی در شهر انجام شد که نتایج فضایی مهمی داشت. با تکمیل کمربندی شهری، زمان دسترسی به بلوک‌های سطح شهر کاهش‌یافته و بهبود می‌یابد، این امر می‌تواند در مواقع اضطراری مانند حوادث و فوریت‌های پزشکی بسیار حیاتی باشد. با تکمیل‌شدن جاده کمربندی، انتظار می‌رود که در بخش شرقی شهر تغییرات مهمی در کاربری اراضی رخ دهد. نتایج مصاحبه در سه بعد و 18 مقوله عمده طبقه‌بندی شدند. سه بعد شناسایی‌شده شامل توسعه کالبدی شهری، الگوی کاربری زمین‌شهری و حمل‌ونقل شهری بوده است. نتایج این سه بعد در پاسخ به سه سوال اصلی پژوهش بود. چنانچه؛ با احداث کمربندی شهر رانیه و افزایش وسعت و تراکم شهری نیازمند تقسیمات کالبدی جدید خواهد بود. با احداث کمربندی رانیه و افزایش دسترسی به مناطق پیرامونی برخی از کاربری‌ها ازنظر اقتصادی توجیه اقتصادی پیدا می‌کنند و سبب توسعه آن‌ها می‌شود. همچنین سبب توسعه کاربری تجاری، گردشگری و مسکونی خواهد بود، سهم بسزایی در مدهای حمل‌ونقلی خواهد داشت به‌طوری‌که تنوع روش‌های حمل‌ونقل را تسهیل می‌کند. با تحلیل پرسش‌نامه‌های که به کمک آزمون تی تک نمونه‌ای انجام شد احداث جاده‌های کمربندی بیشترین تاثیر بر حمل‌ونقل و الگوی کاربری زمین نسبت به سایر مولفه‌ها داشته است. با کاهش ازدحام و تردد ترافیک به مرکز شهر، فرصت برای دوچرخه‌سواری و پیاده‌روی در مرکز شهر ایجاد خواهد کرد. پیشنهاد می‌گردد بعد از تکمیل جاده کمربندی شهر، سیاست‌های تشویقی برای سرمایه‌گذاران و بخش‌های خصوصی که اقدام به ساخت مجتمع‌های مسکونی و تجاری دارند، اقدام گردد تا با این سیاست، شهر رانیه از تک مرکزی رها شود و مراکز تجاری در تمام شهر پخش شود و همچنین جهت توسعه به سمت جنوب و جنوب شرقی شهر پیش‌بینی‌شده است.
  7. تحلیل فضایی خدمات وابسته به مسکن در فرایند برنامه‌ریزی کاربری زمین‌شهری (موردمطالعه: شهر سلیمانیه، اقلیم کردستان - عراق)
    شهرنشینی سریع چالش‌های مهمی را برای شهرها در سراسر جهان ایجاد می‌کند و مسائل مربوط به مسکن، زیرساخت‌ها و ارائه خدمات را تشدید می‌کند. این پایان‌نامه کارشناسی ارشد به بررسی تفاوت‌های خدمات مرتبط با مسکن در چارچوب برنامه‌ریزی کاربری زمین شهری در سلیمانیه، منطقه کردستان عراق می‌پردازد. در این پژوهش، هدف اصلی سنجش وضعیت فعلی عدالت فضایی-اجتماعی و الگوی توزیع فضایی خدمات شهری در مناطق مسکونی است. این تحلیل با هدف ارائه توصیه‌هایی برای دستیابی به عدالت اجتماعی-فضایی در خدمات مرتبط با مناطق مسکونی انجام شده است و نتایج آن به مسئولان، سازمان‌ها و افراد مرتبط ارائه خواهد شد تا به شفاف‌سازی طرح‌های توسعه شهری و رعایت استانداردهای کاربری اراضی کمک کند. بنابراین روش تحقیق انتخاب شده از لحاظ هدف، کاربردی است و با استفاده از مدل میانگین نزدیک‌ترین همسایگی و تحلیل شبکه بر اساس زمان و فاصله در نرم‌افزار ARC GIS، پراکنش فضایی خدمات و عدالت اجتماعی-فضایی در محلات ارزیابی شده است. همچنین، داده‌های به‌دست‌آمده از طریق پرسشنامه با استفاده از هر دو مدل آزمون تی تک‌نمونه‌ای و آزمون تی دو نمونه‌ای مستقل در نرم‌افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند تا روش توزیع خدمات شهری و سطح دسترسی به این خدمات ارزیابی شود. این روش تحقیق از لحاظ ماهیت متغیر و مدل‌های مورد استفاده کمی است. یافته‌ها نشان‌دهنده تفاوت‌های قابل توجه در دسترسی به خدمات بین محله‌های مرکزی و حاشیه‌ای است که نیاز به مداخلات برنامه‌ریزی شهری هدفمند برای بهبود توزیع خدمات و تضمین دسترسی عادلانه در سراسر سلیمانیه را برجسته می‌کند. این تحقیق به بهبود شیوه‌های برنامه‌ریزی شهری با هدف بهبود کیفیت زندگی ساکنان و دستیابی به ارائه خدمات عادلانه فضایی در شهرهای با رشد سریع کمک می‌کند.
  8. بررسی ترجیحات اجتماعی-فرهنگی کاربران از پیاده راه سازی خیابان (مطالعه موردی: خیابان شهدای شهر همدان)
    پیاده‌راه‌سازی به‌عنوان راهبردی برای تقویت تعاملات اجتماعی و فرهنگی در محیط ‌های شهری، نقش مهمی در ارتقای کیفیت زندگی شهروندان ایفا می‌کند. خیابان شهدای همدان به ‌دلیل اهمیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تراکم بالای تردد، به‌عنوان محدوده مطالعه این پژوهش انتخاب شده است. این تحقیق تلاش دارد ترجیحات اجتماعی-فرهنگی کاربران را در ارتباط با پیاده‌راه‌سازی این خیابان بررسی کند و پیامدهای احتمالی آن بر هویت اجتماعی، تعاملات فرهنگی و حس تعلق شهروندان را شناسایی نماید. روش تحقیق، تلفیقی از تحلیل‌های، کیفی و پیمایشی بوده و داده‌ها از طریق پرسشنامه و مصاحبه با گروه‌های مختلف شامل شهروندان، کسبه و عابران گرد آوری شده است. تحلیل داده‌ها با استفاده از ابزارهایی مانند MaxQDA و روش‌های کیفی انجام شده است ودرادامه ‌با استفاده ازنرم افزارexcel و باروش عکس آنتروپی شانون داده ها وزن دهی گردید و با استفاده از مدل مجموعۀ ساده وزنیSAW اولویت بندی شد یافته‌ ها نشان می‌دهد که اجرای پیاده‌راه در خیابان شهدا می‌تواند تعاملات اجتماعی میان شهروندان را تقویت کند و فضای شهری را به محیطی مناسب برای کنش‌های اجتماعی و فرهنگی تبدیل نماید. همچنین، این طرح می‌تواند حس تعلق به مکان و هویت محلی را در میان کاربران تقویت کند. از سوی دیگر، نتایج به مقاومت برخی گروه‌ها مانند کسبه و تاثیرات نا مطلوب احتمالی بر محله‌های مجاور نیز اشاره دارد. پیشنهادات پژوهش بر اهمیت توجه به شاخص‌های فرهنگی، هویت جمعی، و نیازهای اجتماعی در طراحی پیاده‌راه تاکید دارد. این نتایج می‌توانند به مدیران شهری و برنامه‌ریزان در جهت ایجاد محیط‌هایی پایدارتر و غنی‌تر از نظر اجتماعی و فرهنگی کمک کنند.
  9. بررسی عوامل موثر شهری بر حضورپذیری زنان در فضاهای عمومی شهر سنندج: یک مقایسه بین نسلی
    تاکنون در پژوهش‌های انجام شده در مورد فضاهای عمومی، توجه به حضور نسل‌های مختلف زنان در این فضاها کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. این در حالی است که برنامه‌ریزان شهری به دنبال تحقق این موضوع هستند که فضاهای شهری بتوانند از ایده‌آل‌های لازم برای حضور همه‌ی شهروندان صرف نظر از سن، جنسیت و سایر جنبه‌های هویتی آنان پشتیبانی کنند. برهمین اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی عوامل موثر بر حضورپذیری سه نسل از زنان در فضاهای عمومی شهر سنندج است. روش پژوهش حاضر ترکیبی (کیفی کمی) است. ابتدا 36 مصاحبه نیمه ساختاریافته با سه نسل از زنان و فعالان حقوق زنان انجام شد. داده‌های به دست آمده از مصاحبه، از طریق تکنیک تماتیک مورد تحلیل قرار گرفتند و تِم‌های (مفاهیم) اصلی استخراج شدند. در مرحله‌ی دوم، از طریق پرسشنامه‌ای که در سه بخش (اطلاعات فردی، سوالات طیف لیکرت و سوالات چند گزینه‌ای) طراحی شده بود نظرسنجی از سه نسل زنان صورت گرفت. در کل 711 پرسشنامه توسط زنان تکمیل شد. در این قسمت از آزمون T تک نمونه‌ای، تحلیل عامل اکتشافی (EFA)، آزمون تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) برای تحلیل پرسشنامه استفاده شد. در کل یافته‌های پژوهش بیانگر این است که مجموعه‌ای از شاخص‌های کالبدی و غیرکالبدی بر حضور سه نسل از زنان در فضاهای عمومی شهر سنندج تاثیرگذار است. در یک رتبه‌بندی کلی، این شاخص‌ها در شش عامل اصلی دسته‌بندی شدند. این عوامل به ترتیب و بر اساس میزان اهمیت آنان عبارت‌اند از: امنیت در برابر جرم، هنجارهای فردی اجتماعی، ایمنی، فاصله و دسترسی و تسهیلات راحتی هستند. در مورد وابستگی شاخص‌های کالبدی و غیرکالبدی به عامل نسل می‌توان گفت شاخص‌های غیرکالبدی بیشتر از شاخص‌های کالبدی به عامل نسل وابسته هستند. به‌عبارتی 71% شاخص‌های غیرکالبدی (هنجارهای فردی اجتماعی) به عامل نسل وابسته هستند یعنی اکثرا تفاوت نسل موجب ایجاد دیدگاه‌های مختلف در مورد این شاخص‌ها می‌شود. در مقابل فقط 28% شاخص‌های کالبدی متاثر از عامل نسل هستند این بدین معناست که سه نسل فقط در مورد 28% از شاخص‌ها با هم تفاوت نظر دارند و در مورد بقیه شاخص‌های کالبدی سه نسل دیدگاه مشابهی دارند؛ یعنی تفاوت نسل اغلب موجب ایجاد دیدگاه های مختلف در مورد این شاخص‌ها نمی‌شود. در مورد نقش ترغیب‌کنندگی وبازدارندگی شاخص‌های کالبدی و غیرکالبدی در حضور زنان می‌توان گفت، از 25 شاخص کالبدی پژوهش 10 شاخص نقش ترغیب‌گر و 8 شاخص نقش بازدارنده را داشتند. لازم به ذکر است شاخص‌های بازدارنده اغلب مربوط به بُعد امنیت و ایمنی بودند و شاخص‌های ترغیب‌گر مربوط به تسهیلات محیطی و دسترسی هستند. از هفت شاخص غیرکالبدی هم فقط سه شاخص نقش بازدارنده داشتند.
  10. ارائه الگوی طراحی کالبدی باهدف افزایش تحرک فیزیکی کودکان در محله شهری (نمونه موردی: محله های منطقه 01 شهر مشهد)
    علی‌رغم مزایای بسیار تحرک جسمانی و فعالیت فیزیکی و ارائه توصیه‌هایی که سازمان جهانی سلامت در راستای بهبود سلامت عمومی جوامع داشته، تحرک و فعالیت کودکان رو به کاهش است که این موضوع پیامدهای نگران‌کننده‌ای برای رشد سالم و حال خوب کودک مطرح می‌کند. ضمن اینکه از طرفی دیگر توجه کمی به تاثیرات سلامتی و محیط پیرامون کودک شده است. لذا هدف پژوهش حاضر «تدوین الگوی کالبدی تاثیرگذار بر تحرک فیزیکی کودکان در محله‌های شهری» است. روش این پژوهش ترکیبی (کمی و کیفی) است. از طریق مشاهده، مصاحبه و ابزار پرسشنامه داده‌ها جمع‌آوری‌شده است. جامعه آماری پژوهش، کودکان ساکن در محله‌های منطقه 10 شهر مشهد است. پرسشنامه‌ها به دو روش مجازی و حضوری در میان 450 نفر کودک 9 تا 13 سال توزیع شد که از این تعداد 418 پرسشنامه آن قابل استناد بود. بر اساس مطالعه متون داخلی و خارجی پنج ویژگی‌ مهم کالبدی محیط موثر برافزایش تحرک کودک در محله‌های شهری در قالب 41 شاخص استخراج شد. این ویژگی-ها شامل ایمنی و امنیت، تناسبات و مقیاس انسانی، خوانایی و جهت‌یابی، قابلیت محیطی، غنای حسی و اکتشافات می‌شود. در کنار این ویژگی‌ها، متغیر دیگری با عنوان اجازه والدین شناسایی شد. سپس از طریق مصاحبه با کودکان این شاخص‌ها توسعه یافت؛ به‌طوری‌که شاخص‌ها مجموعا به 56 شاخص از ویژگی محیطی و 8 شاخص اجازه والدین گسترش یافت. درنهایت شاخص‌های مهم‌تر و پرتکرار در میدان تحقیق مورد آزمون قرار گرفت که با استفاده از تحلیل عامل اکتشافی، نتایج نشان داد شاخص‌های مستخرج از متون معتبر بودند به‌طوری‌که با بیش از 70 درصد واریانس موضوع را تبیین می‌کنند؛ اما با انجام این آزمون، دسته‌بندی‌ها نیاز به بازنگری دارند. لذا این ویژگی-های محیطی در قالب هفت عامل قابل تبیین بوده که شامل استقلال و خودکفایی کودک، مسیر پیاده‌روی کودک، امنیت اجتماعی، قابلیت محیطی، خوانایی، تجربه محیط برای کاوشگری و رفتارهای فعال حرکتی می‌شود. بدین ترتیب یافته‌های تحلیل عامل اکتشافی نشان می‌دهد نحوه دسته‌بندی شاخص‌ها در دیدگاه کودک از تفاوت‌هایی نسبت به ادبیات تحقیق در این زمینه برخوردار است. بدین منظور که ویژگی‌های محیط کالبدی محله شهری از دیدگاه کودکان، کارکردهای خاص خود را دارد و در قالب دیگری نسبت به دیدگاه بزرگ‌سالان معنا می‌یابد.