Assistant Professor
Update: 2026-01-19
Sirwan Babaei
Agriculture / Department of Agronomy
Master Theses
-
Yield evaluation and weed control of castor bean (Ricinuc communis L.) by different mulches and chemical herbicides
2025Castor bean (Ricinus communis L.) is an annual herbaceous plant belonging to the Euphorbiaceae family. It is one of the most important medicinal plants of the Euphorbiaceae family, which is commonly used for medicinal purposes. This medicinal plant is one of the oldest species known to mankind. In order to evaluate the performance and weed control of castor (Ricinus communis L..) using different mulches and chemical herbicides, an experiment was conducted in a randomized complete block design with three replications. The experimental treatments included dark plastic mulch, wood chips, straw mulch (wheat), herbicides trifluralin, pendimethalin and metribuzin. Pendimethalin and metribuzin herbicides were applied after the plant growth at the two-leaf and three-leaf stages. The results of the experiment showed that the highest stem height (121.1), number of leaves (17.41), grain yield (1197.38 kg/ha) and oil yield (528.06 kg/ha) were observed in the plastic mulch treatment. Potassium and nitrogen were (0.6%) and (1.53%) in the straw and stubble mulch treatment and phosphorus (0.93%) and stem diameter (2.13) and biological vegetative yield (3033.2 kg/ha) and oil percentage (44.96) were obtained in the wood chip treatment. The highest dry weight of weeds was obtained in the no-weeding treatment (303.52), the highest fresh weight of weeds (1.979) and the number of weeds were obtained in the no-weeding control treatment (39.25). According to the results of the present study, the mulch treatment had significant positive effects on most of the studied traits compared to the control and other treatments.
-
Effect of different weeds management methods on weeds control, functional properties, essential oil content and components of fennel (Foeniculum vulgare Mill.)
2024Fennel, scientifically known as Foeniculum vulgare Mill., belongs to the Apiaceae family and is a medicinal plant native to Iran with numerous applications in the food and pharmaceutical industries. One of the most significant factors causing damage in agricultural production is weeds. Various mechanical, biological, and chemical methods are available for weed control, each with its own advantages and disadvantages. To evaluate the impact of different weed management methods on the functional and phytochemical characteristics of fennel and on weed control, an experiment was conducted as a factorial based on randomized complete block design with four replications at the Faculty of Agriculture, University of Kurdistan. The experimental treatments included glyphosate herbicide, paraquat herbicide, one cultivation, two cultivation, hand weeding, flame weeding, vinegar, afalon herbicide, diuron herbicide, weed-infested, and weed-free conditions. The effect of the herbicide treatments on traits such as aerial dry weight, fruit yield per plant, fruit yield per hectare, and weed dry weight was significant at the 1% probability level, while traits like thousand-seed weight and essential oil content were infuenced at the 5% probability level. However, plant height and the number of umbels per plant were not significantly affected by the herbicide treatments. The highest average fruit yield per hectare (3.95 tons) belonged to the weed-free treatment, followed by the hand weeding and diuron treatments (3.63 and 3.3 tons per hectare, respectively). The highest essential oil content (4.1%) was obtained from the fruit of the vinegar and afalon treatments, while the lowest (3.3%) was obtained from the weed-free treatment. The chemical composition of the essential oil varied slightly among the different treatments, but the dominant components were the same in all treatments and included anethole, fenchone, and D-limonene. Overall, among the weed control methods for fennel, after the weed-free treatment, hand weeding was identified as the most suitable method.
-
تأثیر پاراکوات و نسبت کود اوره پایه به سرک بر عملکرد و قدرت رقابت سیب زمینی با علف های هرز
2022یک آزمایش مزرعه ای به منظور بررسی تأثیر پاراکوات و نسبت کود اوره پایه به سرک بر عملکرد و قدرت رقابت سیب زمینی با علف- های هرز در سال 1398 درمزرعه تحقیقاتی دانشگاه کردستان واقع دردهگلان به صورت اسپیلت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار تیمارهای آزمایش اجرا شد. نسبت های کود اوره به صورت پایه به سرک از مقدارتوصیه شده (100:0)، (75:25)، (50:50)، (25:75)، (0:100)، (0: 50، 50) (دوبار کاربرد به صورت سرک) به عنوان عامل اصلی و عدم کاربرد وکاربرد علف کش پاراکوات برای کنترل علف های هرز در اوایل سبزشدن محصول به عنوان عامل فرعی بودند. نتایج این پژوهش نشان داد که تاج خروس ریشه قرمز، سلمه تره، پیچک صحرایی از مهمترین علف های هرز مزرعه بودند. کاربرد علف کش پاراکوات موجب کاهش 57/94 درصدی تراکم علف های هرز در زمان برداشت محصول شد. دربین نسبت های کود اوره هم بیش ترین تراکم علف های هرز (10/31 بوته در مترمربع) در تیمار اوره 0:50:50 مشاهده شد، درحالی که با تیمار 100:0 با تراکم 8/31 بوته در مترمربع نداشت. بین سایر نسبت های اوره هم از نظر تراکم علف هرز اختلاف معنی داری وجود نداشت. کاربرد پاراکوات در اوایل سبزشدن سیب زمینی موجب افزایش 22/83 درصدی وزن خشک اندام های هوایی سیب زمینی، 10 درصدی ارتفاع بوته، 17/15 درصدی شاخص سطح برگ گردید. استفاده از پاراکوات در اوایل سبزشدن سیب زمینی موجب افزایش 37/22% عملکرد غده سیب زمینی شد. بیش ترین عملکرد غده از نسبت اوره 75:25 به میزان 3482/1 گرم در متر مربع بدست آمد که با نسبت 50 :50 تفاوت معنی داری نداشت. کاربرد پاراکوات موجب افزایش 1/84 درصدی شاخص برداشت سیب زمینی گردید. براساس نتایج بدست آمده از آزمایش، پیشنهاد می شود 75% کود نیتروژن مورد نیاز مزرعه سیب زمینی به صورت پایه و 25% به صورت سرک استفاده شود و درصورت حضور علف های هرز دراوایل سبزشدن سیب زمینی، مزرعه با استفاده از علف کش پاراکوات سمپاشی شود.
-
تاثیراختلاط علف کش ها برکنترل علف های هرز سیب زمینی (Solanum tuberosum L.) دراستان کردستان
2022به منظور بررسی تاثیر اختلاط علف کش ها برکنترل علف های هرز و عملکرد سیب زمینی آزمایشی فصل بهار و تابستان سال 1398 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه کردستان واقع در دشت دهگلان برگزار گردید. آزمایش به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی با 4 تکرار و 14 تیمار اجرا شد. تیمارها شامل: 1- متری بوزین (1 کیلوگرم درهکتار) 2- پندی متالین (3 لیتردرهکتار) و3- مخلوط متری بوزین + پندی متالین (1کیلوگرم+3 لیتردرهکتار) پس از کاشت سیب زمینی 4- پاراکوات(3 لیتردرهکتار) 5- متری بوزین (1کیلوگرم درهکتار) 6- پندی متالین (3 لیتردرهکتار) 7- مخلوط پاراکوات + متری بوزین (3 لیتر+ 1 کیلوگرم در هکتار) 8- مخلوط پاراکوات + پندی متالین (3 لیتر+ 3 لیتر درهکتار) 9- مخلوط متری بوزین + پندی متالین (5/0 کیلوگرم+ 5/1 لیتردرهکتار) دراوایل سبزشدن محصول 10- گلوفوسینیت آمونیوم مرحله 4-2 برگی علف های هرز(5 لیتردرهکتار) 11- گلوفوسینیت آمونیوم در موج اول و دوم 4-2 برگی علف های هرز به ترتیب با 5 و5/2 لیتردرهکتار 12- پاراکوات اوایل سبزشدن سیب زمینی (3 لیتردرهکتار) و گلوفوسینات آمونیم در موج دوم مرحله 4-2 برگی علف هرز (5/2 لیتردرهکتار) 13- شاهد وجین و 14- شاهد تداخل علف های هرز(در کل دوره رشد محصول). نتایج نشان داد که پیچک صحرایی(Convolvulus arvensis L)، سلمه تره(Chenopodium album L.) و تاج خروس ریشه قرمز(Amaranthus retroflexus L.) از مهمترین علف های هرز مزرعه آزمایشی بودند. بیشترین تراکم (13/97 بوته درمترمربع) و وزن خشک 64 /63گرم درمترمربع) علف های هرزدر زمان برداشت محصول مربوط به کاربرد پاراکوات در اوایل سبزشدن بود. همچنین پندی متالین پس از کاشت و در اوایل سبزشدن محصول و گلوفوسینات آمونیم در موج اول و دوم 4-2 برگی علف های هرز موجب کاهش 75/61 درصدی تراکم علف های هرز درمقایسه با شاهد تداخل شدند. دراین مرحله کمترین وزن خشک علف های هرز(30/29 گرم درمترمربع) هم درمخلوط متری بیوزین+پندیمتالین در اوایل سبزشدن محصول مشاهده شد ولی بین تیمارهای علف کشی اختلاف معنی داری مشاهده نشد. بیشترین عملکرد غده (31/6 تن درهکتار) درمخلوط پاراکوات+ متری بیوزین در اوایل سبزشدن محصول بدست آمد که اختلاف معنی داری با تیمار شاهد وجین و تیمارهای مخلوط متری بوزین+ پندی متالین پس از کاشت، مخلوط پاراکوات + متری بوزین و مخلوط متری بوزین + پندی متالین در اوایل سبزشدن سیب زمینی نداشت. براساس نتایج آزمایش می توان این تیمارهای علف کشی را برای کنترل علف های هرز سیب زمینی توصیه نمود.
-
استراتژی های مقابله با خشکسالی و میزان تاب آوری در بین تولیدکنندگان گندم دیم استان کردستان
2022در این پژوهش هدف شناسایی استراتژی های سازگاری به کار گرفته شده توسط گندم کاران دیم استان کردستان و سنجش میزان تاب آوری این گروه از کشاورزان در برابر پدیده خشکسالی بود. اطلاعات و داده های مورد نیاز پژوهش بر مبنای دو روش اسنادی و میدانی جمع آوری شد. واحد تحلیل پژوهش، خانوارهای کشاورز دیم کار ساکن در محدوده شهرستان های استان کردستان بودند که بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 160 از آنها به عنوان نمونه آماری مورد مطالعه قرار گرفتند. متغیر وابسته در این پژوهش تاب آوری در برابر خشکسالی و متغیر میانجی شامل میزان بکارگیری استراتژی های سازگاری با خشکسالی بود. همچنین متغیرهای مستقل شامل درک از وقوع تغییرات اقلیمی، درک از وقوع خشکسالی، درک ریسک، تجربه ریسک ناشی از خشکسالی، اطمینان به سازمان های دولتی، دسترسی به منابع، سرمایه اجتماعی و ویژگی های فردی و اقتصادی بودند. در این پژوهش ابتدا با استفاده از یک مصاحبه گروه متمرکز با 15 نفر از گندم کاران دیم تلاش شد انواع استراتژی هایی که در منطقه برای سازگاری با خشکسالی به کار می رود به منظور بکار بردن آنها در پرسشنامه شناسایی و استخراج شوند. سپس با استفاده از پرسشنامه ای که بر اساس چارچوب مفهومی پژوهش طراحی شد اقدام به گردآوری داده ها گردید. به منظور بررسی عوامل اثرگذار بر تاب آوری کشاورزان گندم کار دیم مورد مطالعه از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد از بین متغیرهای مستقل پژوهش، میزان بکارگیری استراتژی های سازگاری به عنوان یک متغیر مستقل میانجی با ضریب مسیر 48/0 بیشترین اثر مثبت و تعیین کننده را بر تاب آوری دیم کاران داشته است. پس از این متغیر، به ترتیب متغیرهای میزان سرمایه اجتماعی، میزان دسترسی به منابع، درآمد و میزان مالکیت زمین کشاورزی به ترتیب با ضریب های 23/0، 20/0، 19/0 و 18/0 بیشترین اثر مثبت و معنی دار را بر تاب آوری در برابر خشکسالی داشتند. همچنین، یافته ها نشان داد که متغیرهای سرمایه اجتماعی، دسترسی به منابع، درآمد و میزان مالکیت زمین کشاورزی با تأثیر بر متغیر میزان بکارگیری استراتژی های سازگاری، به طور غیرمستقیم بر تاب آوری در برابر خشکسالی اثرگذار هستند. علاوه بر این، بر اساس یافته ها، اگرچه متغیرهای درک ریسک، تجربه ریسک و اطمینان به سازمان های دولتی به طور مستقیم بر تاب آوری در برابر خشکسالی اثرگذار نیستند، اما این متغیرها با اثر مثبت و معنی دار بر میزان بکارگیری استراتژی های سازگاری، از طریق این متغیر میانجی، قادر هستند تاب آوری در برابر خشکسالی را نیز به طور غیرمستقیم تحت تأثیر قرار دهند. یافته ها نشان داد از بین متغیرهای فردی و اقتصادی، متغیرهای میزان درآمد سالیانه و وسعت زمین کشاورزی دارای اثرات مستقیم بر تاب آوری در برابر خشکسالی و میزان بکارگیری استراتژی های سازگاری با خشکسالی بوده اند.
-
ارزیابی روش های کنترل شیمیایی و مکانیکی علف های هرز مزارع کینوا (.Chenopodium quinoa Willd)
2022گیاه زراعی کینوا بومی آمریکای جنوبی با 5000 تا 7000 سال قدمت می باشد و در کشورهای آمریکای جنوبی به خاویار سبز و دانه طلایی مشهور است. کینوا گیاهی مقاوم به تنش خشکی و شوری می باشد. کینوا اگرچه یک محصول باستانی به حساب می آید، اما در کشاورزی مدرن در مورد کنترل علف های هرز یا علف کش موثر در آن مطالعه کمی انجام شده است. بر اساس تحقیقات محدودی که تاکنون در خصوص بررسی علف کش های انتخابی موثر برای کنترل علف های هرز پهن برگ در کینوا صورت گرفته است اغلب علف کش ها به کینوا خسارت زیادی وارد نموده اند و صرفا قادر به کنترل علف های هرز مزرعه کینوا نیستند. این مطالعه به منظور ارزیابی روش های مختلف مکانیکی و شیمیایی کنترل علف های هرز مزرعه کینوا در مدت دو سال در مزرعه دانشگاه کردستان انجام گرفت. تیمارهای سال اول شامل: شاهد (آلوده به علف هرز)، وجین تمام فصل، یک بار وجین، یک مرحله استفاده از کولتیواتور بین ردیف ها، دو مرحله استفاده از کولتیواتور بین ردیف ها، کاربرد آتش بین ردیف ها، علف کش پاراکوات تمام سطح، علف کش پندی متالین و علف کش پاراکوات+ پرایمینگ اسیدسالیسیلیک و تیمار علف کش تریفلورالین و تیمارهای آزمایشی سال دوم تیمارها شامل: شاهد(آلوده به علف هرز)، کاربرد آتش، وجین تمام فصل، دو مرحله کولتیواتور بین ردیف ها، یک مرحله کولتیواتور بین ردیف ها، گلایفوسیت پیش رویشی، گلایفوسیت پیش کاشت، پاراکوات پیش رویشی، پاراکوات پیش کاشت، ایندازیفلم محافظت شده، پاراکوات محافظت شده، ایندازیفلم تمام سطح، پاراکوات + ایندازیفلم محافظت شده بوده است. نتایج در سال اول نشان داد که تیمار وجین تمام فصل دارای بیشترین عملکرد محصول و تیمارهای تریفلورالین، پاراکوات و تیمار پاراکوات+ پرایمینگ اسیدسالیسیلیک 100 درصد بوته های کینوا را از بین برده و فاقد عملکرد بوده اند. نتایج سال دوم نشان داد که تیمارهای دو بار کولتیواتور و وجین تمام فصل دارای بیشترین عملکرد محصول و تیمارهای پاراکوات محافظت شده و کاربرد آتش به صورت محافظت شده هم عملکرد قابل قبولی داشتند. تیمارهای اینداریفلم تمام سطح، پاراکوات پیش رویشی، پاراکوات پیش کاشت، گلایفوسیت پیش رویشی و گلایفوسیت پیش کاشت کمترین عملکرد را داشتند، نتایج بیانگر حساسیت بالای کینوا به این علف کش ها می باشد و جهت کنترل علف های هرز روش های کنترل مکانیکی مانند وجین و کولتیواتور و از روش های شیمیایی کاربرد علف کش پاراکوات به روش محافظت شده توصیه می گردد.
-
مطالعه کارایی علف کش های مختلف بر کنترل علف های هرز نخود و تاثیر بقایای آن ها بر کشت گندم در سال بعد
2021حبوبات به عنوان دومین منبع غذایی انسان پس از غلات مطرح بوده و از ویژگی های غذایی و زراعی قابل توجهی برخوردار می باشند. این گیاهان به دلیل قابلیت همزیستی با باکتری های تثبیت کننده نیتروژن مولکولی، در تعادل عناصر معدنی خاک در بوم نظام های زراعی حائز اهمیت ویژه ای هستند. مدیریت علف های هرز به خصوص در کشت های پاییزه و انتظاری نخود از جمله عملیات طاقت فرسا و هزینه بر زراعت این محصول است. به منظور تعیین بهترین زمان کاربرد و مقدار بهینه مصرف علف کش ها برای کنترل علف های هرز مزارع نخود دیم این تحقیق در مزرعه تحقیقاتی معاونت مؤسسه تحقیقات کشاورزی دیم _ سرارود در سال 98-1397 اجرا شد. آزمایش در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 4 تکرار اجرا شد. هر بلوک شامل 14 تیمار: (1، 2 و 3 تریفلورالین با سه دوز 1، 5/1 و 2 لیتر در هکتار 30 روز قبل از کاشت)، (4، 5 و 6 تریفلورالین با سه دوز 1، 5/1 و 2 لیتر در هکتار 15 روز قبل از کاشت)، (7، 8 و 9 تریفلورالین با سه دوز 1، 5/1 و 2 لیتر در هکتار همزمان با کاشت)، 10- پیروکساسولفون (ساکورا) 100 گرم در هکتار همزمان با کاشت، 11- فلومیوکسازین 100 گرم در هکتار همزمان با کاشت، 12- ایمازاتاپیر (پرسوییت) یک لیتر در هکتار همزمان با کاشت، 13- شاهد بدون کنترل و 14- شاهد وجین دستی بود. نتایج نشان داد که علف های هرز گوش خرگوشی (Bupleurum rotundifolium L.)، تلخ بیان (Sophora alopecuroides L.)، سرشکافته (Cephalaris syriaca L.) و کاسنی (Cichorium inthybus L.) دارای بیشترین فراوانی نسبی در همه تیمارها بودند. وزن خشک و تراکم علف های هرز در واحد سطح دارای اختلاف معنی داری با هم بودند. تیمارهای شماره9، 10 و 11 برتر از سایر تیمارها و در کلاس بعد از وجین دستی قرار داشتند. وزن صد دانه، عملکرد بیولوژیک و عملکرد دانه نخود در تیمارهای مختلف اختلاف معنی داری با هم داشتند و شاهد بدون کنترل کمترین، شاهد وجین دستی بیشترین و تیمارهای 9، 10 و 11 از نظر عملکرد دانه بهتراز سایر تیمارها و در کلاس بعد از وجین دستی بودند. همچنین هیچ کدام از تیمارهای علف کشی اثر منفی بر نخود نداشتند. بررسی اثر ماندگاری تیمارهای علف کش بر رشد گندم در کشت بعدی نیز نشان از عدم اثر منفی بر رشد گندم بود.
-
بررسی فلور علف های هرز مزارع سیب زمینی مناطق گرمسیری استان کرمانشاه با تاکید بر پراکنش عروسک پشت پرده (Physalis divericata L.).
2021علفهای هرز از مهم ترین عوامل محدودکننده تولید سیب زمینی(Solanum tuberosum L.) هستند. ﺑـﺎ ﺷﻨﺎﺳـﺎﯾﯽ ﮔﻮﻧـﻪﻫـﺎی ﻋﻠﻒ ﻫﺮز ﻣﺰارع سیب زمینی و تعیین ﺷـﺎﺧﺺﻫﺎی ﺟﻤﻌﯿﺘﯽ آنﻫﺎ ﻣﯽﺗﻮان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮔﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﺸـﮑﻞ ﺳـﺎز و ﻣﻌﺮﻓـﯽ راﻫﮑﺎرﻫـﺎی ﻣﻨﺎﺳـﺐ ﺑﺮایﮐﻨﺘﺮل ﻋﻠﻒﻫﺎی ﻫﺮز اﻗﺪام ﻧﻤﻮد. به منظور تعیین تراکم وشاخص های تنوع علف های هرز مزارع سیب زمینی مناطق گرمسیر استان کرمانشاه و معرفی گونه های علف هرز مشکل ساز، از مزارع سیب زمینی ﺷﻬﺮﺳــﺘﺎنﻫــﺎی ﺳــﺮﭘﻞ ذﻫــﺎب، ﻗﺼﺮﺷـﯿﺮﯾﻦ و ﮔﯿﻼﻧﻐﺮب ﻧﻤﻮﻧـﻪ ﺑـﺮداری بعمل آمد و ﻣﺨﺘﺼــﺎت ﺟﻐﺮاﻓﯿــﺎﯾﯽ ﻫــﺮ ﻣﺰرﻋــﻪ (ﻃــﻮل و ﻋــﺮض ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎﯾﯽ و ارﺗﻔـﺎع از ﺳـﻄﺢ درﯾـا) ﺗﻮﺳـﻂ دﺳـﺘﮕﺎه GPS ثبت شد. ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺑﺮداری با استفاده از ﯾﮏ ﮐﻮادرات ﺑـﻪ ابعاد 1*1 متر مربع اﻧﺠـﺎم و ﻋﻠــﻒﻫــﺎیﻫــﺮز ﻫــﺮ ﮐــﻮادرات ﺑــﻪ ﺗﻔﮑﯿــﮏ خانواده، ﺟــــﻨﺲ و ﮔﻮﻧــــﻪ ﺷﻨﺎﺳــــﺎﯾﯽ و ﺷــــﻤﺎرش گردید. سپس شاخص های تنوع یک گونه در مزارع مورد بررسی مانند؛ ﻓﺮاواﻧــﯽ مزارع دارای یک گونه خاص، ﯾﮑﻨــﻮاﺧﺘﯽ پراکنش گونه در مزارع مورد بررسی، ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﺗﺮاﮐﻢ گونه در مزارع و ﺷﺎﺧﺺ ﻏﺎﻟﺒﯿﺖ برایﮔﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ محاسبه گردید. همچنین ﺷﺎﺧﺺ تنوع ﺷﺎﻧﻮن - وﯾﻨﺮ و شاخص غالبیت سیمپسون برای ﻫﺮ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن نیزمشخص ﮔﺮدﯾﺪ. در این مطالعه به منظور بررسی فراوانی و تغییرات گونه های غالب در محدوده دو شهرستان از روش درون یابی به معکوس وزنی فاصله استفاده شد. به منظور اجرای مدل از ابزار Geostatistical Analyst در محیط نرم افزار Arcmap 10.4.1 استفاده شد. نتایج نشان داد که در مزارع سیب زمینی شهرستان سرپل ذهاب 32 گونه علف هرزمتداول می باشند که این گونه ها متعلق به 15 خانواده گیاهی بودند. در این بین خانواده های Poaceae با فراوانی 25 درصد و Asteraceae با فراوانی 19 درصد بیشترین تعداد گونه ها را به خود اختصاص دادند. بر اساس شاخص غالبیت گونه، عروسک پشت پرده، کنگر برگ ابلقی، چچم، کیسه کشیش، قیاق، بومادران، بابونه، علف قناری، دم روباهی و خارشتر به ترتیب با شاخص غالبیت 11/179، 18/173، 39/165، 35/163، 56/159، 72/155، 08/154، 23/153، 85/148 و 7/147 غالبترین علف های هرز مزارع سیب زمینی سرپل ذهاب بودند. درمزارع سیب زمینی شهرستان قصرشیرین هم 33 گونه علف هرز شناسایی شد. در این بررسی 64 درصد کل گونه ها به 4 خانواده گندمیان، کاسنی، بقولات و شب بو اختصاص داشت. علف های هرز کاهوی وحشی جودره ، ماشک، کنگر برگ ابلقی، ازمک، علف قناری، بومادران، گلرنگ وحشی،ختمی و شیرین بیان به ترتیب با شاخص غالبیت 15/164، 15/164، 4/158، 72/156، 44/153، 64/148، 13/147، 02/143، 93/142، 84/142 و71/138 غالبترین علفهای هرز سطح مزارع سیب زمینی شهرستان بودند. عروسک پشتپرده در قصرشیرین درمقایسه با سرپلذهاب از فراوانی کمتر (47/89 درصد) و غالبیت کمتری (28/109 درصد) برخوردار بود. در شهرستان گیلانغرب هم 18 گونه علف هرز متعلق به 11 خانوده گیاهی شناسایی شد. خانواده های Poaceae و Asteraceae به ترتیب با 5 و 4 گونه تعداد بالای علف هرز در مزارع سیب زمینی این شهرستان را با خود اختصاص دادند. علفهای هرز شاهتره، کنگر برگ ابلقی، سورگوم، پنیرک، دم روباهی، جغجغک، بابونه، گاوزبان، گلرنگ وحشی، ماشک، کنگر وحشی و خردل وحشی به ترتیب با شاخص غالبیت 6/171، 15/166، 2/161، 2/156، 1/156، 95/155، 2/151، 15/151، 95/150، 8/150، 75/140 و 8/135 مهمترین گونه های هرز گیلانغرب بودند. بر اساس شاخص شانون-وینر در فاصله اقلیدسی 6، شهرستانهای سرپل ذهاب و قصر شیرین به ترتیب با شاخص 11/3 و 22/3 در یک گروه و شهرستان گیلانغرب با شاخص تنوع 83/2 در یک گروه مجزا قرار گرفتند. بالاترین تنوع نیز به شهرستان های گیلانغرب اختصاص داده شد. یافته های این بررسی نشان داد شهرستان گیلانغرب بیشترین شاخص سیمپسون (059/0) و شهرستان های سرپل ذهاب (055/0) و قصر شیرین (0486/0) در مراتب بعدی از لحاظ این شاخص قرار گرفتند.
-
بررسی فلور علف های هرز و مدیریت آن در مزارع توت فرنگی استان کردستان
2021گیاه توت فرنگی منسوب به جنس Fragaria و همچنین خانواده Rosaceae و زیرخانواده Rosoideae است همچنین یکی از با ارزش ترین کشت ها برای کشاورزان در غرب کشور می باشد. یکی از مشکلات کشت این محصول علف های هرز هر منطقه و کنترل آن ها است. به همین منظور مطالعه ای در دو بخش مطالعه فلور علف های هرز توت فرنگی مناطق کشت توت فرنگی، روستاهای محور سنندج- مریوان و سنندج- کامیاران در استان کردستان و مدیریت علف های هرز مزرعه توت فرنگی انجام گرفت. در بخش اول مطالعه برای تعیین جنس و گونه علف های هرز رایج در مزارع توت فرنگی استان، از مزارعی که در این دو محور بود نمونه برداری صورت گرفت. برای این منظور در محور سنندج به کامیاران 13 مزرعه در 6 روستا و در محور سنندج به مریوان نیز 11 مزرعه مربوط به 11 روستا که دارای سطح زیرکشت بیشتری نسبت به روستاهای اطراف خود بودند انتخاب شدند. نتایج بررسی فلور علف هرز در مزراع محور سنندج- کامیاران نشان داد، غالب ترین علف های هرز مزارع توت فرنگی محور سنندج- کامیاران مربوط به علف های هرز پهن برگ شامل پیچک صحرایی (Convolvulus arvensis L.)، خارلته (Cirsium arvense L.)، تلخه (Acroptilon repens L.) ، چسپک (Setaria viridis L.)، سیر وحشی (Allium canadense L. ) و ماشک (Vicia persica Boiss.) به ترتیب دارای شاخص غالبیت 5/200،200، 72/193، 48/193، 24/192و24/190 بود که سه نمونه اول از علف های هرز چند ساله و ماشک جزو علف های هرز یکساله بود، و در بین علف های هرز باریک برگ یکساله، علف هرز چسبک (Setaria viridis L.) بیشترین شاخص غالبیت (48/193) را به خود اختصاص داد. در محور سنندج- مریوان تمامی گونه ها دارای شاخص غالبیت بالایی بودند، گونه های خرفه (Portulaca sp.) و مرغ (Cynodon dactylon L.) از شاخص غالبیت بالاتری نسبت به سایر علف های هرز برخوردار بودند. بررسی مدیریت علفهای هرز با استفاده از طرح بلوک های کامل تصادفی در قالب سه تکرار انجام گرفت. تیمارهای آزمایشی در این طرح شامل 12 تیمار است که علف کش های شیمیایی استفاده شده در این پژوهش شامل کلودینافوپ پروپاژیل، تری بنورون متیل، تری فلورالین و ایندازیفلم و تیمارهای غیرشیمیایی شامل مالچ پلاستیک سفید وسیاه، مالچ خاک اره، مالچ کاه وکلش، سرکه، شعله افکن و وجین دستی بود. نتایج مربوط به مدیریت علفهای هرز نشان داد بین تیمارهای مختلف کنترلی در صفات سطح برگ توت فرنگی و عملکرد توت فرنگی در سطح احتمال یک درصد تفاوت معنی داری مشاهده شد، این درحالی است که میان تیمارهای مختلف در ارتباط با صفات تعداد بوته توت فرنگی و اندازه قطر میوه توت فرنگی اختلاف معنی داری مشاهده نشد. بهترین تیمار از نظر عملکرد توت فرنگی مربوط به تیمار خاک اره (024/703 گرم) و ایندازیفلم (51/686 گرم) بود. بین تیمارهای کنترلی علف هرز ارتباط با رنگدانه های فتوسنتزی (از جمله کلروفیل a، کلروفیل b وکارتنوئید)، تفاوتها در سطح یک درصد معنیدار بود و بیشترین محتوی کلروفیل a درتوت فرنگی (269/2 میلی گرم بر گرم وزن تر) مربوط به تیمار ایندازیفلم بود. صفت وزن خشک علف هرز تحت تاثیر تیمارهای کنترلی بررسی شد و نتایج نشان داد که تیمار ایندازیفلم به عنوان موفق ترین تیمار از نظرکنترل وزن خشک علف هرز (697/22 گرم در یک متر مربع) و تیمار شاهد ضعیف ترین تیمار کنترلی (283/803 گرم در یک متر مربع) در این صفت بود، همچنین بین تیمارهای سرکه، شعله افکن، مالچ پلاستیک سفید و مالچ پلاستیک سیاه اختلاف معنی داری مشاهده نشد. به طورکلی با شناخت نوع علف هرز وآگاهی از تراکم و پراکندگی آن ها در مزارع توت فرنگی، می توان با کمک گرفتن از روش های مدیریتی صحیح از مشکلات ناشی از گونه های مزاحم علف هرز و از انتقال علف های هرز در بین مناطق و خصوصاً انتقال به مناطق مستعد جلوگیری کرد.
-
اثر بیوچار پوسته برنج و تنش خشکی بر ویژگی های مورفو-فیزیولوژیکی جعفری آفریقایی Tagetes erecta).)
2020تنش خشکی به عنوان یکی از مهم ترین تنش های غیرزنده با تغییر در فرآیندهای فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و مولکولی موجب کاهش رشد و عملکرد در گیاهان می شود. کاربرد بیوچار حاصل از پوسته برنج در محیط کشت، به عنوان یک راهکار برای افزایش تحمل به تنش خشکی در گیاهان در مناطق با محدودیت آبی شناخته شده است. بنابراین پژوهش حاضر به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با دو فاکتور تنش خشکی در 3 سطح (25 درصد ظرفیت مزرعه ای، 50 درصد ظرفیت مزرعه ای و 100 درصد ظرفیت مزرعه ای) و بیوچار پوسته برنج در 3 سطح (صفر، 5/3 و 7 درصد وزنی بستر کشت) که در مجموع 9 تیمار می شد در شرایط گلخانه ای روی گل جعفری آفریقایی (Tagetes erecta) انجام گرفت. نتایج به دست آمده از ویژگی های مورفولوژی نشان دادند که تنش خشکی سبب کاهش وزن خشک ریشه و ساقه،تعداد برگ، ارتفاع ساقه، تعداد شاخه جانبی، زمان گلدهی،تعداد ، طول و قطر گل و نیز افزایش نسبت وزن خشک ریشه به شاخساره و افزایش قطر ساقه گردید. همچنین تنش خشکی پروتئین های محلول کل (TSP)، محتوای نسبی آب برگ (RWC) و پایداری غشاء سلولی (MSI) را کاهش و میزان پراکسید هیدروژن (H2O2)، مالون دی آلدئید (MDA)، پرولین، کربوهیدرات های محلول کل(TSC) و فعالیت آنزیم های ضداکسایشی را افزایش داد. کاربرد 5/3 و 7 درصد وزنی بیوچار در محیط کشت در طی تنش خشکی ویژگیهای موفولوژی، RWC، MSI، میزان کلروفیل b و TSC را افزایش و فعالیت آنزیم های ضداکسایشی، TSP، پرولین، میزان MDA، H2O2، کلروفیل a، کلروفیل کل و کارتنوئید را کاهش داد. به طور کلی اثر گذاری مقدار 7 درصد وزنی بیوچار در مقایسه با 5/3 درصد آن در کاهش اثرات نامناسب تنش خشکی بیشتر بود. بنابراین می توان بیوچار پوسته برنج را به عنوان یک بهبود دهنده مناسب خاک، جهت افزایش تحمل به تنش خشکی در گل های فصلی برای کشت در فضای سبز توصیه کرد هر چند که لازم است اثر مقدارهای بیشتر از 7 درصد آن بررسی شود.
-
مقایسه ی برخی روش های شیمیایی و فیزیکی کنترل علف های هرز در مزارع سیب زمینی
2020این آزمایش مزرعه ای به منظور ارزیابی تاثیر رقم سیب زمینی و تیمارهای کنترل علف هرز بر بیوماس علف های هرز و عملکرد سیب زمینی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه کردستان در سال زراعی95-1394 به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار اجرا شد. ارقام سیب زمینی(اگریا، اسپریت و بورن) به کرت های اصلی و تیمارهای کنترل علف هرز(شعله افکن، کولتیواتور، یک بار وجین دستی، علف کش پاراکوات و گلایفوسیت، وجین و تداخل تمام فصل به عنوان شاهد) به کرت های فرعی اختصاص داده شدند. تیمارهای کنترل علف های هرز در مرحله 6-4 برگی علف های هرز (45 روز پس از کاشت) مورد استفاده قرار گرفتند. علف کش های پاراکوات و گلایفوسیت به ترتیب با دز 2 و 3 لیتر در هکتار در بین ردیف های کاشت اعمال گردیدند. نمونه برداری 40 روز پس از کاشت برای اندازه گیری تراکم و وزن خشک علف های هرز شروع و به فاصله 10 روز یک بار تا رسیدگی محصول ادامه یافت. نتایج نشان داد که تاج خروس ریشه قرمز، سلمه تره و پیچک صحرایی از نظر تراکم و وزن خشک به ترتیب علف های هرز غالب مزرعه بودند. میانگین تراکم علف های هرز در ارقام سیب زمینی؛آگریا، اسپریت و بورن طی فصل رشد به ترتیب 4.98، 6.3 و 7.36 بوته در مترمربع بود. در بین تیمارهای کنترل علف هرز، پاراکوات دارای کمترین و گلایفوسیت بیشترین تراکم علف هرز بود. همچنین، رقم آگریا از نظر شاخص های رشدی مانند؛ شاخص سطح برگ، ماده تجمع ماده خشک، سرعت رشد محصول و سرعت رشد نسبی از سایر ارقام برتر بود. در بین ارقام سیب زمینی، آگریا با تولید 35.09 تن غده در هکتار دارای بالاترین عملکرد بود، هرچند که تفاوت معنی داری با رقم اسپریت نداشت. در بین تیمارهای کنترل علف هرز وجین تمام فصل دارای بیشترین عملکرد غده (39.35 تن درهکتار) بود. پاراکوات و شعله افکن نیز به ترتیب36.84 و35.26 تن غده در هکتار تولید نمودند و در رتبه بعدی قرارگرفتند، ولی اختلاف معنی داری بین دو تیمارها کنترلی مشاهده نشد. گلایفوسیت هم کمترین عملکرد غده (26.82 تن در هکتار) را در بین تیمارهای کنترل علف هرز تولید نمود. بنابراین، با توجه به نتایج بدست آمده از این آزمایش می توان رقم آگریا را برای تولید غده سیب زمینی و علف کش پاراکوات را برای کنترل علف های هرز آن در محل اجرای آزمایش توصیه نمود.
-
شناسایی علف های هرز مزارع گندم، سیب زمینی و یونجه شهرستان قروه و تهیه نقشه پراکنش آن ها با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی
2019این تحقیق در سال 96-1395 به منظور شناسایی و تهیه نقشه پراکنش علف های هرز مزارع گندم (آبی و دیم)، سیب زمینی و یونجه در چهار بخش از شهرستان قروه از توابع استان کردستان انجام شد. در هرکدام از این بخش ها (چهاردولی، دلبران، مرکزی و سریش آباد) به منظور نمونه برداری از مزارع گندم، سیب زمینی و یونجه، 20 مزرعه به مساحت تقریبی 40 هکتار مربوط به هر محصول به صورت تصادفی انتخاب گردید. در تمام مزارع 8 واحد نمونه برداری(کوادرات) با استفاده از روش سیستماتیک W، انتخاب و علف های هرز آن شناسایی و شمارش گردید. نمونه برداری در مزارع گندم دیم و آبی در دو مرحله رشد (ابتدای ساقه رفتن و انتهای خوشه رفتن)، در سیب زمینی بعد از کاشت تا موقع برداشت 5 مرحله بافاصله 20 روز یک بار و در یونجه قبل از چین اول انجام شد. شاخص های فراوانی، یکنواختی، میانگین تراکم، تعداد گونه علف هرز (غنای گونه ای)، شاخص وفور، شاخص شانون-وینر، شاخص یکنواختی جامعه و شاخص غالبیت سیمپسون محاسبه شد. نتایج نشان داد در مزارع گندم دیم شهرستان قروه 65 گونه متعلق به 23 تیره و در مزارع آبی 66 گونه از 27 تیره شناسایی شد و درمزارع سیب زمینی 46 گونه علف هرز متعلق به 21 تیره گیاهی شناسایی شد. در مزارع یونجه 30 گونه علف هرز متعلق به 13 تیره گیاهی شناسایی شد. جهت تهیه نقشه ی پراکنش، برای هر مزرعه طول و عرض جغرافیایی و ارتفاع محل از سطح دریا توسط دستگاه سامانه تعیین موقعیت جهانی ثبت شد. و سپس با استفاده از این اطلاعات نقشه پراکنش گونه های مختلف علف های هرز مزارع در شهرستان قروه در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی تولید شد. با توجه به بررسی های به عمل آمده از نقشه های مزارع در شهرستان قروه فراوانی علف های هرز غالب در مزارع گندم دیم خاکشیر، چاودار، پیچک صحرایی به ترتیب با 25، 18، 15 درصد و در مزارع گندم آبی به ترتیب با 26، 14و 13 درصد بیشترین فراوانی داشته اند. در مزارع سیب زمینی، پیچک صحرایی، تاج خروس و سلمه تره به ترتیب با 75/39، 75/37 و 87/24 درصد و در مزارع یونجه خاکشیر، مریم گلی و غازیاغی به ترتیب با 87/31، 12/13 و 37/9 درصد بیشترین فراوانی را داشتند. این علف های هرز غالب در مزارع فوق جزء علف های هرز مشکل ساز شهرستان قروه می باشد و می توان با شناسایی این علف های هرز با مدیریت صحیح از پیشگیری آن در سایر مناطق که آلودگی کمتری دارند، جلوگیری کرد.
-
بررسی تحمل ارقام نخود به علف کش پاراکوات ازطریق ارزیابی نشت الکترولیت ها و فعالیت آنزیم های ضداکسایشی
2019آزمایش مزرعه ای به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 4 تکرار در مزرعه تحقیقات کشاورزی دانشگاه کردستان در سال زراعی 96-1395 اجرا گردید. فاکتور اصلی شامل 6 دوز علف کش پاراکوات (0، 3/0، 9/0، 5/1، 1/2 و 3 لیتر در هکتار) و فاکتور فرعی ارقام نخود (آرمان و آزاد از ارقام کابلی و کاکا و پیروز از ارقام دسی) بودند. کرت های آزمایشی در مرحله رشدی 2 تا 4 برگی نخود با دوزهای مورد نظر علف کش پاراکوات سمپاشی شدند. نتایج نشان داد که با افزایش دوز علف کش پاراکوات تراکم و وزن خشک علف های هرز به ترتیب به تبعیت از معادله خطی و زوال کاهش یافتند. افزایش دوز علف کش پاراکوات تا 3 لیتردر هکتار موجب افزایش نشت الکترولیت ها از سلول های برگ نخود تا حدود 13 درصد به علت تخریب غشاء شد. در پاسخ به تنش ناشی از افزایش دوز علف کش پاراکوات فعالیت پراکسیداز به صورت معادله درجه 2، مالونیل دی آلدهید و سوپراکسیددیسموتاز به صورت خطی افزایش و پروتئین محلول به تبعیت از معادله زوال کاهش یافت، ولی بین ارقام نخود فقط ازنظر فعالیت آنزیم پراکسیداز تفاوت معنی دار وجود داشت. افزایش دوز پاراکوات بر غلظت کلروفیل a تأثیری نداشت، غلظت کلروفیل b و کل را به تبعیت از معادله زوال کاهش داد همچنین افزایش دوز پاراکوات، غلظت کارتنوئیدها را در مقایسه با شاهد افزایش داد و موجب کاهش سطح برگ ارقام نخود شد، هرچند که بین دوزهای پاراکوات اختلاف معنی داری مشاهده نشد. افزایش دوز علف کش موجب کاهش ارتفاع بوته نخود شد. ارزیابی نشان داد که با افزایش دوز علف کش تا 3 لیتردرهکتار خسارت چشمی بوته های نخود به صورت خطی تا 100 درصد افزایش یافت ولی بوته های نخود قادر به رشد مجدد بودند، اما این افزایش بر تعداد انشعابات در بوته تأثیر معنی داری نداشت ولی تعداد گل در بوته را به صورت خطی افزایش داد. با افزایش دوز علف کش پاراکوات تا 1/2 لیتردرهکتار تعداد کل غلاف در بوته افزایش یافت، اما بوته های نخود توانایی پر کردن همه غلاف ها را نداشتند، بنابراین تعداد غلاف پوک در بوته و وزن صد دانه به صورت خطی افزایش یافت، عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک هم افزایش پیداکردند. در این آزمایش عملکرد دانه نخود رقم آزاد بیش از سایر ارقام بود. بدین ترتیب، با توجه به نتایج آزمایش برای کنترل علف های هرز با علف کش پاراکوات می توان رقم آزاد را با دوز 1/2 لیتردرهکتار به صورت سمپاشی سراسری توصیه نمود.
-
Effect of tribenuronmethyl residual on soil wheat fields on rotation plants
2019The environmental problems caused by the increasing use of herbivores and the effects of illnesses on animals and plants necessitate recognition of these effects more than ever. Trabenoron methyl with the name of Granstar is one of the most important sulfonylurea herbicides that are widely used in weed control. The purpose of the present study is to evaluate the effect of trimenorone methyl herbicides on wheat fields at periodic plants. This study was conducted in the form of two field and greenhouse experiments in a randomized complete block design with four replications. In the field experiment, treatments were used including triangular methionemic herbicide with different doses (0, 0.5, 1.5, 2, and 2.5) equal to the dosage recommended for proper control of weeds on the crop rotation after wheat germination Was used. Also, traits such as density, fresh weight and dry weight of different weed species, tiller number, flag leaf length, flag leaf width, plant height, wheat yield and yield, wheat yield, spike number, number of seeds per spike and 1000 seed weight Measured. The greenhouse emissions were evaluated to evaluate the effect of terbenomorphosedicides on 0, 30, 60 and 90 days after harvesting of wheat on canines such as canola, cucumber, corn, lentil and chickpea. In this experiment, traits such as percentage of emergence, emergence rate, plant height, leaf area, survival percentage, fresh weight and dry weight of the plant were measured. Data analysis was performed using the SAS VER 9.1 software and the comparison of the averages Using Duncan's multi-thread test.
-
Investigation the Effect of Reduced Herbicide Doses (Glyphosate and Sulfosulfuron) for Broomrape (Orobanche Aegyptiaca Pers.) Control in Cucumber (Cucumis Sativus L.)
2019Broomrape (Orobanche aegyptiaca Pers.) is a weed of dicotyledonous plants and since the presence of broomrape on a cucumber farm has a mild effect at all stages of its growth and reproduction, and therefore will result in irreparable damage ؛In order to control chemical to broomrape (O. aegyptiaca) in cucumber with two herbicides glyphosate and sulfosulfuron , and to out the optimum dosage and frequency of application of two herbicides, an experiment was conducted at the research farm (Dashan) of Kurdistan University in 2018. In this study, the effect of post-emergence application of two glyphosate and sulfosulfuron herbicides on broomrape control, and growth and yield of cucumber from Beit Alpha hybrid variety in open space was investigated. This experiment in a randomized complete block design with four replications in each iteration consists of 25 herbicide treatments, as follows: Four doses sulfosulfuron herbicide (25, 50, 75 and 100 gr ai/ha) and Four doses glyphosate herbicide (20, 40, 60 and 80 gr ai/ha) With One, two and three times the application and combination of different doses of two herbicides were used twice and three times, and four replicates the control were infected with broomrape and without application of herbicide. The first stage of treatment was applied 15 days after emergence of cucumber seeds and the interval between two treatments was 14 days. Visual assessment results showed that the experiment plant was more susceptible to sulfosulfuron herbicide. The results of the experiment showed that treatments sulfosulfuron 75 gr ai/ha with one application, sulfosulfuron 25, 50 and 75 gr ai/ha with three times application, Sulfosulfuron 50 + glyphosate 40 gr ai/ha with double application, and combined treatments were used three times in all studied traits in host and broomrape compared to control at 1% level. However, control broomrape effect Phytotoxicity on plant host and therefore their application was not recommended. Due to the sensitivity of cucumber and the lower toxicity effect, glyphosate treatments of 20 and 40 gr ai/ha were used once and glyphosate 20 gr ai/ha with three times application was better than other treatments and there was a significant difference in control at 1% level, and in addition to control of broomrape, fewer Phytotoxicity was observed on the host plant.
-
تاثیر ریزگردها بر کارایی علف کش ها و عملکرد گندم
2019ایران ﺑﻪدﻟﻴﻞ واﻗﻊ ﺷﺪن در ﻛﻤﺮﺑﻨﺪ ﺧﺸﻚ و ﻧﻴﻤﻪ ﺧﺸﻚ ﺟﻬﺎن، ﻣﻜﺮرا در ﻣﻌﺮض ﺳﻴﺴﺘﻢﻫﺎی ﮔﺮد و ﻏﺒﺎری ﻣﺤﻠﻲ و ﺳﻴﻨﻮﭘﺘﻴﻚ ﻣﺘﻌﺪدی ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. در ﺳﺎلﻫﺎی اﺧﻴﺮ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲرﺳﺪ ﺗﻐﻴﻴﺮاﺗﻲ در ﻓﺮاواﻧﻲ وﻗﻮع اﻳﻦ ﭘﺪﻳﺪه ﻣﺨﺎﻃﺮه آﻣﻴﺰ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﺮوز ﻣﺸﻜﻼﺗﻲ در ﺑﺮﺧﻲ از ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻛﺸﻮرﻣﺎن ﺷﺪه اﺳﺖ. ﭘﺪﻳﺪه ﮔﺮد و ﻏﺒﺎر ﻳﻜﻲ از ﺑﻼﻳﺎی ﺟﻮی-اﻗﻠﻴﻤﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ وﻗﻮع آن ﺑﺎﻋﺚ وارد ﺷﺪن ﺧﺴﺎرتﻫﺎﻳﻲ در زﻣﻴﻨﻪ زﻳﺴﺖ ﻣﺤﻴﻄﻲ ﮔﺮدﺷﮕﺮی و ﻛﺸﺎورزی ﻣﻲﺷﻮد. گندم به عنوان یکی از محصولاتی که سهم عمده ای در تامین غذا و انرژی روزانه ساکنان کره زمین زمین دارد، از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. این محصول در استان کردستان به عنوان یکی از مناطق مهم تولید کننده گندم از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. بنابراین بررسی واکنش ﮔﻴﺎهان زراعی و علف کش های استفاده شده برای کنترل علف های هرز در رابطه با تاثیر ریزگرد ها در ﮐﺸﺎورزﯼ ﺑﻪوﻳﮋﻩ در ﻣﻨﺎﻃﻘﯽ ﮐﻪ ریزگرد یک عامل ﻣﺤﺪود ﮐﻨﻨﺪﻩ در ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻬﻢ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ. ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺑﺮرﺳﯽ ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻋﻤﻠﮑﺮد، برخی اﺟﺰاﯼ ﻋﻤﻠﮑﺮد گندم و میزان کنترل علف های هرز تحت تاثیر وجود یا عدم وجود ریزگرد به عنوان فاکتور اصلی و کاربرد علف کش های مختلف به عنوان فاکتور فرعی آزمایشی در سال 96-1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه کردستان واقع در دهگلان انجام گرفت. این آزمایش به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی و با 4 تکرار انجام شد. سطوح اعمال ریزگرد شامل اعمال ریزگرد و عدم اعمال ریزگرد به عنوان شاهد و همچنین مصرف علف کش های مختلف شامل آتلانتیس او.دی، تاپیک، توفوردی، شاهد تداخل با علف هرز و وجین دستی بود. ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻧﺸﺎن داد ﮐﻪ وزن خشک علف هرز، ارتفاع بوته، تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه و عملکرد دانه تحت تاثیر سطوح مختلف ریزگرد و مصرف علف کش قرار گرفتند، به طوری که بیشترین وزن خشک علف هرز، کاهش در عملکرد و صفات بررسی شده در اثر مصرف ریزگرد مشاهده شد. در میان تیمار های علف کشی بیشترین کاهش وزن خشک علف هرز مربوط به تیمار مصرف علف کش آتلانتیس بود. اثر متقابل میان سطوح ریزگرد و علف کش برای صفت وزن خشک علف هرز معنی دار بود.
-
تاثیر سطوح کود نیتروژن و نوع مالچ برعلف های هرز و عملکرد سیب زمینی
2018استفاده از مالچ ها یکی از روش های اکولوژیک برایﻛﺎﻫﺶ ﻣﺼﺮف علف کش اﺳﺖ. علاوه برکنترل علف های هرز، مدیریت مصرف عناصر غذایی از قبیل نیتروژن، می تواند عملکرد محصولات زراعی را افزایش دهد. آزمایشی مزرعه ای به منظور بررسی تاثیر سطوح نیتروژن ومالچ ها بر علف های هرز وعملکرد سیب زمینی اجرا گردید. آزمایش به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک-های کامل تصادفی در سال 1395 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه کردستان اجرا گردید. کرت های اصلی شامل سطوح کود اوره (صفر، 250 و 500 کیلوگرم) و کرت های فرعی شامل تیمارهای کنترل علف هرز مانند مالچ ( کلش گندم، خاک اره و مالچ زنده ماش) و وجین دستی و تداخل علف هرز بودند به عنوان شاهد بودند. نتایج نشان داد که تاج خروس ریشه قرمز، سلمه تره و پیچک صحرایی به ترتیب مهمترین علف های هرز مزرعه آزمایشی بودند. تراکم و وزن خشک علف های هرز با افزایش مصرف کود نیتروژن افزایش یافت به طوری که درتیمار تداخل علف هرز درسطح 500 کودگرم اوره در هکتار تراکم و وزن خشک علف های هرز به ترتیب 25/69 بوته در مترمربع و 1/63 گرم در مترمربع رسید. مالچ کلش گندم، بهترین تیمار ازنظرکارایی کنترل علف های هرز بود. به طوری که درسطح 500 کیلوگرم اوره در هکتار مالچ کلش گندم، خاک اره و ماشک زنده تراکم علف های هرز را 97/90، 39/83 و 32/30 درصد نسبت به شاهد تداخل کاهش دادند. با افزایش میزان سطح اوره مصرفی عملکرد غده درهمه تیمارهای کنترلی افزایش یافت. بیشترین عملکرد غده(42250کیلوگرم درهکتار) مربوط به مالچ کلش گندم با مصرف 500 کیلوگرم اوره درهکتار بود که معادل 24/90% شاهد وجین می باشد. مالچ رنده ماشک کمترین عملکرد غده(14263 کیلوگرم در هکتار) را تولید کرد که معادل 47/30 شاهد بدون وجین بود. با توجه به نتایج آزمایش برای کنترل علف های هرز مزارع سیب زمینی خصوصا درشرایط ارگانیک که امکان استفاده از علف کش های شیمیایی وجود ندارد می توان مالچ کلش گندم را توصیه نمود.
-
ارزیابی کارایی علف کشهای پندیمتالین و گلوفوسینیت آمونیم در مقایسه با متری بیوزین در سطوح مختلف نیتروژن برای کنترل علف های هرز مزارع سیب زمینی
2018تولید مناسب سیب زمینی نیازمند مدیریت صحیح نهاده های مصرفی از قبیل کود نیتروژن و علف کشها در مزرعه می باشد. متاسفانه علف کش های توصیه شده برای سیب زمینی ازنظر تعداد و تنوع محل عمل محدودند. این آزمایش به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار در سال زراعی 95-1394 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه کردستان انجام شد. عامل اصلی شامل سه سطح کود اوره (صفر، 250 و 500 کیلوگرم درهکتار) و عامل فرعی تیمارهای کنترل علف هرز شامل شاهد وجین، شاهد تداخل علف هرز و علف کش های متری بیوزین (سنکور)، پندی متالین (پرول) و گلوفوسینیت آمونیم (باستا) با دز توصیه شده بود. نتایج نشان داد که تاج خروس و سلمه تره و از اواسط فصل رشد پیچک صحرایی علف های هرز غالب مزرعه بودند. با افزایش مصرف کود اوره تراکم و وزن خشک علف های هرز افزایش یافت به طوری که بیشترین تراکم و وزن خشک علف های هرز با مصرف 500 کیلوگرم اوره درهکتار مشاهده شد. درهمه سطوح اوره، کارایی علف کش ها برای کنترل علف های هرز به ترتیب به صورت پندی متالین، متری بیوزین و گلوفوسینیت آمونیم بود. به طوری که با مصرف500 کیلوگرم اوره درهکتار در زمان رسیدگی محصول، تراکم علف های هرز به ترتیب 93/67، 86/21 و 60/92 و وزن خشک آن ها 99/35، 98/37 و 28/94 درصد درمقایسه با شاهد بدون وجین کاهش یافت. هرچند که از نظر وزن خشک علف های هرز تفاوت معنی داری بین پندیمتالین و متری بیوزین وجود نداشت. بیشترین عملکرد غده سیب زمینی با مصرف 500 کیلوگرم اوره (34032 کیلوگرم در هکتار) حاصل شد. مصرف 250 کیلوگرم اوره (27478 کیلوگرم در هکتار) و عدم مصرف اوره (22911 کیلوگرم در هکتار) در رده های بعدی قرار گرفتند. دربین تیمارهای کنترلی، وجین دستی دارای بیشترین عملکرد غده (40505 کیلوگرم در هکتار) و شاهد تداخل علف های هرز (15753 کیلوگرم در هکتار) دارای کمترین عملکرد بود. عملکرد علف-کش پندی متالین، متری بیوزین و گلوفوسینیت آمونیم به ترتیب 35476، 26572 و22396 کیلوگرم در هکتاربود که معادل 587/58، 56/6 و 55/92 درصد از عملکرد وجین دستی است. بنابراین؛ با توجه به نتایج آزمایش، علف کش پندی متالین می تواند جایگزین مناسبی برای کنترل علف های هرز مزارع سیب زمینی باشد و بدین وسیله مشکل کمبود علف کش های توصیه شده برای سیب زمینی تاحدودی برطرف گردد.
-
بررسی کنترل علف های هرز گندم به وسیله علف کش های ثبت شده و ثبت نشده در ایران
2017خسارت ناشی از علف های هرز یکی از مهمترین عوامل کاهش عملکرد وکیفیت گندم در ایران است. این آزمایش به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی با 11 تیمار و چهار تکرار به منظور ارزیابی کارایی علف کش های جدید برای کنترل علف های هرز مزارع گندم استان کردستان(کامیاران و دهگلان) در سال زراعی 95-94 اجرا گردید. تیمارها شامل شش علف کش ثبت شده( آپیروس، توتال، یو46 کمبی فلویید، تاپیک، آتلانتیس، اکسیال و اتللو) و سه علف کش جدید ثبت نشده( پرون، اتریبیوت سوپر و لنسلوت) با دوز توصیه شده بود. تداخل و وجین علف های هرز در طی دوره شد هم به عنوان شاهد انتخاب شدند. با توجه به میزان کنترل علف های هرز، عملکرد بیولوژیکی و اقتصادی گندم درکامیاران علف کش های آتلانتیس، پرون، اتریبیوت سوپر، اتللو و درصورت امکان انسلوت درترکیب با اکسیال و در دهگلان انسلوت، آتلانتیس، پرون، اتریبیوت سوپر و توتال به ترتیب دارای بیشترین کارایی درکنترل علف های هرز بودند. بنابر نتایج بدست آمده، علفکش های ثبت نشده ی لانسلوت، اتریبیوت سوپر و پرون را می توان درتناوب با علف کش های ثبت شده برای کنترل علف های هرز مزارع گندم توصیه نمود.