استادیار
تاریخ بهروزرسانی: 1404/10/29
داریوش اخترشناس
علوم انسانی و اجتماعی / حسابداری
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
مدیریت مالیاتی، مدیریت سود و ارزش آتی بازار: نقش رشد فروش و سیاست تقسیم سود
1404وجود رقابت شدید در بازار سرمایه و همچنین چالشهای ناشی از سیاستهای اقتصادی و مالی در سالهای اخیر، محیطی پیچیده را برای فعالیت شرکتها ایجاد نموده است. در چنین شرایطی، مدیریت مالیاتی و مدیریت سود به عنوان دو سازوکار مهم در گزارشگری مالی و تصمیمگیریهای استراتژیک، میتوانند در شکلگیری ارزش آتی بازار نقشآفرینی نمایند. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی رابطه بین مدیریت مالیاتی، مدیریت سود و ارزش آتی بازار با در نظر گرفتن نقش تعدیلگری رشد فروش و سیاست تقسیم سود در شرکتهای پذیرفتهشده بورس اوراق بهادار تهران است. بهمنظور دست یافتن به هدف پژوهش، تعداد 111 شرکت بهعنوان نمونه در دسترس طی بازه زمانی سال 1392 تا 1402 مورد بررسی قرار گرفت. از روش رگرسیون حداقل مربعات معمولی و دادههای ترکیبی جهت آزمون فرضیههای پژوهش استفاده گردید. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که بین مدیریت مالیاتی و ارزش آتی بازار رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین مدیریت سود و ارزش آتی بازار رابطه منفی و معنادار مشاهده شد. با اینحال، شواهدی که بیانگر نقش تعدیلگری سیاست تقسیم سود بر روابط فوق باشد، یافت نگردید. در مقابل، نتایج نشان داد که رشد فروش رابطه بین مدیریت مالیاتی و ارزش آتی بازار را بهطور مثبت تعدیل میکند، اما نقش تعدیلگری رشد فروش در رابطه بین مدیریت سود و ارزش آتی بازار مورد تایید قرار نگرفت.
-
بررسی تاثیر کیفیت حسابرسی و حاکمیت شرکتی بر ارتباط بین ریسک اعتباری و کیفیت سود
1404آگاهی استفادهکنندگان از قابل اتکا بودن سود میتواند آن ها را در برآورد توان سودآوری و تصمیمات اعتباری یاری دهد. شرکتها برای کسب سود و انجام سرمایهگذاریها، نیاز به منابع مالی دارند. مدیران از این بابت که در پرداخت اصل و فرع بدهیها ناتوان شده و با بحران مالی روبه رو شوند یا تصمیم گیریهای اعتباری برای امروز شرکت، کیفیت سود و انعطاف پذیری مالی آینده آن را به خطر بیندازد، نگران وضعیت اعتباری خود هستند. وضعیت اعتباری شرکتها نه تنها برای مدیران و کارکنان شرکت مهم است، بلکه برای سایر ذینفعان (مانند بستانکاران، سرمایه گذاران فعلی، اعتباردهندگان و سرمایه گذاران بالقوه) نیز اهمیت دارد. هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین ریسک اعتباری و کیفیت سود با در نظر گرفتن نقش تعدیلگری کیفیت حسابرسی و حاکمیت شرکتی بر این ارتباط میباشد. در این پژوهش ریسک اعتباری با پیروی پژوهش ارضاء و همکاران (1396) از طریق مولفههای موثر در سنجش ریسک اعتباری و استفاده از روش تاپسیس اندازه-گیری میشود. هم چنین، برای محاسبه کیفیت سود از مدل جونز تعدیل شده استفاده شده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و بر مبنای ماهیت و روش، از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش ، شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد. نمونهی آماری پژوهش متشکل از 142 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و به مدت 11 سال، طی سالهای 1392 تا 1402 است. فرضیههای پژوهش از طریق رگرسیون چندگانه و سیستم معادلات همزمان به روش حداقل مربعات سه مرحلهای برآورد گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد، بین ریسک اعتباری و کیفیت سود رابطه دو طرفه معناداری وجود دارد که جهت علیت به هر دو طرف است. در بررسی نقش تعدیلگری کیفیت حسابرسی و مولفههای حاکمیت شرکتی که در پژوهش حاضر شامل: تمرکز مالکیت، سرمایهگذاران نهادی، تنوع جنسیتی، تخصص اعضای هیئت مدیره، استقلال هیئت مدیره واندازه هیئت مدیره می باشد، شواهد کافی برای تایید نقش تعدیلگری وجود نداشت.
-
بررسی ارتباط بین عدم اطمینان سیاستهای اقتصادی و افشا اختیاری شرکتها با تاکید بر نقش همبستگی درون صنعتی
1403هدف این پژوهش بررسی رابطه بین عدم اطمینان اقتصادی با افشا اختیاری شرکتها است که تاثیر همبستگی درون صنعتی نیز بر این رابطه بررسی خواهد شد. عدم اطمینان سیاستهای اقتصادی تاثیر چشمگیری بر محیط گزارشگری در شرکتها و افشا داوطلبانه اطلاعات از سوی مدیران دارد. نمونه آماری پژوهش حاضر شامل 153 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازهی زمانی 1392-1399 شرکت است. جهت اندازهگیری شاخص عدم اطمینان سیاستهای اقتصادی از الگوی خودرگرسیونی واریانس شرطی (ARCH)، و برای اندازهگیری شاخص افشای اختیاری اطلاعات، به اطلاعات داوطلبانه منتشر شده در گزارشهای فعالیت هیئت مدیره اتکا شده است. برای محاسبه متغیر همبستگی درون صنعتی، از کواریانس بین نرخ تغییر سالانه فروش تجمعی صنعت و نرخ تغییر سالانه فروش شرکت در پنج سال آخر کمک گرفته شد. نتایج و یافتهها در این پژوهش حاکی از آن است که بین عدم اطمینان سیاستهای اقتصادی و افشای اختیاری اطلاعات از سوی شرکتها ارتباط منفی و معنادار وجود دارد. به این معنی زمانی که در مورد آینده عدم قطعیت وجود دارد، میزان افشا اطلاعات به صورت اختیاری از سوی شرکتها به دلیل دشوار شدن پیشبینیهای آتی کمتر خواهد شد. در ادامه طی بررسیهای انجام شده مشخص شد همبستگی درون صنعتی بر رابطه بین عدم اطمینان سیاستهای اقتصادی و افشا اختیاری اطلاعات از سوی شرکتها اثرگذار بوده و نقش تضعیفکننده دارد.
-
نقش مهارت، استقالل، عینیت و تجربه کار ی بر کیفیت حسابرس ی با در نظر گرفتن اخلاق حرفه ا ی
1403هش با هدف بررسی تاثیر استقلال، اخلاق حرفه ای و تجربه حسابرس بر کیفیت حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس انجام شد. روش تحقیق از نوع علّی و با استفاده از ابزار پرسشنامه بوده است. جامعه آماری شامل 127 نفر از حسابرسان شاغل در شرکت های حسابرسی و سازمان حسابرسی کل کشور می باشد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری T و رگرسیون خطی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین استقلال حسابرس و کیفیت حسابرسی رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد؛ به عبارت دیگر، با افزایش استقلال حسابرس، کیفیت حسابرسی نیز ارتقا می یابد. همچنین، بین اخلاق حرفه ای حسابرس و کیفیت حسابرسی رابطه ی مثبت و معناداری مشاهده شد. این بدین معنی است که با التزام به اصول اخلاقی حرفه ای توسط حسابرس، کیفیت حسابرسی نیز افزایش می یابد. در نهایت، یافته ها نشان داد که بین تجربه حسابرس و کیفیت حسابرسی رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد. به طوری که با افزایش تجربه حسابرس، کیفیت حسابرسی نیز ارتقا می یابد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که استقلال، اخلاق حرفه ای و تجربه حسابرس از عوامل موثر بر کیفیت حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس هستند. لذا، ارتقای این مولفه ها می تواند به بهبود کیفیت حسابرسی و افزایش اعتماد به اطلاعات مالی ارائه شده توسط شرکت ها منجر شود.
-
گزارش پایداری شرکت و سیاست تقسیم سود: نقش تعدیل کنندگی کیفیت حسابرسی
1403در دهه های اخیر، توجه به مسائل زیست محیطی و اجتماعی به عنوان یکی از معیارهای اصلی تصمیمگیری مالی شرکتها افزایش یافته است. گزارش پایداری شرکتها ابزاری برای انتقال اطلاعات درباره عملکرد زیست محیطی و اجتماعی آنها به دینفعان است. این گزارشها نهتنها اعتماد سرمایهگذاران را افزایش میدهند، بلکه میتوانند بر تصمیمات مالی همچون سیاست تقسیم سود تاثیر بگذارند. پژوهش حاضر به بررسی ارتباط بین گزارش پایداری و سیاست تقسیم سود، با توجه به نقش تعدیلکنندگی کیفیت حسابرسی، میپردازد. جامعه آماری این پژوهش، شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سالهای 1391 تا 1401 بوده که 155 شرکت برای انجام این پژوهش، مورد بررسی قرار گرفته است. برای تحلیل داده ها از روش رگرسیون پنل و نرم افزارایویوز استفاده شد. نتایج تحلیل حاکی از آن بود که گزارش پایداری با سیاست تقسیم سود، رابطه مثبت دارد. در عین حال نتایج نشان داد کیفیت حسابرسی در رابطه گزارش پایداری با سیاست تقسیم، نقش تعدیلکننده ایفا نمیکند.
-
تاثیر تعهد حرفه ای و هوش هیجانی بر توانایی کشف تقلب از طریق رفتارهای کاهنده کیفیت حسابرسی (حسابرسان اقلیم کردستان عراق)
1403هدف از پژوهش حاضر تاثیر تعهد حرفه ای و هوش هیجانی بر توانایی کشف تقلب از طریق رفتارهای کاهنده کیفیت حسابرسی (حسابرسان اقلیم کردستان عراق) است که جهت بدست آوردن اطلاعات مورد نیاز از دو روش کتابخانه ایی (استفاده از کتب، مقالات،پایان نامه های مرتبط و ...) و روش میدانی(استفاده از پرسشنامه های استاندارد) استفاده شده است. روش پژوهش حاضر به صورت توصیفی و از نظر نحوه جمع آوری داده ها جزء مطالعات پیمایشی محسوب می شود. جامعه آماری در پژوهش حاضر شامل حسابرسان اقلیم کردستان عراق می باشد که باتوجه به نامحدود بودن این تعداد براساس فرمول کوکران نمونه آماری به 384 نفر کاهش یافت و در نهایت پرسشنامه در میان آنها توزیع گردید در نهایت داده های بدست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS و PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در نهایت یافته های پژوهش نشان داد که تعهد حرفه ای بر توانایی کشف تقلب تاثیر مثبت و معناداری دارد، تعهد حرفه ای بر رفتارهای کاهنده کیفیت حسابرسی تاثیر منفی و معناداری دارد، تعهد حرفه ای بر توانایی کشف تقلب از طریق رفتارهای کاهنده کیفیت حسابرسی تاثیر منفی و معناداری دارد، هوش هیجانی بر توانایی کشف تقلب تاثیر مثبت و معناداری دارد، هوش هیجانی بر رفتارهای کاهنده کیفیت حسابرسی تاثیر منفی و معناداری دارد و هوش هیجانی بر توانایی کشف تقلب از طریق رفتارهای کاهنده کیفیت حسابرسی تاثیر منفی و معناداری دارد. در نهایت نتایج بدست آمده نشان داد که تعهد حرفه ای و هوش هیجانی بر توانایی کشف تقلب از طریق رفتارهای کاهنده کیفیت حسابرسی (حسابرسان اقلیم کردستان عراق) تاثیرگذار است.
-
تاثیر هوش تجاری و هوش هیجانی بر میزان تحمل ریسک مالی سرمایهگذاران
1403هدف این پژوهش تاثیر هوش تجاری و هوش هیجانی بر میزان تحمل ریسک مالی سرمایهگذاران است. پژوهش حاضر در زمره پژوهش توصیفی از نوع همبستگی قرار میگیرد. جامعه آماری این پژوهش سرمایه گذاران حقیقی فعال در بورس اوراق بهادار تهران در منطقه غرب کشور(همدان، کردستان، کرمانشاه) بودند. نمونه آماری 220 نفر در نظر گرفته شد. همچنین روش نمونهگیری به صورت در دسترس بود و پرسشنامه بصورت مجازی توزیع گردید. به منظور تجزیه وتحلیل دادهها و آزمون فرضیات، از آزمون کشیدگی و چولگی برای نرمال بودن و از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره برای سنجش فرضیهها استفاده شد. نتایج نشان داد بین هوش هیجانی و میزان تحمل ریسک مالی سرمایه گذاران رابطه مثبت و معناداری وجود داشت، همچنین بین هوش تجاری و میزان تحمل ریسک مالی سرمایه گذاران رابطه مثبت و معناداری وجود داشت. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که هوش هیجانی و هوش تجاری بترتیب با ضریب بتای 406/0 و 458/0، میزان تحمل ریسک مالی سرمایه گذاران را تبیین کردند. یافتههای حاصل از پژوهش حاضر میتواند برای سرمایهگذاران بسیار حائز اهیمت باشد تا با اطلاع از هوش تجاری و هیجانی به بالاترین صرف ریسک دست یابند.