استادیار
تاریخ بهروزرسانی: 1405/02/17
زانیار میرزایی
مهندسی / مهندسی عمران
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
بررسی دوام جدولهای بتنی ساختهشده از بتن سبک و معمولی در برابر چرخههای یخزدن و آبشدن
1404دوام جدولهای بتنی به عنوان یکی از اجزای اصلی زیرساختهای شهری، بهویژه در مناطق سردسیر، نقش تعیینکنندهای در افزایش عمر بهرهبرداری و کاهش هزینههای نگهداری دارد. این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه دوام جدولهای بتنی ساختهشده از بتن معمولی و بتن سبک در برابر چرخههای یخزدن و آبشدن انجام شد. بدین منظور، آزمونههایی از جدولهای بتنی تولیدی در کارگاههای محلی شهر سنندج برداشت و پس از ارزیابی اولیه، طرحهای اختلاط جدیدی برای بتن معمولی و بتن سبک با سیمان پرتلند تیپ 2 و سیمان آمیخته پوزولانی در شرایط آزمایشگاهی طراحی و اجرا شد. آزمایشهای مقاومت فشاری در سنین 28 و 90 روز و آزمون دوام بر اساس چرخههای یخزدن و آبشدن مطابق استاندارد ASTM C666 انجام شد. نتایج نشان داد، مقاومت فشاری نمونههای کارگاهی در سن 28 روز برابر 7/17 و 4/19 مگاپاسکال بهدست آمد که بهترتیب حدود 29 و 22 درصد کمتر از مقاومت هدف 25 مگاپاسکال بود. در نمونههای بتن معمولی، مقاومت فشاری 28 روز برای سیمان تیپ 2 برابر 6/40 و برای سیمان پوزولانی 5/32 مگاپاسکال اندازهگیری شد و در 90 روز به 4/44 و 7/38 مگاپاسکال افزایش یافت که نشاندهنده رشد مقاومتی بیشتر بتن حاوی سیمان پوزولانی (2/6 در برابر 8/3 مگاپاسکال) در سنین بالاتر است. در بتن سبک، مقاومت فشاری 28 روز بهترتیب 8/27 و 4/32 مگاپاسکال و در 90 روز به 2/32 و 6/28 مگاپاسکال برای سیمان تیپ 2 و پوزولانی رسید. پس از قرارگیری آزمونهها در معرض چرخههای یخزدن و آبشدن، افت مقاومت فشاری بتن معمولی تیپ 2 و پوزولانی در 28 روز بهترتیب 20 و 5/22 درصد و در 90 روز به 16 و 5/17 درصد کاهش یافت. در بتن سبک، این افت در 28 روز برابر 30 و 35 درصد و در 90 روز برابر 25 و 27 درصد اندازهگیری شد. با افزایش سن، اختلاف دوام بین سیمانها کاهش یافته و عملکرد بتنهای حاوی سیمان پوزولانی به سیمان تیپ 2 نزدیکتر شد. همچنین بتنهای سبک با وجود مقاومت کمتر، روند بهبود دوام قابل توجهی در سنین بالا نشان دادند.
-
آنالیز تابآوری لرزهای سازههای بتن مسلح زوال یافته با در نظر گرفتن بروزرسانی اطلاعات سلامت
1404خوردگی کلرایدی یکی از پدیدههایی مخربی است که در سازههای بتنی اثرات نامطلوبی بر بتن و فولاد به جای میگذارد. این اثرات نامطلوب زمانی بیش از پیش اهمیت پیدا میکنند که سازه در عمر مفید خود تحت پدیده ناگهانی مانند زلزله نیز قرار گیرد. در چنین شرایطی اثر توام مکانیزم زوال و رویداد لرزهای ناگهانی بسیار حائز اهمیت خواهد بود. شاخصهای مختلفی به منظور ارزیابی عملکرد سازهها در چنین شرایطی معرفی شدهاند که یکی از جدیدترین آنها، شاخص تابآوری لرزهای میباشد. این شاخص را میتوان به دو روش تعینی یا احتمالاتی محاسبه نمود. با توجه به عدم قطعیت موجود در پارامترهای مورد نیاز تعیین شاخص تابآوری، در رساله حاضر به مساله ارزیابی احتمالاتی شاخص مذکور در سازههای بتن مسلح تحت زوال کلرایدی و آسیب ناشی از رویداد ناگهانی زلزله پرداخته شده است. یکی از چالشهای موجود در برآورد احتمالاتی شاخص تابآوری لرزهای، استفاده از توزیعهای آماری ثابت موجود در مراجع برای پارامترهای ورودی به فرایند محاسبات است. استفاده از این رویکرد و چشم پوشی از شرایط واقعی سازه، میتواند منجر به انحراف نتایج گردد. به منظور برداشتن گامی در رفع این معضل، در تحقیق حاضر الگوریتمی جهت بروزرسانی توزیعهای مربوطه بر مبنای دادههای بدست آمده از بازرسیهای میدانی سازه مورد مطالعه ارائه شده است. الگوریتم مذکور با تکیه بر تئوری آمار بیزین و با استفاده از دادههای واقعی سازه به اصلاح توزیع های آماری مورد استفاده در محاسبات احتمالاتی شاخص تابآوری لرزهای سازههای بتن مسلح زوال یافته میپردازد. یکی دیگر از معضلات برآورد احتمالاتی شاخص تاب آوریلرزهای، هزینه سنگین محاسبات میباشد. این موضوع محققین را به سوی تعیین نیمه احتمالاتی شاخص مذکور سوق داده است. در این رساله روشی جهت کاهش حجم محاسبات و در نتیجه برآورد احتمالاتی کامل تابآوری لرزهای و نیز کمیسازی عدم قطعیت تخمین پیشنهاد شده است. روش مذکور با بهره گیری از تکنیک درستنمایی بیشینه غیر پارامتریک به محاسبه محتملترین مقدار این شاخص و تعیین میزان عدم قطعیت آن میپردازد. به منظور بررسی کارایی الگوریتمهای پیشنهادی در رساله حاضر، شاخص تابآوری لرزهای سازه بتن مسلح یک مدرسه واقع در شهر بندر گناوه مورد ارزیابی و محاسبه قرار گرفت. سازه مذکور که در سن 20 ام از عمر خود به سر میبرد، به دلیل رطوبت شدید محیط و یون کلر موجود در هوا در معرض خوردگی کلرایدی قرار گرفته بود. در این راستا بازرسیهای میدانی از سازه مذکور صورت پذیرفت و اطلاعات مورد نیاز جهت برآورد شاخص تابآوری جمعآوری گردید. محاسبات در حالات مختلف بصورت نیمه احتمالاتی و احتمالاتی کامل انجام شد و نتایج با روشهای پیشین مورد مقایسه قرار گرفت. بررسیها حاکی از برآورد محافظه کارانهتر شاخص تابآوری لرزهای در حالت استفاده از نتایج بروزرسانی شده برای سازه مذکور بود. همچنین محاسبه احتمالاتی کامل شاخص تابآوری لرزهای برای سازه مذکور نشان داد که استفاده از روش پیشنهادی میتواند بطور موثری باعث کاهش عدم قطعیت تخمین این شاخص گردد
-
بررسی تجربی مقاومت الکتریکی و نفوذ کلراید در بتن خودمتراکم با وزن معمولی حاوی سیمان کامپوزیتی و سربارهای
1404بتن خودمتراکم بهعنوان یکی از دستاوردهای نوین در فناوری بتن، به دلیل قابلیت پرکنندگی بالا، عدم نیاز به ویبره و بهبود کیفیت سازههای بتنی، جایگاه ویژهای در پروژههای عمرانی یافته است. در این پژوهش، عملکرد سه نوع سیمان، شامل سیمان پرتلند تیپ دو، سیمان آمیخته کامپوزیتی با 32 درصد مواد پوزولانی و سیمان آمیخته سربارهای با 30 درصد سرباره، در تولید بتن خودمتراکم مورد بررسی قرار گرفت. هدف اصلی این تحقیق، شناسایی و معرفی جایگزینهای پایدار برای سیمان پرتلند معمولی در مخلوطهای بتن خودمتراکم است، بهگونهای که ضمن کاهش اثرات زیستمحیطی، بتوانند کارایی و دوام بتن را نیز بهبود بخشند. در همین راستا، این پژوهش با رویکردی صنعتی و کاربردی طراحی و اجرا شده است تا ضمن ارزیابی عملکرد سیمانهای آمیخته کامپوزیتی و سربارهای در تولید بتن خودمتراکم، امکان استفاده مستقیم از نتایج آن در تولید قطعات پیشساخته فراهم گردد. در مرحله نخست، آزمایشهای مربوط به خواص رئولوژیکی، شامل جریان اسلامپ، قیف V، جعبه L و حلقه J، انجام شد. سپس، آزمایشهای مقاومت فشاری در سنین 7، 28 و 90 روز، و آزمایشهای مقاومت الکتریکی، RCPT و جذب آب نیمساعته در سنین 28 و 90 روز، بهمنظور ارزیابی خواص مکانیکی و دوام بتن انجام شد. نتایج نشان داد که سیمان آمیخته کامپوزیتی بیشترین روانی و قابلیت پرکنندگی، سیمان پرتلند تیپ دو بیشترین پایداری در برابر جداشدگی، و سیمان آمیخته سربارهای تعادلی مناسب میان این دو ویژگی را در خواص رئولوژیکی فراهم کرد. اگرچه بتن خودمتراکم حاوی سیمان پرتلند تیپ دو در سنین 7، 28 و 90 روز، مقاومت فشاری بیشتری را نشان داده است، لیکن در بلندمدت، تفاوت مقاومت بین سیمان پرتلند تیپ دو و سیمانهای آمیخته کاهش یافته است. به طوری که بتن خودمتراکم حاوی سیمان آمیخته سربارهای، با افزایش قابل توجه مقاومت، عملکردی مشابه با سیمان پرتلند تیپ دو ارائه داد. از منظر دوام نیز، نتایج آزمایشهای مقاومت الکتریکی، RCPT و جذب آب نیمساعته نشان داد که بتنهای خودمتراکم حاوی سیمانهای آمیخته عملکرد بهتری را در برابر نفوذ کلراید و جریان سرگردان نسبت به سیمان تیپ پرتلند تیپ دو ارائه کردند. در نهایت، این پژوهش نشان میدهد که استفاده از سیمانهای آمیخته نهتنها موجب بهبود عملکرد بتن خودمتراکم میشود، بلکه با کاهش مصرف کلینکر، مزایای اقتصادی و زیستمحیطی قابلتوجهی نیز به همراه دارد.
-
بررسی تجربی استفاده از الیاف بر پایه پروپیلن برای افزایش مقاومت در برابر حریق شدید اجزای بتن سازهای
1404بتن بهعنوان یکی از حیاتیترین مصالح ساختمانی، همواره مورد توجه محققان و مهندسان بوده است. بهبود خواص و عملکرد بتن، بهویژه در راستای افزایش مقاومت و ایمنی سازهها، از اهداف اصلی تحقیقات اخیر در این حوزه است. بتن خودمتراکم (SCC) به دلیل ویژگیهای منحصربهفردی همچون روانی بالا، عدم نیاز به ویبره در حین بتنریزی، و عملکرد انعطافپذیر، در دهههای اخیر بهطور گستردهای در صنعت ساختوساز مورد استفاده قرار گرفته است. در این پژوهش، مصالح پایه اختلاط شامل آب، روانکننده، سیمان، شن، ماسه، پودر سنگ و میکروسیلیس بودهاند. اگرچه بتن در شرایط دمایی معمول از مقاومت فشاری مطلوبی برخوردار است، اما تحقیقات نشان میدهند که قرارگیری در معرض حرارتهای بسیار بالا میتواند بهطور قابل توجهی بر توان مقاومتی آن تاثیر بگذارد. مقاومت فشاری بتن بهعنوان یکی از پارامترهای کلیدی، ارتباط مستقیمی با سایر ویژگیهای مکانیکی مانند مقاومت برشی و خمشی دارد و حفظ آن در محدودههای مطلوب، برای پایداری کلی سازهها ضروری است. حرارتهای بالا با ایجاد ترکهای مویی و افزایش تخلخل در بتن، منجر به کاهش مقاومت فشاری و در نهایت تضعیف ساختار میشوند. در این راستا، استفاده از الیاف پلیپروپیلن (PP) بهعنوان یک افزودنی تقویتی، بهویژه در شرایط حرارتی شدید، مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف یافتن بهینهترین ترکیب طول و دوز الیاف پلیپروپیلن در بتنهای خودمتراکم تحت حرارتهای بسیار بالا طراحی شده است. سوال اصلی این پژوهش این است که چگونه میتوان با استفاده از الیاف پلیپروپیلن، مقاومت فشاری بتن را در شرایط حرارتی شدید بهبود بخشید و تا چه حد میتوان به نتایج تحقیقات پیشین اعتماد کرد. در این پژوهش، چهار نمونه اختلاط بتن خودمتراکم بر اساس استاندارد بینالمللی EFNARC طراحی و تولید شدند. برای دستیابی به بهینهترین ترکیب، سه دوز مختلف الیاف پلیپروپیلن (۰٫۵٪، ۰٫۷۵٪ و ۱٪) و دو طول الیاف (۱۲ و ۱۶ میلیمتر) بهعنوان افزودنیهای اصلی در نظر گرفته شدند. بهمنظور کاهش خطاهای احتمالی، دو نسخه یکسان از هر نمونه تولید شد. نمونهها در دو بازه زمانی ۱۸ و ۲۸ روز در تشتهای آب آهک عملآوری شدند. در مجموع، ۹۸ نمونه بتن تقویتشده با الیاف پلیپروپیلن تحت شرایط حرارتی مختلف مورد بررسی قرار گرفتند. برای ارزیابی تغییرات مقاومت فشاری و ساختاری بتن، از چهار روش آزمایشی استفاده شد: ۱. آزمون مقاومت فشاری: برای بررسی تغییرات مقاومت فشاری نمونهها تحت حرارتهای بالا. ۲. آزمون سرعت پالس اولتراسونیک (UPV): برای ارزیابی تغییرات سرعت امواج صوتی در بتن و ارتباط آن با مقاومت فشاری. ۳. تجزیه و تحلیل پراش اشعه ایکس (XRD): برای شناسایی فازهای کریستالی و تغییرات ساختاری ناشی از حرارت. ۴. تصویربرداری نانوذرات با میکروسکوپ الکترونی روبشی گسیل میدانی (FE-SEM): برای بررسی ریزساختار بتن و تشکیل میکروکانالها. نتایج آزمون مقاومت فشاری نشان داد که افزایش دما بهطور معناداری مقاومت بتن را کاهش میدهد. با این حال، افزودن الیاف پلیپروپیلن با دوز ۰٫۷۵٪ و طول ۱۲ میلیمتر، مقاومت حرارتی نمونهها را بهطور متوسط ۱۵ تا ۲۲٫۰۵٪ افزایش داد. همچنین، الیاف با طول ۱۶ میلیمتر بهطور متوسط ۱٫۲۶ برابر موثرتر از الیاف ۱۲ میلیمتر در تقویت مقاومت فشاری عمل کردند. در بتن با دوز ۰٫۵٪ الیاف، به ازای هر ۱۰۰ درجه سانتیگراد افزایش دما، مقاومت فشاری نمونهها ۱٫۰۸ برابر کاهش یافت. آزمون سرعت پالس اولتراسونیک نیز نشان داد که به ازای هر ۰٫۵٪ افزایش دوز الیاف، سرعت پالس بهطور متوسط ۰٫۲۵٪ کاهش مییابد. این نتایج تاثیر محتوای الیاف بر خواص صوتی بتن را تایید میکند. اگرچه دقت آزمون اولتراسونیک به دلیل محدودیتهای ذاتی کاهش مییابد، اما این روش بهعنوان یک ابزار تکمیلی قابل اعتماد برای ارزیابی مقاومت بتن شناخته میشود. تجزیه و تحلیل XRD تشکیل فازهای کریستالی ثانویه را در نمونههای تقویتشده با الیاف پلیپروپیلن نشان داد. این فازها به پر شدن منافذ و کاهش فشار داخلی ناشی از حرارت کمک کرده و از تشکیل ترکهای مویی جلوگیری میکنند. تصاویر FE-SEM نیز تشکیل میکروکانالها در ماتریس بتن را تایید کردند که این میکروکانالها به خروج بخار رطوبت و کاهش فشار داخلی کمک میکنند.
-
Shear Strength Evaluation of Reinforced Concrete Deep Beam According to ACI, STM (Strut and Tie Model), and FEM by Numerical Analysis
1404Reinforced concrete deep beams are crucial structural components widely used in civil infrastructure because of their capacity to support heavy loads over short spans. Unlike traditional slender beams, their behavior involves complex nonlinear stress distributions and direct strut mechanisms, requiring advanced analytical and computational tools for accurate shear strength evaluation. This thesis offers a comprehensive assessment of deep beam shear strength using several approaches: The Strut- and- Tie Model (STM), Finite Element Method (FEM) via ABAQUS, ACI, and Artificial Neural Networks (ANN) implemented in WEKA. The study comprises two parts. The first part begins with an extensive literature review, followed by a detailed experimental program testing twelve reinforced concrete deep beams with varying shear span-to-depth ratios, reinforcement ratios, and concrete strengths. Analytical calculations are based on STM and FEM simulations, accounting for material nonlinearities and post-cracking behavior. Results indicate that FEM provides highly accurate predictions, especially for small to medium-sized beams, with an average prediction ratio (FEM to experimental results) of 0.92 Additionally, STM performs reliably, with an average prediction ratio (STM to experimental results) of 0.96, though it occasionally produces unconservative estimates for larger beams, as four out of twelve predictions exceeded 1. The second part involves analyzing 233 beams from literature, considering parameters such as span-to-depth ratio, shear span-to-depth ratio, concrete compressive strength, reinforcement amounts, depth-to-width ratio, and longitudinal bar diameter. Both the ACI and Neural Network (WEKA) methods were applied. The neural network's prediction of shear strength closely matched experimental results, with a coefficient of determination of 0.838, while the ACI code prediction yielded a coefficient of 0.394. This thesis concludes with a proposal for an integrated predictive framework combining the interpretability of STM, the accuracy of FEM, and the adaptability of ANN. Recommendations are made for improving design codes and guiding future research
-
ارزیابی عملکرد قاب مهاربندی مجهز به دمپر فلزی غیرفعال
1403یکی از چالشهای اصلی مهندسی عمران، طراحی بهتر سازهها برای مقاومت در برابر بارهای جانبی وارده بر سازه ناشی از زلزله و بادهای شدید و اثرات مخرب آنها میباشد. سازههای معمولی حتی اگر براساس معیارهای استاندارد رایج طراحی شده باشند، ممکن است تحت تاثیر زمینلرزههای بزرگ دچار تغییرشکلهای دائمی در اعضای سازه شوند .برای رسیدن به ساختمانهایی مقاوم و اقتصادی، باید سازههایی ساخته شوند که مقدار زیادی انرژی ناشی از زلزله را جذب و تلف کنند. از آنجایی که تعمیر و ترمیم سازههای آسیب دیده از زلزله بسیار پرهزینه و زمانبر و حتی در مواردی غیرممکن میباشد، همچنین تخریب و بازسازی مجدد ساختمانها نیز اتلاف منابع است، بنابراین پیدا کردن راهی برای بهبود عملکرد و رفتار سازه و روش بهتری برای طراحی سازهها بسیار موضوع با اهمیتی میباشد. در طول دهههای اخیر روشهای زیادی برای بهبود عملکرد سازهها تحت زلزله توسط محققان پیشنهاد و بررسی شد. از میان سیستمهای مقاوم در برابر بارهای جانبی که در طراحی ساختمانهای کوتاه و بلند مرتبه مورد استفاده قرار میگیرند، سیستم قابهای مهاربندی شده از متداولترین و کارآمدترین سیستمها هستند. کمبود ذاتی مهاربندهای معمولی، کمانش در فشار است که باعث کمانش خارج از صفحه تحت زلزلههای بزرگ میشود. این کمانش، سختی و مقاومت جانبی سازه را کاهش داده و به دنبال آن شکلپذیری سازه را نیز کاهش میدهد. زلزلههای ویرانگر منجر به متمرکز کردن محققان بر روی برخی رویکردها برای نجات عناصر اصلی سازه و موضعی کردن آسیبها به برخی عناصر خاص شده تا بتوان پاسخهای سازه را تحت زلزلههای شدید کنترل کرد. باتوجه به دغدغهی اصلی که امنیت سازهها میباشد مقاومت سیستم و شکل پذیری آن باید در برابر بارهای جانبی افزایش یابد که این رویکرد بسیار پرهزینه است و بهتر است از سیستمهای کنترل پاسخ لرزهای و دمپرهای جاذب انرژی استفاده شود. سیستمهای نوینی در این اواخر برای کنترل میزان خسارت ناشی از بارهای جانبی وارد بر سازهها توسط پژوهشگران و محققان مختلف، بررسی و پیشنهاد شده است. در این پژوهش به بررسی و ارزیابی تاثیر دمپر ویسکوالاستیک Rubber-Steel Core Damper (RSCD) بر روی عملکرد قاب مهاربندی پرداخته میشود. این میراگر فلزی مورد مطالعه را میتوان برای کاهش خسارت ناشی از زلزلههای شدید و کاهش ابعاد عناصر اصلی سازه استفاده کرد که شامل ترکیبی از هستههای فولادی و یک لایهی لاستیکی است و دارای رفتار ویسکوپلاستیک میباشد که در فاز الاستیک تحت زمینلرزههای خفیف، از خاصیت مواد ویسکوالاستیک بهره میبرد و با وارد شدن به ناحیهی پلاستیک و تسلیم شدن مصالح فولادی تحت ارتعاشات بزرگ، از خاصیت پلاستیکی خود برای اتلاف انرژیهای وارد شده به سازه استفاده میکند. سیستم توصیه شده بعد از ایجاد آسیبهای ناشی از نیروهای جانبی وارده بر سازه، قابلیت تعویض و یا تعمیر راحت بدون تمهیدات خاصی را دارند. لایهی لاستیکی دمپر، با میرایی بالا نوسانات کوچک را جذب و از بین میبرد و هستهی فولادی شکلپذیر آسیب به اعضای اصلی سازه را محدود و در هستهی فولادی متمرکز میکند و این همان انتظاری است که از کاربرد این دمپر در اتصالات قاب مهاربندی شده میرود و بدون هیچگونه نیروی انسانی اضافی امکان تعویض هستهی فولادی بعد از زلزلههای شدید وجود دارد و نیازی به تعویض کل دمپر نیست. در ادامه، در این تحقیق برای بررسی اثر حضور دمپر RSCD در سازهها با انجام تحلیل دینامیکی افزایشی بر روی دو سازه مورد مطالعه و با ترسیم منحنیهای شکست نتایج مورد نیاز را دریافت و عملکرد سازهها با هم مقایسه میشوند
-
A comparative LCA approach to evaluate the structural and environmental performances of two different structures subjected to earthquake
1403In recent years, the growing emphasis on sustainable construction has led to an increasing body of research on the life cycle assessment (LCA) of buildings. While many studies have analyzed the environmental, economic, and social impacts of buildings throughout their life cycles, limited attention has been given to the sustainability implications of earthquake-induced repair activities. These repair activities significantly influence all three pillars of sustainability by causing economic losses due to repair costs and downtime, environmental damage through resource consumption and waste generation, and social impacts such as injuries and fatalities. Assessing the expected seismic damage of buildings requires understanding their structural behavior under seismic events, as insufficient resilience can lead to substantial damage and high repair demands. To minimize these impacts, researchers have examined various structural systems, often conducting comparative studies to identify those with lower economic and environmental costs and greater structural resilience. In the Iranian construction industry, a shift from steel structures to concrete structures has been observed in recent years due to factors such as material availability, cost, and advances in construction techniques. This transition underscores the importance of assessing the sustainability of these systems. This study aims to perform a comparative analysis of steel moment frames (SMF) and concrete moment frames (CMF) under seismic conditions, focusing on their environmental and structural performance. The findings will contribute to understanding which structural system offers superior sustainability, providing insights for future construction practices in earthquake-prone regions.
-
Investigation of using a combination of Canny and Otsu image processing methods for the assessment of cracks in deteriorated reinforced concrete structures
1402The fatigue of concrete structures is related to various environmental factors and external loads such as earthquakes, wind, and other forces. The formation of cracks in concrete structures has been a significant challenge in civil engineering and has garnered considerable attention from re-searchers. Artificial intelligence has opened new horizons in estimating and predicting cracks in this context. Machine learning, facilitated by extensive databases, including crack shape, size, and the load that caused it, processes data to estimate the load that created the crack based on its shape. Specifically, crack detection begins by using standard edge detection filters with appropriate ac-curacy to extract the crack shape. This research combines manual crack detection processes with machine vision algorithms and analyzes images taken from the shear walls of two buildings at the University of Kurdistan. For this purpose, the Otsu and Canny methods are employed for crack detection. In addition, studying crack patterns and determining properties of cracks, such as length, width, and angle, using standard equations and mathematical representations of cracks, are also used to understand their nature and cause. Combining the investigated methods is ultimately ap-plied to concrete structures considered real-world examples. The results obtained from these samples provide valuable information. The analysis results for these samples show that all observed cracks result from poorly executed concrete casting processes and thermal changes.
-
برنامه ریزی نگهداری وتعمیر پل های معمول در شبکه راهها براساس مدلسازی عملکرد با استفاده از BIM
1401پل های بزرگراهی یکی از اجزای اصلی زیرساخت ها و شریان های حمل و نقل کشورها هستند. صرف زمان و هزینه زیاد و همچنین نیاز به نیروی کار زیاد برای تعمیر و نگهداری پل ها، اهمیت مدیریت زیرساخت های موجود و دوام و ماندگاری این زیرساخت را افزایش می دهد. از این رو نیاز به روشی برای ایجاد یک برنامه ریزی دقیق و کامل برای نگهداری پل ها حیاتی به نظر می رسد.. از آنجایی که بیشتر پل های ملی باید سالانه بازرسی شوند، حجم زیادی از داده های مربوطه وجود دارد که باید جمع آوری، ذخیره و تجزیه و تحلیل شوند. این مقدار داده میتواند منجر به عملکرد ضعیف در جمعآوری و ذخیرهسازی شود و همچنین میتواند بر فرآیند تصمیمگیری برای تعمیر، بازسازی و ارزیابی پل تاثیر منفی بگذارد.. ایجاد یک نمایش دیجیتال قابل اعتماد از یک ساختمان یا زیرساخت موجود برای طراحی و تصمیم گیری، برنامه ریزی، پیش بینی، مدیریت عملکرد پل و امکان به روز رسانی اطلاعات و دسترسی به پروژه ها برای ذینفعان آنها در یک محیط دیجیتال از مزایای آن است. مدل سازی اطلاعات ساختمان زمینه را برای همه طرف های درگیر در پروژه برای تصمیم گیری مناسب فراهم می کند. مدل سازی اطلاعات ساختمان (BIM) یک فناوری مدل سازی است که در دهه های اخیر توسعه یافته و به طور فزاینده ای در طراحی، ساخت و مدیریت سازه های عمرانی به کار گرفته شده است. این فناوری نمایش دیجیتالی از ویژگیهای سیستم ساخت و ساز را ارائه میکند که مبنایی قابل اعتماد برای تصمیمگیری در طول چرخه عمر پروژه ایجاد میکند و به ذینفعان زیرساخت کمک میکند تا تصمیمگیری کنند. مدلسازی اطلاعات ساختمان فرصتهای جدیدی را برای ردیابی و بهرهبرداری از اطلاعات باز میکند و اطلاعات دقیقی را برای پیشبرد اهداف ارزیابی، نگهداری و مدیریت به طور کلی در اختیار کاربران قرار میدهد.یکی از کاربردهای BIM درنگهداری پلها را میتوان استفاده از این رویکرد در تعیین وضعیت المانهای سازه ای مبتنی بر روش تحلیل ظرفیت به تقاضا برای المانهای سازهای و تاثیرنقش پایگاه داده در این امر اشاره کرد. در این پایان نامه تهیه ی مدل BIM از مطالعه ی موردی یک پل انجام شده است. به منظور بررسی و احراز شرایط سازه ای المانها و همچنین نیاز انها به تعمیر و نگهداری ، از تحلیل غیر خطی برای نمونه ی مورد بحث استفاده شده است. در پایان با توجه به نتایج به دست امده از تحلیل ، ظرفیت هر المان با توجه به شرایط موجود و نیاز پروژه مورد بحث قرار گرفته است و تصمیم برای تعمیر و نگهداری اتخاذ شده است.
-
برنامه ریزی هوشمند نگهداری زیرساخت های آب به کمک فناوری مدل سازی اطلاعات ساختمان
1400آب شیرین موجود در سطح زمین یک منبع کمیاب است. انتظار میرود که از این پس به دلیل رشد جمعیت در سراسر جهان، تعادل عرضه و تقاضای آب محدود شود. تقاضای فزاینده برای آب ناشی از رشد جمعیت و شهرنشینی جهانی در سالهای اخیر، عرضه آب را تا حد امکان تحت فشار قرار داده است. از سوی دیگر، زیرساختهای آب مانند لولهها به دلیل کهنگی رو به زوال بوده است. افزایش تقاضای آب و تمرکز جمعیت در مناطق شهری باعث افزایش بارهای زیربنایی آب میشود که موجب تخریب زیرساختها میشود. در نتیجه هزینه نگهداری یا تجدید زیرساخت افزایش خواهد یافت. از سوی دیگر، تقاضای مشتری برای آب با کیفیت بالا وجود دارد که باید با قیمت پایین عرضه شود. در این شرایط، فناوریهای جدید در زیرساختهای آب مورد نیاز است تا از منظر استفاده بهینه از منابع گرانبهای آبی جهان، توزیع آب با کیفیت بالا به کاربران را به شیوهای ایمن و مقرونبهصرفه ممکن سازد. کارکردهای سیستم مدیریت ساختار هوشمند و نظارت بر سلامت ساختاری به طور طبیعی در هم تنیده شدهاند و باید به آنها اهمیت داد. با این حال، اکثر فعالیتهای پژوهشی و عملی موجود در سیستم مدیریت ساختار هوشمند و نظارت بر سلامت ساختاری، بهصورت مجزا انجام میشوند. بنابراین، یک چارچوب یکپارچه برای پر کردن شکاف بین این دو حوزه تحقیقاتی ضروری است و این امر برای تضمین بهترین زیرساخت عمرانی پایدار بسیار مهم است. مطالعه حاضر، یک برنامه تصمیمگیری مبتنی بر ریسک را برای مدیریت زیرساخت بر اساس تحلیل قابلیت اطمینان ساختاری انجام میدهد. عملکرد احتمالی دارایی با استفاده از مدلهای مکانیکی، مدلسازی میشود که عدم قطعیت را از طریق استفاده از متغیرها یا فرآیندهای تصادفی مناسب در بر میگیرد. تکمیل موفقیتآمیز این ماموریت گامی مهم به جلو برای ایجاد انقلابی در روشهای سنتی مبتنی بر بازرسی بصری خواهد بود. در نتیجه، با ارائه ابزاری کارآمد به مدیران ساختار برای تصمیم گیری به موقع و هوشمندانه در زمینه نظارت، ارزیابی و نگهداری زیرساختهای عمرانی رو به زوال، موجب پیشرفت و کاهش هزینههای آتی خواهد شد.
-
بررسی تاثیر سطح جزئیات مدل سازی در BIM بر پاسخ سازه: مطالعه موردی ساختمان بتنی و فولادی
1400سطح جزئیات در مدلسازی اطلاعات ساختمان برای مراحل کلیدی پروژه ساخت تعریف می شود و به ذینفعان پروژه اجازه می دهد که مطابق با نیاز پروژه، میزان تبادل اطلاعات سازگار با پروژه را تعیین کنند و آن ها را قادر می سازد در مورد مراحل بعدی پروژه تصمیم بگیرند. سطح جزئیات مربوط به جزییات مولفههای مدل سازه می باشد و در مراحل پیشرفت پروژه از پایینترین سطح نمایش تقریبی (یعنی نمایش مفهومی) به بالاترین سطح نمایش (یعنی نمایش چون ساخت) تعریف می شود. در مرحله طراحی سازه ای ساختمانی به صورت سنتی، معمولا مدلی از سازه با جزییات مینیمم برای مدلسازی در نظر گرفته می شود. واضح نیست که آیا در نظر گرفتن پایین ترین سطح جزییات در طراحی سازه ای بهینه است یا خیر. هدف از انجام این تحقیق، بررسی تاثیر در نظر گرفتن سطح جزئیات مد لسازی BIM در تحلیل رفتار سازه تحت تاثیر بارهای لرزه ای است. در این مطالعه ابتدا آیین نامهها و استاندارهای مورد نیاز جهت مشخص نمودن سطوح LOD و تحلیل سازه بررسی و مقایسه شدند. مفاهیم و مدل هایی بر اساس استاندارهای موجود انتخاب شده و به عنوان مطالعه موردی مدل های ساختمانی مربوط به یک پروژه واقعی در سه سطح 200 LOD، 300 LOD و 350 LOD ایجاد و بررسی شدند. بر اساس تحلیل استاتیکی، طیفی و پوش اور نتایج مربوط به این مدل ها مقایسه گردیده و سطحLOD بهینه بر اساس پارامترهای برش پایه، منحنی ظرفیت، دریفت و دوره تناوب تعیین شد. مطابق نتایج به دست آمده در این تحقیق، پیشنهاداتی برای تحقیقات آینده ارائه گردید.
-
ارزیابی قابلیت اعتماد دیوارهای برشی بتن آرمه بر اساس تحلیل اجزا محدود تصادفی
1396تحلیل و طراحی انواع مختلف سازههای عمرانی بر اساس عملکرد و مبتنی بر نظریه ی قابلیت اعتماد، به دلیل ماهیت تصادفی پارامترهای سازه ای درچند سال اخیر به صورت گسترده مورد توجه محققان قرارگرفته است. این نظریه به عنوان شاخه ای از تئوری عمومی احتمالات، دارای چارچوبی منطقی است که با احتساب و تجزیه و تحلیل عدم قطعیت های ناشی از طبیعت آماری مسائل مهندسی با استفاده از روش های عددی، امکان ارزیابی عملکرد و ایمنی یک سیستم سازه ای را فراهم می سازد. در این میان، روش های عددی از جمله روش اجزا محدود تصادفی نقش به سزایی در مکانیک محاسباتی تصادفی دارند. این روش در واقع بسطی از روشهای اجزا محدود کلاسیک با ماهیت تصادفی می باشد که برای کمی سازی عدم قطعیت یک مسئله به کار می رود و خروجی را به صورت شاخصهای آماری همچون مقدار متوسط، انحراف معیار و توزیع احتمالاتی پاسخ بیان می کند.در این پایان نامه، قابلیت اعتماد دیوارهای برشی بتن آرمه براساس نتایج تحلیل اجزا محدود غیرخطی تصادفی تحت بارگذاری یکنواخت و دوره ای ارزیابی شده است. جهت برآورد احتمال وقوع خرابی بر اساس تحلیل اجزا محدود تصادفی روش های متفاوتی وجود دارد .در این مطالعه روش مونت کارلو به عنوان یکی از موثرترین روش ها در شبیه سازی استفاده شده است. در ارزیابی قابلیت اعتماد دیوارهای برشی، پارامترهای مرتبط با خصوصیات مصالح بتنی، میلگردهای فولادی و بارگذاری بصورت تصادفی با توزیع های احتمالاتی نرمال و غیرنرمال در نظرگرفته شده و نتایج در سطوح عملکرد ایمنی جانی و آستانه ی فروریزش بدست آمده است. همچنین ضریب کاهش مقاومت بر اساس شاخص قابلیت اعتماد بدست آمده برای دیوارهای مورد مطالعه، پیشنهاد شده است. در ادامه تحلیل حساسیت پارامترهای تصادفی به منظور بررسی میزان تاثیر پارامترهای مختلف بر روی منحنی پاسخ بارجانبی-تغییرمکان دیوارهای بتن آرمه، ارائه شده است. بر اساس نتایج بدست آمده در این پایان نامه، بیشترین میزان حساسیت منحنی پاسخ، از میان پارامترهای تصادفی، مربوط به بارگذاری است. همچنین نتایج بدست آمده نشان می دهد که حساسیت منحنی پاسخ نسبت به بار جانبی بیشتر از بار مرده و زنده می باشد.