هیمن محمدی

استادیار

تاریخ به‌روزرسانی: 1404/10/29

هیمن محمدی

علوم انسانی و اجتماعی / علوم ورزشی

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. بررسی الگوی کینماتیک مفاصل منتخب افراد دارای هایپرلوردوز و کمردرد مزمن غیر اختصاصی در حین راه رفتن
    1404
    مقدمه: کمردرد یکی از شایع ترین مشکلات سلامتی است که پس از یرما خوردگی دومین دلیل مراجعه به پزشک سومین علت جراحی و غیبت از کار محسوب می شود. عوامل مختلفی از جمله سبک زندگی ماشینی، شدن لوردوز کمری، کمبود فعالیت های ورزشی در کمردرد نقش دارند. کمردرد و هایپرلودروز کمری بر الگوی راه رفتن تاثیر می گذارند. هدف این پژوهش، بررسی کینماتیک و کوپلینگ مفاصل اندام تحتانی حین راه رفتن در افراد با کمردرد مزمن غیر اختصاصی و هایپرلوردوز کمری بود. روش شناسی: این مطالعه روی 58 مرد جوان (میانگین سنی: 26.03 سال، قد: 180.01 سانتی متر، وزن: 77.84 کیلوگرم) در چهار گروه سالم (15 نفر)، کمردردمزمن غیراختصاصی (14نفر)، هایپرلوردوز (14نفر) و کمردرد با هایپرلوردوز (15نفر) انجام شد. گروه هایپرلوردوز با زاویه بیش از 50 درجه و کمردرد مزمن غیراختصاصی با سابقه درد حداقل چهار روز در هفته طی سه ماه گذشته بدون علت پاتوآناتومیک تعریف شد. کینماتیک اندام تحتانی با استفاده از مارکرهای بازتابی و دو دوربین کاسیو در نمای ساجیتال ثبت شد. آزمودنی ها با و بدون کفش در مسیری 10 متری با سرعت دلخواه راه رفتند. یافته‌ها: در کینماتیک مچ‌پا، تفاوت معناداری در 3 – 7% ابتدایی سیکل راه رفتن بدون کفش (045/0 =p) و با کفش در 3 – 7% و 64 – 100% سیکل (001/0p<) مشاهده شد. در زانو، تفاوت معناداری در حالت بدون کفش دیده نشد، اما با کفش در گروه کمردرد در61 – 92% سیکل تفاوت وجود داشت (001/0p<). در ران، تفاوت ها در حالت بدون کفش در 50 – 59% و 94 – 100% سیکل و با کفش در 0 – 33% و 70 – 100% سیکل معنادار بود. در کوپلینگ مفاصل تغاوت خای معنا داری بین مچ پا و زانو، زانو و ران، مچ پا و ران در گروه های مختلف مشاهده شد (001/0p<). بحث و نتیجه‌گیری: هایپرلودروز و کمردرد باعث تغییرات جبرانی در کینماتیک مچ پا، زانو و ران می‌شوند. در افراد با کمردرد، دورسی فلکشن مچ پا و فلکشن زانو افزایش یافت، در حالی که اکستنشن ران کاهش داشت. کفش باعث تاخیر در پلانتار فلکشن مچ پا و افزایش فلکشن زانو شد. در کوپلینگ مفاصل، افراد با کمردرد فشار را از زانو به ران منتقل کردند، در حالی که در افراد سالم هماهنگی بیشتری بین مفاصل دیده شد. این یافته ها نشان دهنده تاثیر کمردرد و هایپرلوردوز بر الگوی راه رفتن و نیاز به مداختلات هدفمند برای بهبود کینماتیک است.
  2. تاثیر دو روش تمرینی ثبات مرکزی بر عملکرد ورزشی و مهارت تخصصی فوتبالیست‌های مرد دارای غلبه تنه
    1404
    مقدمه: ورزش فوتبال به عنوان پرطرفدارترین و محبوب ترین رشته ورزشی دنیا، نیازمند آمادگی جسمانی برای اجرای حرکات پیچیده است. علیرغم فواید جسمانی و سلامت متعدد، متاسفانه شیوع آسیب در آن فراوان است. شایع ترین محل در فوتبالیست ها مرد آسیب‌ اندام‌های تحتانی و مفاصل زانو و مچ پا می باشد، که علاوه بر دوری از ورزش حرفه ای هزینه‌های درمانی قابل توجهی را متحمل انها می کند. یکی از عوامل خطر ساز کلیدی اکثر آسیب های غیربرخوردی فوتبال، نقص کنترل عصبی-عضلانی بویژه غلبه تنه می‌باشد. شایع ترین اقدامات مداخله ای برای اصلاح غلبه تنه، انجام تمرینات ثبات مرکزی می باشد. علیرغم تاثیر این اقدامات بر کاهش خطر آسیب، تاثیر آن بر عملکرد ورزشی و مهارت تخصصی فوتبالیست ها نیازمند انجام پژوهش می باشد. لذا در پژوهش حاضر تاثیر دو روش رایج تمرینی ثبات مرکزی بر عملکرد ورزشی و مهارت تخصصی فوتبالیست‌های مرد دارای غلبه تنه مورد بررسی قرار می گیرد. روش تحقیق: پژوهش نیمه تجربی و کاربردی حاظر شامل فوتبالیست های 18 تا 24 سال باشگاه های لیگ استان بودند.گروه تمرینات تخصصی و عمومی هشت هفته تمرینات تخصصی ثبات مرکزی و تمرینات عمومی را انجام دادند.گروه کنترل نیز در این مدت به فعالیت عادی روزمره خود پرداختند.ارزیابی ها شامل فاکتور آزمون های عملکردی و فاکتور های آزمون های مهارت بودند. یافته‌ها: نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل چندمتغیره (مانوا) نشان داد که تمرینات عمومی و تخصصی ثبات مرکزی تاثیر معناداری بر عملکرد و مهارت ورزشی فوتبالیست‌های دارای نقص تنه دارند (05/0p<). در عملکرد ورزشی، بین گروه‌های تمرینی و گروه کنترل در مولفه‌های سرعت (01/0p<)، چابکی (01/0p<) و توان (01/0p<)، تفاوت معنادار مشاهده شد، اما بین تمرینات عمومی و تخصصی تنها در مولفه توان تفاوت معناداری وجود داشت (01/0p=) و در مولفه‌های سرعت (87/0p=)، چابکی (99/0p=) و تعادل (99/0p=) تفاوتی مشاهده نشد. همچنین در مولفه تعادل، تفاوتی میان هیچ‌یک از گروه‌ها مشاهده نشد (05/0p>). در مهارت‌های ورزشی نیز بین گروه‌های تمرینی و کنترل در مولفه‌های پاس (01/0p<)، شوت (01/0p<) و سرعت دریبلینگ (01/0p<) تفاوت معناداری دیده شد، ولی بین دو نوع تمرین در این مولفه‌ها تفاوت معناداری وجود نداشت (پاس: 95/0p=، شوت: 91/0p=، سرعت دریبلینگ: 71/0p=). نتیجه گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر انجام تمرینات ثبات مرکزی بهبود معنی‌داری عملکرد ورزشی (چابکی، سرعت و توان) و مهارت ورزشی(پاس، شوت و دریبل ) فوتبالیست‌ های دارای نقص تنه را به همراه دارد .بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که ترکیب تمرینات ثبات مرکزی در برنامه‌های تمرینی فوتبالیست‌ها، می‌تواند منجر به بهبود عملکرد و مهارت کلی آنان گردد.
  3. ارتباط خطر آسیب با مهارت و عملکرد ورزشی بدمینتون بازها
    1404
    بدمینتون به عنوان یکی از ورزش‌های پرتحرک و رقابتی، نیازمند سطوح بالایی از آمادگی جسمانی، مهارت‌های فنی و عملکرد حرکتی است. با این حال، شیوع بالای آسیب‌های ورزشی در این رشته، به ویژه در اندام تحتانی و فوقانی، می‌تواند بر عملکرد و مهارت بازیکنان تاثیر منفی بگذارد. هدف این پژوهش، بررسی ارتباط خطر آسیب با مهارت، عملکرد و آمادگی جسمانی در بدمینتون‌بازان بود. جامعه آماری شامل بدمینتون‌بازان دختر و پسر رده سنی ۱۲-۲۵ سال با حداقل سه سال سابقه فعالیت منظم و عنوان قهرمانی استانی یا کشوری بود. نمونه پژوهش ۵۰ نفر (۲۵ دختر و ۲۵ پسر) بودند که بر اساس امتیاز آزمون غربالگری حرکتی عملکردی (FMS) به دو گروه سالم (امتیاز ≥۱۴) و مستعد آسیب (امتیاز ≤۱۳) تقسیم شدند. ابزارهای اندازه‌گیری شامل آزمون‌های مهارتی (سرویس بلند، نت، لاب)، عملکردی (ثبات مرکزی، تعادل اندام فوقانی و تحتانی) و آمادگی جسمانی (پرتاب توپ، طناب‌زدن، دویدن ۱۵۰۰ متر، دویدن رفت‌وبرگشت ۶×۲۰ متر، پرش طول) بودند. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون ANOVA یک‌طرفه تحلیل شدند. نتایج نشان داد که در مهارت‌ها هیچ تفاوت معناداری بین گروه‌ها وجود ندارد (05/0p>). در عملکرد، تفاوت معنادار تنها در ثبات مرکزی مشاهده شد (03/0 = p)، به طوری که دختران مستعد آسیب ثبات مرکزی ضعیف‌تری نسبت به دختران و پسران سالم داشتند. در آمادگی جسمانی، تفاوت‌های معنادار در طناب‌زدن (02/0 = p)، دویدن ۱۵۰۰ متر (01/0 = p) و پرش طول (01/0 = p) وجود داشت، اما در پرتاب و دویدن رفت‌وبرگشت تفاوتی مشاهده نشد (05/0p>). این یافته‌ها نشان می‌دهد که خطر آسیب بیشتر بر آمادگی جسمانی و برخی جنبه‌های عملکردی تاثیر می‌گذارد، اما مهارت‌های فنی کمتر تحت تاثیر قرار می‌گیرد. پیشنهاد می‌شود برنامه‌های پیشگیرانه بر بهبود ثبات مرکزی و آمادگی جسمانی تمرکز کنند تا عملکرد کلی بازیکنان حفظ شود.
  4. تاثیر کفی طراحی جدید بر کینماتیک فرود _ پرش ورزشکاران زانو پرانتزی
    1403
    مقدمه و هدف: یکی از ناهنجاری‌های شایع در میان ورزشکاران رشته‌های، فوتبال، والیبال و بسکتبال زانو پرانتزی می‌باشد اخیرا کفی با طراحی جدید جهت اصلاح این ناهنجاری‌ها و عوارض آن معرفی شده است؛ لذا هدف از تحقیق حاضر برسی اثر کفی طراحی جدید بر خطای فرود و کینماتیک اندام تحتانی بازیکنان دارای ناهنجاری زانو پرانتزی در رشته‌های فوتبال، والیبال و بسکتبال بوده روش‌شناسی: آزمودنی‌های مطالعه حاضر شامل 24 ورزشکار دارای زانو پرانتزی در رشته‌های فوتبال، والیبال و بسکتبال با میانگین سنی ( 2/1±04/14)، BMI (97/77±1/17)، درجه واروس (74/1±89/6-) و سابقه ورزشی (05/08±1/4) بوده که برای ارزیابی خطای فرود و کینماتیک از آزمون سیستم امتیاز دهی خطای فرود هنگام استفاده از سه نوع کفی (طراحی جدید، ساده و شخصی) استفاده شده و با استفاده از نرم‌افزار کینوا زوایای واروس و فلکشن ران، تنه و زانو در دو فاز تماس اولیه و حداکثر فلکشن محاسبه و میزان خطای فرود ثبت شد. در نهایت برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون آنالیز واریانس دو طرفه و آزمون تعقیبیLSD در سطح معنی داری 05/0 استفاده شد. نتایج: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که کفی جدید باعث تغییر در امتیاز آزمون خطای فرود و کینماتیک اندام تحتانی ورزشکاران نوجوان دارای زانو پرانتزی در رشته‌های فوتبال، والیبال و بسکتبال می‌شود. در رشته بسکتبال خطای فرود 44% بیشتر از فوتبال و 22% بیشتر از والیبال می‌باشد. در لحظه تماس اولیه فلکشن تنه در در فوتبال 37% و در بسکتبال 72% بیشتر از والیبال، فلکشن ران در فوتبال 23% و در والیبال 24% بیشتر از بسکتبال، فلکشن زانو در فوتبال 20% درصد بیشتر از بسکتبال و درجه واروس در بسکتبال 36% بیشتر از والیبال است. همچنین در لحظه حداکثر فلکشن، فلکشن تنه در فوتبال 49% و در بسکتبال 55% بیشتر از والیبال، فلکشن ران در فوتبال 10% و در والیبال 15% بیشتر از بسکتبال، فلکشن زانو در فوتبال 13% و در والیبال 11% بیشتر از بسکتبال است به عبارتی بسکتبالیست‌ها نسبت به فوتبالیست‌ها و والیبالیست‌ها فرود سخت‌تری را در هر دو لحظه تماس اولیه و حداکثر فلکشن دارند، همچنین کفی جدید نسبت به کفی معولی 61% و نسبت به کفی شخصی 62% خطای فرود را کاهش می‌دهد. بطوری که در لحظه تماس اولیه افزایش 43% و 47% فلکشن تنه نسبت به کفی ساده و کفی شخصی، افزایش 27% و 21% فلکشن ران نسبت به کفی ساده و شخصی، افزایش 43% و 33% فلکشن زانو نسبت به کفی ساد و شخصی را ایجاد می‌کند و در لحظه حداکثر فلکشن، افزایش 7% و 10% نسبت به کفی ساده و شخصی را ایجاد می‌کند. بحث و نتیجه‌گیری: به دلیل اینکه کفی طراحی جدید باعث کاهش امتیاز آزمون خطای فرود، افزایش فلکشن مفاصل در هنگام فرود و کاهش درجه واروس اولیه می‌شود، لذا به ورزشکاران دارای زانو پرانتزی توصیه می‌شود حین فعالیت‌های ورزشی از این کفی‌ها استفاده کنند؛ زیرا با اصلاح کینماتیک اندام تحتانی می‌تواند در کاهش خطر آسیب‌های غیر برخوردی اندام تحتانی موثر باشد. همچنین بسکتبالیست‌ها نسبت به فوتبالیست‌ها و والیبالیست‌ها فرود سخت‌تری را تجربه می‌کنند و لازم است اقدامات مداخله‌ای برای آن‌ها بصورت آموزش فرودهای نرم‌تر انجام شود.
  5. تاثیر کینزیوتیپ بر عملکرد و الگوی فعال‌سازی عضلات منتخب اندام تحتانی دختران والیبالیست دارای مچ پای ناپایدار مزمن در طی اسپک
    1403
    هدف: شایع‌ترین آسیب در والیبال اسپرین مچ پا با 32 درصد است. در فعالیت های ورزشی مشابه خانم ها بیشتر دچار این آسیب می‌شوند. در والیبال اکثر آسیب‌ها در هنگام دفاع کردن و فرود روی پای هم تیمی یا در زمان حمله، هنگام فرود روی پای حریف روی می دهد. مکانیسم آسیب لیگامان جانبی مچ پا اغلب بر اثر سوپینیشن بیش‌ از ‌حد است و این آسیب باعث تغییر کینماتیک و الگوی فعالیت عضلانی می شود. استفاده از بانداژ حمایتی (کینزیوتیپ و تیپ) یک مداخله‌ی رایج در آسیب اسپرین لیگامان جانبی مچ پا می باشد، اما تاثیر آن در شرایط واقعی طی اسپک والیبال بررسی نشده است لذا در تحقیق حاضر تاثیر کینزیوتیپ در شرایط واقعی بر الگوی فعالیت عضلات و کینماتیک اندام تحتانی بررسی گردید. روش‌شناسی تحقیق: پژوهش نیمه تجربی حاضر یک کارآزمایی بالینی بود که به صورت بدون کینزیوتیپ، با کینزیوتیپ و در حالت پلاسیبو انجام شد. جامعه آماری شامل 14 دختر والیبالیست دارای ناپایداری مزمن مچ پا (سن 1.30± 19 سال، قد 5.74 ±169.71 سانتیمتر، وزن 7.56±61.86 کیلوگرم، شاخص توده بدنی 2.01 ±21.43 و سابقه ورزشی1.66 ±7 سال، نمره پرسشنامه کامبرلند 2.84±19.71) بود. جهت ارزیابی ناپایداری مزمن مچ پا از پرسشنامه کامبرلند و تست چرخش قاپ و کشویی قدامی استفاده شد. جهت اعمال کینزیوتیپ از سه عدد کینزیوتیپ مشکی (I شکل از قوزک خارجی تا قوزک داخلی)، کینزیوتیپ قرمز (بلندتر و به حالت Y در قسمت جانبی و در امتداد ساق پا) و کینزیوتیپ آبی (کوتاه Y از قسمت پشت پاشنه تا شست پا) استفاده شد. داده های کینماتیک و الگوی فعالیت عضلانی اندام تحتانی در حین اسپک واقعی والیبال توسط دوربین و EMG ثبت گردید. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار متلب بصورت تایم سری با استفاده از آنالیز واریانس یک‌طرفه انجام شد. نتایج: نتایج تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد که در حین اجرای اسپک والیبال در وضعیت‌های مختلف (پلاسیبو، بدون و با کینزیوتیپ تفاوت معنی‌داری در زاویه حرکتی پلانتارفلکشن/دورسی فلکشن مچ پا، فلکشن و اکستنشن زانو و ران در فازهای مختلف (قبل پرش، پرش، قبل فرود و فرود) و همچنین فعالیت الکتریکی عضلات اندام تحتانی (راست‌ رانی، پهن داخلی، دو سر رانی، نیمه غشائی، دوقلو داخلی، نازک‌نی بلند، درشت‌نی قدامی) دختران والیبالیست، وجود ندارد. نتیجه‌گیری: از یک طرف در پیشینه پژوهش ها بیان شده است که استفاده از کینزیوتیپ در پیشگیری از آسیب و بهبود عملکرد ورزشی موثر است و از طرف دیگر نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در شرایط واقعی والیبال استفاده از کینزیوتیپ تغییر معنی داری در کینماتیک مفاصل مچ پا، زانو و ران و همچنین فعالیت الکتریکی عضلات اندام تحتانی ایجاد نمی کند. لذا بر دختران والیبالیست داری مچ پای ناپایدار مزمن استفاده از آن توصیه می شود.
  6. تاثیر ارتز حمایتی بر کیفیت زندگی، کیفیت خواب و رفتار بی‌تحرک سالمندان دارای هایپرکایفوز پشتی
    1403
    هدف: هایپرکایفوز پشتی یکی از شایع‌ترین بدراستایی ها در سالمندان است. اگر چه تحقیقات متعددی در خصوص اصلاح هایپرکایفوز پشتی با استفاده از ارتز حمایتی صورت‌گرفته است. اما به نظر می‌رسد تاثیر ارتز حمایتی بر کیفیت زندگی، کیفیت خواب و رفتار بی‌تحرک مورد بررس قرار نگرفته است؛ لذا در پژوهش حاضر تاثیر اعمال ۷۲ ساعت ارتز حمایتی بر پارامترهای ماکرو راه‌رفتن، میکرو راه‌رفتن، کیفیت خواب و رفتار بی‌تحرک سالمندان دارای هایپرکایفوز پشتی مورد بررسی قرار گرفت. روش‌شناسی پژوهش: پژوهش حاضر شامل تعداد ۱۶ سالمند دارای هایپرکایفوز پشتی بود. این پژوهش با استفاده از سنسور شتاب‌سنج axivity ax6 و متصل‌کردن روی مهره پنجم کمری به‌صورت تصادفی در دو وضعیت (با و بدون ارتز حمایتی) و در هر وضعیت به مدت سه شبانه‌روز (72 ساعت) صورت گرفت. نتایج بدست آمده از سنسور پس از تحلیل از طریق الگوریتم توسعه یافته مقایسه شد. یافته‌ها: نتایج آزمون تی همبسته نشان داد استفاده از ارتز حمایتی در سالمندان دارای هایپرکایفوز پشتی، باعث بهبود معنی‌دار شاخص‌های ماکرو راه‌رفتن، میکرو راه‌رفتن، رفتار بی‌تحرک و کیفیت خواب می‌شود. اعمال ارتز افزایش 15 درصدی مدت‌زمان پیاده‌روی روزانه(p=0.05)، 17 درصدی تعداد گام‌ها (p=0.04)و 17.5 درصدی مدت‌زمان هر دوره پیاده‌روی(p=0.01)، و همچنین کاهش 8 درصدی عدم تقارن راه‌رفتن(p=0.05)، افزایش 19 درصدی مدت‌زمان تحرک (p=0.01)و کاهش 9 درصدی بی‌تحرکی (p=0.01)و بهبود 24 درصدی منظم بودن خواب(p=0.03) را به همراه داشت. نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که استفاده از ارتز حمایتی در سالمندان دارای هایپرکایفوز پشتی به بهبود فعالیت‌های روزانه و کیفیت زندگی آن‌ها منجر می‌شود. این ارتز با افزایش تعداد گام‌ها، مدت‌زمان پیاده‌روی و بهبود تقارن گام‌ها، میزان پیاده‌روی روزانه را افزایش داده و با کاهش نشستن و درازکشیدن، بی‌تحرکی را کاهش می‌دهد و به بهبود کیفیت خواب کمک می‌کند؛ بنابراین، ارتز حمایتی می‌تواند به‌عنوان ابزاری موثر برای بهبود سلامت و افزایش پارامترهای ماکرو راه‌رفتن سالمندان دارای هایپرکایفوز پشتی مورداستفاده قرار گیرد.
  7. ارتباط بین ثبات مرکزی و ثبات عملکردی با درد و ناتوانی مفصل شانه‌ در دانشجویان پسر ژیمناستیک‌کار دانشگاه گرمیان
    1403
    پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین ثبات مرکزی و ثبات عملکردی با درد و ناتوانی مفصل شانه‌ی دانشجویان پسر ژیمناستیک‌کار دانشگاه گرمیان انجام شد. برای انجام پژوهش در ابتدا بر اساس نتایج پرسشنامه درد و ناتوانی شانه (امتیاز بزرگ‌تر از 25 به عنوان ناتوانی مفصل شانه، و امتیاز کمتر از 10 بعنوان شانه سالم)، و معیارهای ورود به پژوهش از میان دانشجویان ژیمناست‌های داوطلب ، بر اساس تحقیقات مشابه، تعداد 28 دانشجوی ژیمناست در دو گروه مساوی (۱۴) دانشجو در گروه آسیب دیده و (۱۴) دانشجو در گروه سالم بعنوان آزمودنی انتخاب شد. و پس از امضای فرم رضایت نامه در پژوهش شرکت نمودند پس از هماهنگی اولیه ارزیابی‌ها طی دو جلسه برگزار شد. در جلسه اول علاوه بر ارزیابی‌های انتروپومتریک شامل قد، وزن ، طول دست و طول پا، از یک ژیمناست سالم خواسته شد تا آزمون‌های ثبات مرکزی و عملکردی را بصورت آزمایشی انجام دهد و سپس ارزیابی های ثبات مرکزی صورت گرفت. در طی جلسه دوم پس از گرم کردن هر چهار آزمون (ثبات پای برتر، ثبات پای غیر برتر، ثبات شانه سالم، ثبات شانه غیرسالم) تصادفی صورت گرفت. ترتیب اجرای آزمون‌ها در هر دو جلسه بصورت تصادفی بود. نتایج تمامی ازمون‌ها به دقت ثبت و پس از بررسی طبیعی بودن توزیع داده‌ها با استفاده از آزمون کلموگروف – اسمیرنف و همگنی واریانس‌ها با استفاده از آزمون لوین، جهت بررسی ارتباط مرکزی و ثبات عملکردی با درد و ناتوانی مفصل شانه از آزمون‌های تی مستقل و همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر در زمینه ارتباط ثبات مرکزی و ثبات عملکردی با درد، ناتوانی عمومی و ورزشی شانه بیانگر تفاوت معنی دار شاخص کلی ثبات مرکزی(0.01=P ، 65.24 امتیازی)، ثبات شانه سالم (0.01=P، 41.58 امتیازی)، ثبات شانه غیرسالم،(0.01=P، 40.72 امتیازی)، ثبات پای برتر (0.01=P، 37.37 امتیازی)، و ثبات پای غیربرتر (0.01=P، 31.58 امتیازی) ، در دانشجویان ژیمناست دارای شانه سالم و شانه غیرسالم بود. همچنین همبستگی معنی داری (01/0) بین شاخص کلی ثبات مرکزی با درد (ضریب 95/0-)، با ناتوانی عمومی (96/0-)، و با ناتوانی ورزشی (93/0-)، بین شاخص کلی ثبات پای برتر با درد (ضریب 96/0-)، با ناتوانی عمومی (95/0-)، و با ناتوانی ورزشی (94/0-) ، بین شاخص کلی ثبات پای غیربرتر با درد (ضریب 88/0-)، با ناتوانی عمومی (89/0-)، و با ناتوانی ورزشی (87/0-)، بین شاخص کلی ثبات شانه سالم با درد (ضریب 95/0-)، با ناتوانی عمومی (94/0-)، و با ناتوانی ورزشی (91/0-) ، بین شاخص کلی ثبات شانه غیرسالم با درد (ضریب 94/0-)، با ناتوانی عمومی (93/0-)، و با ناتوانی ورزشی (98/0-)، بین شاخص کلی ثبات مرکزی با ثبات پای برتر (ضریب 97/0)، ثبات پای غیربرتر (88/0)، و ثبات شانه غیرسالم (ضریب 95/0)، و ثبات شانه سالم(96/0) مشاهده شد. بنظر می‌رسد در سیستم حرکتی انسان که مانند یک زنجیره متصل به یکدیگر عمل می‌نماید، آسیب و ناتوانی در یک بخش از زنجیره می‌تواند بر عملکرد سایر بخش‌ها تاثیر بگذارد و بالعکس. لذا توصیه می‌شود در برنامه‌های توانبخشی و پیشگیری از آسیب در یک سگمنت از بدن ،بعنوان مثال آسیب های شانه، تمرین و بازتوانی سایر سگمنت‌های بدن(مثل ناحیه مرکزی، ثبات عملکردی پاها و حتی ثبات عملکردی دست سالم) گنجانده شود.
  8. تاثیر تمرینات اکسنتریک در خانه بر خطرآسیب همسترینگ و عملکرد ورزشی دونده‌های‌سرعتی
    1403
    هدف: آسیب همسترینگ یکی از شایع ترین آسیب های دونده ها است. اگر چه تحقیقات متعددی در خصوص اصلاح عامل خطر ساز کلیدی این آسیب،که کوتاهی و سفتی همسترینگ است،صورت گرفته است.اما به نظر می رسد تاثیر تمرینات اکسنتریک در خانه بر رفع این عامل خطر ساز و عملکرد ورزشی صورت نگرفته است لذا در پژوهش حاضر تاثیر انجام ۱۲ جلسه تمرینات اکسنتریک در خانه بر کوتاهی و سفتی همسترینگ و عملکرد ورزشی دونده های سرعتی مورد بررسی قرار گرفت. روش شناسی پژوهش: آزمودنی های پژوهش حاضر شامل تعداد ۳۲ دانشجوی دونده سرعت در دو گروه ۱۶ نفره تمرین و کنترل بود.درهر گروه ۸ ورزشکار دارای کوتاهی و سفتی همسترینگ و ۸ ورزشکار بدون سفتی همسترینگ بصورت تصادفی قرار گرفت؛گروه تمرین به مدت ۴ هفته تمرینات اکسنتریک در خانه را انجام دادند.ارزیابی های پیش و پس آزمون شامل ارزیابی خطر آسیب(زاویه بالا اوردن مستقیم پاها،زاویه پوپلیتئال،سفتی درک شده)و ارزیابی عملکرد ورزشی (رکوردها دویدن ۱۰۰و۶۰ متر و پرش ارتفاع) بود. یافته ها: آنالیز کوواریانس نشان داد که انجام چهار هفته تمرینات اکسنتریک در خانه بهبود معنی دار(۰۱/۰) هر سه عامل خطر ساز آسیب همسترینگ و به عبارتی زاویه بالا آوردن پاها از 62/70 به ۳/۷۶ و بهبود ۸ درصدی ، زاویه پوپلیتال از 41/155 به ۴۹/۱۶۳ و بهبود ۵ درصدی ، سفتی درک شده 72/2 به ۹۹/۰ و بهبود ۶۲ درصدی را به همراه دارد. همچنین، انجام این تمرینات بهبود معنی دار(۰۱/۰) رکورد دویدن ۱۰۰ متر از ۹۶/۱۲ به ۶۲/۱۲ و بهبود ۲.۶ درصدی ، رکورد دویدن ۶۰ متر از ۱۰/۷ به ۶۹/۶ و بهبود ۵.۷ درصدی را به همراه دارد ، اما تاثیر معنی داری بر رکورد پرش سارجنت نداشت. نتیجه گیری: تمرینات اکسنتریک در خانه علاوه بر اینکه باعث بهبود معنی دار انعطاف پذیری همسترینگ و رفع سفتی آن می شود می تواند باعث بهبود معنی دار رکورد دویدن سرعت شود. اگرچه از لحاظ آماری تغییرات توان انفجاری معنی دار نبود، اما تاثیر این تمرینات بر توان انفجاری نیز مثبت بود.همچنین این تمرینات با تعدیل عامل خطر سازی کلیدی آسیب همسترینگ می تواند در کاهش خطر شایع ترین آسیب عضلانی رشته دوومیدانی سرعت نیز موثر باشد و آسیب های ناشی از کوتاهی همسترینگ، و سفتی این عضله را در این رشته ها به حداقل کاهش دهد.
  9. تاثیر بانداژ حمایتی بر عملکرد ورزشی و تکنیک فرود پسران بسکتبالیست دارای کف پا صاف در شرایط خستگی عملکردی
    1402
    مقدمه: کف پای صاف به عنوان شایع‌ترین بدراستایی در میان بسکتبالیست‌ها شناسایی شده است که می‌تواند به نحوی مولفه‌های عملکرد، مهارت و تکنیک فرود ورزشکاران را تحث تاثیر قرار دهد و اغلب به عنوان یک عامل اصلی در بسیاری از اسیب‌های اندام تحتانی از جمله اسیب‌های تاندونی-لیگامانی بیان می‌شود. علاوه بر این شرکت در ورزش پرتنش بسکتبال که نیازمند فعالیت‌های جسمانی شدید است و در معرض خستگی قرار گرفتن موجب افزایش ریسک اسیب دیدگی و افت در مولفه‌های عملکرد، مهارت و تکنیک فرود می‌شود. تاکنون تاثیر بانداژ بر بهبود قوس کف پایی و بهبود عملکرد، مهارت و تکنیک فرود ثابت شده است اما تاثیر این مداخله اصلاحی بر فاکتورهای عملکرد، مهارت و تکنیک فرود در شرایط واقعی(خستگی عملکردی) بررسی نشده است. هدف از پژوهش حاضر تاثیر بانداژ لودای و کینزیوتیپ ناویکولار اسلینگ بر عملکرد، مهارت و تکنیک فرود پسران بسکتبالیست دارای کف پای صاف در شرایط خستگی عملکردی می‌باشد. روش تحقیق: افراد مورد مطالعه شامل 12 مرد بسکتبالیست 18 تا 25 سال دارای کف پای صاف که بصورت هدفمند و از میان داوطلبان بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند. میزان قوس کف پایی ازمودنی‌ها توسط شاخص استاهلی سنجیده شد و پس از ارزیابی‌های انتروپومتری بانداژ لودای و کینزیوتیپ ناویکولار اسلینگ اعمال و ازمون‌های عملکرد(تعادل وای، سرعت 20 متر، توان سارجنت، چابکی تی تعدیل‌شده)، مهارت(پرتاب ازاد، منطقه‌ای و لی‌اپ) و تکنیک فرود(سیستم امتیازدهی خطای فرود) سنجیده شدند. سپس در مرحله‌ی بعد پروتکل خستگی ویژه بسکتبال اعمال شد و مجددا ارزیابی‌ها صورت گرفت. یافته‌ها: اطلاعات بدست امده در قالب امار توصیفی و استنباطی در نرم افزار spss نسخه 21مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. باتوجه به نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل اماری بانداژ حمایتی نسبت به عدم بانداژ باعث افزایش معنی دار تعادل پویا در شرایط عدم خستگی (0.01=P ، 2.3 امتیازی)، و خستگی (0.03=P ، افزایش 1.81 امتیازی) می‌شود. همچنین خستگی عملکردی نسبت به عدم خستگی باعث، کاهش معنی‌دار تعادل پویا در وضعیت‌های عدم بانداژ (0.01=P، 72/2 امتیازی)، و بانداژ حمایتی (0.01=P، 3.21 امتیازی) می‌شود. به علاوه خستگی عملکردی نسبت به عدم خستگی باعث افزایش معنی‌دار (0.01=P) رکورد دویدن 20 متر سرعت در وضعیت‌های بدون بانداژ (49/0 ثانیه) ، بانداژ حمایتی (60/0 ثانیه)، و کینزیوتیپ (48/0 ثانیه) می‌شود. خستگی عملکردی نسبت به عدم خستگی باعث کاهش معنی‌دار رکورد پرش عمودی(0.01=P و 75/3 سانتی‌متری) در وضعیت عدم بانداژ، می‌شود. خستگی عملکردی نسبت به عدم خستگی باعث افزایش معنی‌دار رکورد چابکی (0.04=P و 68/0 ثانیه‌ای) در وضعیت بانداژ حمایتی می‌شود. یافته‌های پژوهش در زمینه تغییرات مهارت در وضعیت‌های مختلف نشان داد که خستگی عملکردی نسبت به عدم خستگی باعث کاهش معنی‌دار (0.01=P)، امتیاز پرتاب ازاد در وضعیت‌های عدم بانداژ (2 امتیازی)، بانداژحمایتی(1.66 امتیازی)، و کینزیوتیپ (1.91 امتیازی) ، کاهش معنی‌دار (0.01=P)، امتیاز پرتاب منطقه ای در وضعیت عدم بانداژ (41/1 امتیازی) ، و کاهش معنی‌دار (0.01=P)، امتیاز پرتاب لی اپ در وضعیت‌های عدم بانداژ (83/1 امتیازی)، و بانداژ حمایتی (2 امتیازی) می‌شود. همچنین نتایج پژوهش حاضر در زمینه خطای فرود نشان داد که تفاوت معنی‌داری بین نمرات سیستم امتیازدهی خطای فرود در وضعیت‌های مختلف (عدم بانداژ، بانداژ حمایتی و کینزیوتیپ) وجود ندارد. نتیجه گیری: می‌توان نتیجه گرفت که خستگی عملکردی کاهش تمام مولفه‌های عملکرد و مهارت را به همراه دارد و استفاده از بانداژ حمایتی وکینزیوتیپ علاه بر بهبود قوس کف پایی باعث بهبود در عملکرد و مهارت بسکتبالیست‌ها در شرایط با و بدون خستگی می‌شود.
  10. تاثیر تمرینات اسپرت متریک تخصصی بر کینماتیک فرود و عملکرد دختران بسکتبالیست دبیرستانی دارای جابجایی داخلی زانو
    1401
    یکی از دلایل اصلی افزایش میزان بروز آسیب اندام تحتانی نسبت به اندام فوقانی و تنه، آسیب لیگامان صلیبی قدامی است. وضعیت جابجایی داخلی یا ابداکشن زانو در حین فرود، عامل خطرساز کلیدی آسیب لیگامان صلیبی قدامی زانو محسوب می شود. در پژوهش حاضر تاثیر تمرینات اسپرت متریک تخصصی بر الگوی فرود و عملکرد ورزشی دختران بسکتبالیست دبیرستانی دارای جابجایی داخلی زانو بررسی شد. جامعه آماری پژوهش نیمه تجربی حاضر دختران بسکتبالیست‌ 17-14 ساله شهرستان بوکان بود از بین آنها تعداد 30 ورزشکار دارای جابجایی داخلی زانو بصورت تصادفی و با استفاده از آزمون غربالگری اسکات جفت پا انتخاب شدند. پس از انجام پیش آزمون، ورزشکاران را به صورت تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل 15 نفر، قرار گرفتند. سپس گروه تمرین به مدت 18 جلسه پروتکل اسپرمتریک را اجرا نمودند و گروه کنترل با مدت زمان مشابه به انجام تمرینات خود ادامه دادند. پس از 18 جلسه پس آزمون، با شرایط مشابه پیش آزمون انجام شد. داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 و تحلیل کوواریانس ، آزمون شاپیروویلیک و آزمون لون در سطح معنی داری 95% و میزان آلفا کوچکتر یا مساوی با 05/0 بررسی شد. نتایج آزمون کوواریانس نشان داد که انجام یک دوره تمرینات اسپرمتریک تخصصی بسکتبالیست‌ها تاثیر معنی داری بر جابه جایی داخلی زانو ، خطای فرود، سرعت، توان ، چابکی و تعادل پویا دارد.(p<./05) به به عبارتی پژوهش حاضر نشان داد که انجام 18 هفته تمرینات پروتکل اسپرمتریک علاوه بر بهبودی معنی دار خطای فرود و جابجایی داخلی زانو، عملکرد ورزشی را نیز بهبود می‌بخشد. لذا انجام آن به دختران بسکتبالیست دارای جابجایی داخلی زانو پیشنهاد می‌‌شود.
  11. تاثیر تمرینات گرم کردن پیشگیری از آسیب فیفا11+ بر عملکرد ورزشی و آزمون های تخصصی فوتبالیست های مرد حرفه ای
    1401
    مقدمه: بروز زیاد آسیب‌های ورزشی در فوتبال، نظر محققان را به سوی ارائه راهکارهای پیشگیری از وقوع آسیب‌های ورزشی به وسیله معرفی برنامه‌های گرم‌کردن سوق داده است. فیفا نیز، در صدد بسط و توسعۀ یک برنامۀ جامع گرم‌کردن برای پیشگیری از آسیب‌ها تحت عنوان برنامه جامع گرم کردن فیفا 11+ است. امروزه، علی رغم استفاده گسترده از این برنامه در سراسر جهان با هدف پیشگیری از آسیب، پژوهش‌های اندکی به صورت همزمان تاثیر تمرینات فیفا 11+ بر عملکرد ورزشی و آزمون‌های تخصصی بازیکنان فوتبال بررسی کرده‌اند. بنابراین در پژوهش حاضر، تاثیر این مداخله تمرینی بر عملکرد ورزشی و آزمون‌های تخصصی در فوتبالیست‌های مرد حرفه‌ای بررسی شد. روش تحقیق: پژوهش نیمه تجربی حاضر شامل فوتبالیست‌های جوان شاغل در لیگ فوتبال کشور بوده .گروه تمرین به صورت هشت هفته در تمرینات گرم کردن پیشگیری از آسیب فیفا11+مشارکت نمودند و گروه کنترل به تمرینات معمول خود با مدت زمان مشابه گروه تمرین پرداختند. و ارزیابی ها شامل چهار آزمون فاکتور عملکردی و چهار آزمون مهارت تخصصی می باشد. یافته‌ها: بر اساس نتایج آنالیز واریانس با اندازه‌گیری‌ مکرر انجام مداخله تمرینی حاضر باعث بهبود معناداری تعادل(01/0=p)، چابکی(04/0=p)، توان(02/0=p)، سرعت(036/0=p) و سرعت مهارت شوت(04/0=p) می‌شود. اما تغییر معناداری در در متغیرهای سرعت دریبلینگ(9/0=p)، مهارت دریبلینگ(99/0=p)، مهارت پاس لاب(91/0=p) و دقت شوت(54/0=p) حاصل نشد. نتیجه گیری: بر اساس یافته‌های این پژوهش تاثیر برنامه تمرینی جامع گرم کردن فیفا11+بر عملکرد ورزشی بیشتر از مهارت‌های تخصصی است. بنابراین در برنامۀ گرم‌کردن ارائه شده توسط فیفا، افزودن و یا جایگزینی عناصر حرکتی مشابه مهارت‌های تخصصی ورزشی فوتبال نظیر کار با توپ به‌جای تمرینات رایج فیفا11+ می‌تواند ارتقاء تاثیر تمرینات یاد شده بر روی مهارت‌های تخصصی فوتبالیست‌ها را به همراه داشته باشد.
  12. تاثیرتمرینا ت عصبی عضالنی ویژه بر تکنیک فرود و عملکرد والیبالستهای دختر دارای نقص ولگوس زانو
    1401
    مقدمه: ولگوس پویای زانو در فرود _پرش راستای غیر طبیعی را به همراه دارد که به عنوان مهمترین عوامل خطرساز کلیدی در دختران شناخته شده است که جدیترین آسیب والیبال به عنوان یک ورزش المپیکی که بیش از 200 میلیون والیبالیست است، محسوب میشود. روششناسی تحقیق: پژوهش حاضر، پژوهشی نیمه تجربی با طرح پیشآزمون و پس- آزمون می باشد. جامعه آماری شامل ۳0 دختر والیبالیست )سن 20/8۳±2/22 سال، قد 168/16±6/47 سانتیمتر، وزن 59/1۳± 7/4 کیلوگرم، شاخص توده بدنی 20/8۳±1/52 وسابقه ورزشی 5/46±1/8 سال( بود که به طور تصادفی به دو گروه تمرین )15نفر( و کنترل )15نفر( تقسیم بندی شد. جهت غربالگری ولگوس پویای زانو آزمون اسکات جفت پا، ارزیابی تکنیک فرود آزمون سیستم امتیازدهی خطای فرود، ارزیابی ثبات مرکزی آزمون مک گیل، ارزیابی تعادل پویا آزمون وای، ارزیابی چابکی آزمون تی، ارزیابی سرعت آزمون 20 یارد و ارزیابی توان آزمون پرش عمودی سارجنت استفاده شد. گروه تمرین به مدت شش هفته، هفتهای سه جلسه و هرجلسه حدود60 الی 90 دقیقه در پروتکل تمرینی مشارکت نمودند و گروه کنترل با مدت زمان مشابه گروه تمرین به اجرای تمرینات عادی خود پرداختند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS ورژن 25 و آزمون آنکووا در سطح 0/05≤ p استفاده شد. نتایج: نتایج تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمون کواریانس نشان داد که انجام این تمرینات باعث کاهش معنی دار )0/01=p)، ولگوس پویای زانو )از 2۳/1۳ به 7/86( و خطای فرود )از17/46 به 7/6( و همچنین بهبود معنیدارثبات مرکزی از 42/75 به 48/14 )0/01=p)، سرعت از 4/25 به 4/18 )0/0۳=p)، توان از ۳0/4 به ۳4/00 )0/01=p)، چابکی از 11/۳2 به 10/87 )0/01=p )شده است. نتیجه گیری: تمرینات عصبی عضالنی ویژه والیبال در بهبود عملکرد و پیشگیری از آسیب لیگامان صلیبی قدامی زانوی دختران والیبالیست موفق بوده است. براساس نتایج پژوهش حاضر، انجام این تمرینات منجر به اصالح ولگوس پویای زانو، بهبود راستای اندام تحتانی، تکنیک فرود و بهبود عمکلرد دختران والیبالیست شده است. لذا آن به دختران والیبالیست دارای ولگوس پویای زانو و مربیان آنها پیشنهاد میشود
  13. تاثیر شش هفته تمرینات عصبی عضلانی ویژه پیشگیری از آسیب در فوتبال بر عملکردورزشی و خطای فرود زنان فوتبالیست دارای والگوس پویای زانو
    1401
    مقدمه: روند افزایشی مشارکت در فوتبال به عنوان محبوب‌ترین رشته ورزشی جهان منجر به افزایش میزان بروز در این رشته شده است. جدی‌ترین آسیب در زنان فوتبالیست، آسیب لیگامان صلیبی قدامی و کلیدی‌ترین عوامل خطرساز آن شامل خطای فرود و والگوس پویای زانو می‌باشد که در زنان شیوع بیشتری دارد. یکی از پروتکل‌های موفق کاهش خطر آسیب و افزایش عملکرد ورزشی زنان فوتبالیست تمرینات عصبی عضلانی ویژه در فوتبال است. در پژوهش حاضر تاثیر این تمرینات بر عملکرد ورزشی و خطای فرود زنان فوتبالیست دارای والگوس پویای زانو بررسی شد. روش‌شناسی تحقیق: آزمودنی‌های پژوهش شامل 24 دختر فوتبالیست دارای والگوس پویای زانو بود که به صورت تصادفی در دو گروه تمرین(سن: 02/2 08±/20، وزن: 86/4 ± 17/56، قد: 34/7 ± 1/164، شاخص توده بدنی: 89/1 ± 88/20و سابقه ورزشی: 99/1 ± 16/5) و کنترل (سن: 71/1 ± 75/19، وزن: 35/5 ± 50/53، قد:35/5 ±3/162، شاخص توده بدنی:81/1 ±30/20 و سابقه ورزشی:06/2 ±41/5) قرار گرفتند. جهت غربالگری والگوس پویای زانو آزمون اسکات جفت پا، ارزیابی تکنیک فرود آزمون سیستم امتیازدهی خطای فرود، ارزیابی ثبات مرکزی آزمون مک گیل، ارزیابی تعادل پویا آزمون وای، ارزیابی چابکی آزمون تی، ارزیابی سرعت آزمون 40 یارد و ارزیابی توان آزمون پرش عمودی سارجنت استفاده شد. گروه تمرین به مدت شش هفته، هفته‌ای سه جلسه و هرجلسه حدود 90 دقیقه در پروتکل تمرینی مشارکت نمودند و گروه کنترل با مدت زمان مشابه گروه تمرین به اجرای تمرینات عادی خود پرداختند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS ورژن 25 و آزمون آنکووا در سطح 05/0≥ p استفاده شد. نتایج: نتایج تحلیل کوورایانس نشان دهنده بهبود معنی‌دار (01/0 =P ) والگوس پویای زانو (از 3/25 به 4/12)، سیستم‌امتیازدهی‌خطای‌فرود (از 66/16 به 16/4) شاخص کلی تعادل (از 2/105به 7/116)، شاخص کلی استقامت عضلات ناحیه مرکزی بدن (از 2/38 به 1/41)، رکورد سرعت (از 36/7 به 07/7)، رکورد چابکی (از 55/11به 09/11) و رکورد توان ( از28به 58/30) بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش، به فوتبالیست‌های مستعد آسیب‌های زانو به دلیل نقص والگوس پویای زانو و خطای فرود توصیه می‌شود که از تمرینات عصبی‌عضلانی ویژه پیشگیری از آسیب در فوتبال استفاده نمایند. زیرا این تمرینات عصبی‌عضلانی با اصلاح عوامل خطرساز کلیدی آسیب‌های اندام تحتانی (والگوس پویا و خطای فرود) نه تنها در پیشگیری از آسیب موثر خواهد بود بلکه منجر به افزایش عملکرد ورزشی نیز می‌شود.
  14. تاثیر تمرینات اسپورتمتریک ویژه فوتبال بر عملکرد و خطای فرود-پرش فوتبالیستها
    1399
    مقدمه: یکی از شدیدترین و خطرناکترین آسیبدیدگیهای مشاهده شده در فوتبال پارگی رباا متقاا ع اادامی ( )ACLمیباشد و در اثر این آسیب، ورزشکاران به دوری ولانی مدت و عوارضی همچون استئوآرتریت، سستی مفصل و بیثباتی زانو در آینده دچار خواهند شد. پارگی ربا صلیبی ادامی فرآیند درمانی بسیار ولانی داشته و با هزینه بسیار بالایی همراه است. با توجه به گزارش مطالعات موجود، آسیبهای ACLغیر برخوردی بوده و اکثرا حین فرود نامناسب در فعالیتهای پرشی رخ میدهد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر تمرینات اسپورتمتریاک ویاژه فوتباال بار عملکرد و خطای فرود-پرش فوتبالیستها میباشد. روش شناسی: کارآزمایی بالینی حاضر با رح پیشآزمون-پسآزمون در آکاادمی تخصصای فوتباال وولفقارنساب شهرستان سنندج انجام شد. تعداد کل آزمودنیها 29نفر و کل افراد پس از پیشآزمون به صورت تصادفی باه دو گاروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت شش هفته پروتکل اسپورتمتریک ویژه فوتبال را انجام داده و گاروه کنترل به تمرینات عادی خود ادامه دادند. آزمونهای مورد استفاده در پژوهش حاضر خطاای فارود-پارش و تعاادل ،Y چابکی ایلینویز، 50یارد سرعت، توان سارجنت، آزمونهای مکگیل میباشد. در نهایت از آزمون تحلیل کواریانس جهت تجزیه و تحلیل دادهها با سطح معنیداری P> 0/05استفاده شد. یافتهها: در گروه تمرین نتایج تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که عملکرد (تعادل، چابکی، توان انفجااری، سارعت ثبات ناحیه مرکزی) و خطای فرود-پرش پس از شش هفته تمرینات اسپورتمتریک ویژه فوتبال تحت تاثیر ارار گرفته و تغییرات معنیداری داشت ( .)P≤ 0/05و اما در گروه کنترل نتایج معنیداری مشاهدی نشد (.)P> 0/05 نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر برای متخصصان حوزه پیشگیری از آسیب و همچنان مربیان مشخص شد که تمرینات اسپورتمتریک ویژه فوتبال نقصهای بیومکانیک عملکردی اندام تحتانی را حین فارود در فوتبالیساتهاا اصلاح کرده و همچنان عملکرد فوتبالیستها را تحت تاثیر ارار میدهد. بنابراین به مربیان و ورزشکاران توصیه میگردد جهت بالا بردن سطح ایمنی مفصل زانو حین فرود و فعالیتهای تخصصای و ارتقاا عملکارد خاود از برناماه تمریناات اسپورتمتریک ویژه فوتبال استفاده کنند.
  15. مقایسه فاکتورهای عملکردی، عزت نفس و خودکار آمدی داوران درجه یک، دو و سه والیبال عراق
    1398
    مقدمه و هدف: ارتباط بین جنبه های جسمانی و روانی داوران می تواند به عنوان یکی از عوامل اثرگذار بر قضاوت داوران باشد. بنابراین در پژوهش حاضر به بررسی و مقایسه پاسخ های عملکردی (تعادل و استقامت عضلانی)، عزت نفس و خودکارآمدی در داوران والیبال درجه 1، 2 و 3 پرداخته شد. روش کار پژوهش: از بین داوران مرد والیبال دارای مدارک درجه 1، 2 و 3 کشور عراق، 50 نفر (میانگین سن 76/8 ± 64/38، وزن 86/8 ± 6/77) به صورت تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. پس از تکمیل فرم رضایت نامه و پرسشنامه سلامت پزشکی، از آزمون تعادل Y و استقامت عضلانی بالا تنه و پایین تنه با استفاده از آزمون های سورنسن، شنا سوئدی، پلانک و اسکات مورد صورت گرفت. سپس جهت ارزیابی عزت نفس و خودکارآمدی به ترتیب با استفاده از پرسشنامه های روزنبرگ و ریکمن انجام شد. جهت مقایسه میزان تعادل و استقامت عضلانی، عزت نفس و خودکارآمدی داوران والیبال درجه 1، 2 و 3 از آزمون پارامتریک آنووآ و ناپارامتریک کروسکال- والیس و آزمون تعقیبی بونفرونی با سطح معنی داری 05/0 ≤ Pاستفاده شد. نتایج: نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین فاکتورهای عملکردی شامل تعادل و استقامت عضلانی و عزت نفس در بین داوران والیبال درجه1، 2 و 3 تفاوت معنی داری وجود ندارد (05/0 ≥ P). در حالی که میزان خودکارامدی در بین داوران درجه 1 نسبت به درجه 2 و 3 بیشتر است (05/0 ≤ P). نتیجه گیری : با توجه به نتایج تجزیه و تحلیل دادها می توان بیان کرد که خودکارآمدی داوران درجه 1 در ابعادی همچون مطلوبیت موقعیتی، دانش بازی و ارتباط نسبت به داوران درجه 2 و 3 بیشتر است که می توان با استفاده از این مولفه ها میزان خودکارآمدی و عزت نفس را در داوران درجه 2 و 3 تقویت نمود.
  16. نقش پلیمورفیسم ژن CYP1A2 بر اثرات ارگوژنیک کافئین در آزمون وینگیت در ورزشکاران
    1397
    چکیده مقدمه: اگرچه نتایج پژوهش های انجام شده در راستای بررسی اثرات مصرف مکمل کافئین بر عملکرد، حاکی از تاثیر مثبت آن بر عملکرد هوازی می باشد، اما در زمینه تاثیر آن بر عملکرد بی هوازی پژوهش های اندکی صورت گرفته و نتایج متناقضی وجود دارد. برخی پژوهشگران بر این باورند که یکی از دلایل احتمالی وجود این نتایج متناقض نادیده گرفتن نقش پلی مورفیسم ژن CYP1A2 می باشد. لذا در پژوهش حاضر نقش پلی مورفیسم ژن CYP1A2 بر اثرات ارگوژنیک کافئین طی آزمون بی هوازی وینگیت در مردان تمرین کرده مقاومتی مورد بررسی قرار گرفت. روش شناسی: پژوهش حاضر، بصورت تصادفی دوسو کور، کنترل شده با دارونما و متقاطع، و بر روی 16 مرد تمرین کرده مقاومتی (6 نفر هموزیگوت AA و 10 نفر آلل C) با میانگین سنی 73/3±93/21 سال، قد 28/5±87/179سانتیمتر و وزن 55/9±92/ 72 کیلوگرم صورت گرفت. افراد طی دو جلسه پس از مصرف مکمل کافئین و یا دارونما در آزمون بی هوازی وینگیت شرکت نمودند. آزمودنی ها سه روز پس از اندازه گیریهای اولیه و دموگرافیک مراجعه نموده، و یک ساعت قبل از اجرای آزمون وینگیت، بصورت تصادفی یک کپسول ژله ی حاوی 6 میلی-گرم کافئین (و یا مالتودکسترین) را، به ازای هر کیلوگرم وزن بدن مصرف نمودند، و سپس قبل از اجرای آزمون 10 دقیقه گرم کردن را انجام داده و در ادامه با حداکثر توان آزمون وینگیت را اجرا نمودند. ورزشکاران پس از گذشت یک هفته و مشابه شرایط جلسه اول، در جلسه ی دوم آزمون وینگیت شرکت کردند، با این تفاوت که جای گروه دارونما و کافئین عوض شد. برای استخراج نمونه های DNA، PCR و الکتروفورز از ورزشکاران مقداری خون گرفته و بلافاصله در لوله های ماده ضد انعقاد (EDTA) ریخته شد. استخراج DNA ژنومی با استفاده از کیت استخراج DNA و بر اساس پروتکل کیت انجام شد. پس از جمع آوری داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر، تجزیه و تحلیل داده ها صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که تاثیر شرایط (مصرف کافئین یا دارونما)، تاثیر ژنوتیپ (هموزیگوت AA و آلل C) و تاثیر تعامل شرایط-ژنوتیپ بر هیچ کدام از پنج متغییر آزمون بی هوازی وینگیت (اوج توان، متوسط توان و حداقل توان، شاخص خستگی و ظرفیت بی هوازی) معنی داری نمی باشد، و تنها اثر تعامل شرایط-ژنوتیپ بر شاخص اوج توان بی هوازی معنی دار (04/0p=) است. به عبارتی مصرف مکمل کافئین باعث افزایش حدود 6% ، شاخص اوج توان در افراد دارای هموزیگوت AA ، و کاهش حدود7% شاخص اوج توان در افراد دارای آلل C ، حین آزمون بی هوازی وینگیت می شود. به طورکلی عملکرد افراد در حالت مصرف کافئین نسبت به دارونما، در تمامی متغیرها در ژنوتیپ AA افزایش یافت به جز در متوسط توان که تقریباً برابر بود، اما در افراد دارای آلل C تقریباً نتایج برعکس بود و عملکرد افراد یا نزدیک به هم و یا در حالت مصرف کافئین کمتر بود، اگرچه این تفاوت موجود در ژنوتیپ ها (هموزیگوت AA و آلل C). از لحاظ آماری معنی دار نبود. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش حاضر می توان بیان نمود که ژنوتیپ (هموزیگوت AA و آلل C) در تاثیر کافئین بر متغییرهای بی هوازی آزمون وینگیت نقش معنی داری ندارد. به عبارتی در مردان تمرین کرده مقاومتی، مصرف 6 میلی گرم کافئین به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن نمی تواند تاثیر معنی داری بر نقش پلی مورفیسم ژن CYP1A2 در شاخصهای عملکرد بی هوازی (اوج توان، متوسط توان و حداقل توان، شاخص خستگی و ظرفیت بی هوازی) داشته باشد. البته به دلیل اندک مطالعات موجود و همچنین کم بودن تعداد نمونه ها، نتیجه گیری بااحتیاط و بیان قطعی، به یافته های تحقیقات آتی وابسته است.